Machine transcription
جلد اول
۵۶۴
کتاب ادب القاضی
باینکه بدرستیکه آن سرای از من است قبول کرده میشود شاهدان مدعی و ان دوالیه خصم است از جان
آن دوغائب زیرا که یکی از ورثه خصم ایستاده میشود از جانب مرده در ان چیزیکه دعوی کرده شود
بروپیس اگر آن دو پسر غائب حاضر شدند و راستگوی نمودند او را در میراث بودن آن سری
و منکر شدند از حق مدعی در آن سرای پس حکم قاضی بر حال خود گذاشته است اگر استگوید
نمودند او را و گفتند که آن سرای را میراث نبرده ایم از پدر خود بلکه دو سه یک آن از پاست
نه بسبب میراث گفته شود مر مدعی را که باز بیار شاهدان خود را برین دو پسر اور دو سه یکیان
سرای زیرا که آن شاهدان بر غیر خصم گذشته بودند زیرا که اقرار ان پسر حاضر عمل میکند
در حق خود او نه در حق آن دو پسر غائب گفته است امام عتابی رحمه الله علیه که مشایخ ما
رحمهم الله تعالی گفته اند که این حکم وقتی است که آن سرای میان آن حاضر و آن دو غائب بخش کردی
نشده باشد اما وقتی که آن سرا برا میان خود بخش کرده باشند و آن دو غائب حصہ خود را نزد آن
حاضر امانت نهاده باشند و غائب شده باشند قبول کرده نمیشود شاهدان مدعی در حصه آن
دو غائب و پیوست میشود این حصه ایشان بدیگر مالهای ایشان که از میراث پدر ایشان نباشی
در انیکه آن حاضر خصم ایستاده نمیشود از جانب ایشان در هر دو صورت بخلاف از انکه پیش از بخش کرنان
باشند زیراکه آن مال باقی مانده است بحکم ملک آن مرده بنا بر انکه شناخته شده است فالحاصل انه
ينتصب خصما عن الميت لانه شرط كون العين كلها في يده وان لا تكون مقسومة
وان يصدق الغائب على انها ارث عن الميت المعين (بحر رائق) پس حاصل این
که جز این نیست که بدرستیکه یکی از وارثان مرده خصم ایستاده میشود از جانب آبن وارثان بسه شرط شهر
اول اینکه بودن تمامی مال است در دست آن وارث حاضر و شرط دوم آنست که آن بال بخش کرده
شده نباشد میان ایشان و شرط سوم آنست که آن غایب استگوی کند آن حاضر را در اینکه آن
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
