Machine transcription
۷۶
زبان من سیه همچون زبان باشد لالی بفکر وصف زلف یار تا کی اینقدر پیچے
اگر بادیدن رخسار اوای دیده مشتاقی بمکتوبش سزاوارست کر تو نظر پیچے
میانی راکه عقل دور بین هرگز نمییابد تو بس بیهوده ای گیسو باطراف کمر پیچے
علاج در دسرای طره مشکین نمی یابی تو چون افعی بشاخ صندل ارشام بسے
بتارنج پیچ طره کارم هیچ در هیچست خدا را از چه رو در هیچ او پیچ دگر پیچے
دلا از کشته نازش سخنها زبیار یاد با نگشتش کنون از رشته جان تار پیچے
درین ماتم سرار حمت شد کی سیل ناری
چوشمع کشته باید راه دل در دود شر پیچے
رسیده جانم بلب از هجران توا یستمکر خبر نداری زمن خدا را تو پرستی که کینه دارم ز تو ہمدرد
کبخش چشم سرد توا پاک اریکاج در استان که من داد که فته بودم غنانا بنت بنی ہوائی
کنون حرت ار بمیر مکنی کویم زشرمساری
ز دوری توعق نماندطاقم چو طفل اشکی در شطره ام بیابسویم نگر بحالم که بیتو دارم چه بیقراری
نگاه مست چون ک ظالم بقوس ابر به تیرگان ستم شما را زده جانم بیک شاره نو خیر کاری
کنون
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
