Machine transcription
٦١
(١) مترجم عبدالجبار
شرارت و بدمزاجی حسن آرا
مزاج حسن آرا چنان خراب بود که همراه تمام خانوادۀ
خود دشمنی داشت نه ادب مادر و نه لحاظ مادر کلان
و نه خوف پدر نه پرواي برادران نوکران یکطرف
نالان جاریه ها دیگر جانب پناه میطلبیدند غرض که
حسن آرا تمام خانه را به سر برداشته بود به آمدن
شاه زمانی بیگم که خاله کلان او بود یکساعت دوساعت
قدری آرام می نشست هنوز شاه زمانی بیگم از دُولی
پائین نه شده بود که متواتر دو سه دادخواه از دست
حسن آرا نزد او رسید نرگس گریان کرده آمد که بیگم صابا
حسن آرا در رویم سنگ زد مهربانی خداوند که اگر سر خود را
پس نمیکردم چشم مرا کشیده بود خدا بکش مرا که از غم
خلاص شوم آخر چکنم سوسن فریاد خواہی کرد که بیگم صابا
بی بی خورد مرا گفت که سوسن زبانت را بکش که ببنیم
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
