Machine transcription
جلد اول
۶۰۵
کتاب اداب القاضی
در کتاب دعوای فتاوای عمده که مردی ابرا کرد برامردی از دعویماه گناه نامی خود ابعد از ان
پیش
دعوی کرد آن مرد بران مرد دیگر مالی را بسبب میراث از سترو که پدر خود اگر پدراء مرده بود
از ابرامود ان اوصحیح ست آن ابراحی او و شنیده نمیشود دعوای او بعد ازان ارچنانی که دا
فاینده
کنند و جنز بوده باشد مردن پدر خود در وقت ابرا کردن فی الجوزية عن الذخيرة ادعاء مطلقا
در یکه دعوی کرد در اول
قد فعه المدعى عليه بانك كنت ادعيت قبل هذا مقيدا و برهن عليه فقال ملك مطلقا وبعد از ان قيد
یا بعکس آن
المدعى دعيه لان بذلك السبب ترك المطلق يقبل ويبطل الدفع ردد المحتار اننقل کرده است دهمتا
جواز به ازکتاب ذخیره که شخصی دعوی کرد چیزیه مطلق یعنی بدون سبب پس مدعی علیه دفع کرد
دعوای اور با اینکه بدرستیکه تو دعوی کرده بودی همین چیز را پیش از یمقید یعنی بسبی شایدام
گذرانید برین دفع خود پس مدعی گفت که اکنون دعوی میکنم آن چیز را بهمان سبب گذشتم مهری
م الدع
مطلق را قبول کرده میشود دعوای مدعی و باطل می شود آن دفع مدعی علیه قال الخالصة رجلاا
+
بسبب تم ادعاه بعد ذلك ملكا مطلقا فشهد شهوده بذلك ذكر فى عامة الروايات
انه لا تسمع دعواه ولا تقبل بينته قال مولينا قال جدى شمس الائمة رد لا تقبل بینت
ولا تبطل دعواه حتى لو قال اردت بهذا الملك المطلق الملك
بذلك السبب تسمع دعواه وتقبل بيته رد المحتار وعليه الفتوی انجا گفتت در فتاوا خاننی
که مردی دعوی کرد ملکی را بسبب بعدازان دعوی نمود آن ملک را مطلق بدون بیان سبب سی
گواهی دادند شاهدان او بان سبب ذکر کرده شده است در عامه رواتیها که شنیده میشود دعوا
مقبول کرده میشود شاهدان او گفته است مولانا رضی الله تعالی عنه که گفته ست پدر کلان
شمس الا مزار قبول کرده میشود شاهدان او و باطل نمیشود دعوای او تا آنکه اگر کف مدعی که اراده کرده بودام
بان مک مطلق ملا را همین سبب شنیده میشود دعوای او و قبول کرده میشود شاهلان دوریم
ین
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
