Machine transcription
جلد اول
۵۶۳
کتاب اداب القاضی
که حاضرست حکم نمیشود بر دیگر که غایب است تنبیهات الاول قال في شهادات المواقيت
والومات وترك دار اثلاثة بنين وابنان غائبان والدار في يد الحاضر فادعى رجل الدار
على الحاضر فقص عليه القصة وقال مات والدنا واخوای فلان وفلان قبضا نصيبهما
واودعانى وغابا وقال للمدعى كانت داري في يد ابيك فاعلم ان الغائبين قبضا ثلثيها
شايعا واودعاها عندك وانا اقيم البينة انها داري تقبل وذر اليد خصم لان احد
الورثة ينتصب خصما عن الميت فيما يدعى عليه فان حضر الغائبان وصدقا في الارث
بجد حق المدعى فالقضاء ماض وان كذباه وقالا لم نرثها من ابينا بل نلناها
لنا لا بالارث قال المدعى احد سيفك عليها فى ثلثى الدار لان ذلك على غير خصم لان اقرار
الحاضر بعزل حصه لانه حق الغائبين قال العتابی رح قال مشایخنا رحمهم الله هذا اذا لم
يكن الدار مقسومة فاما اذا اقتسموها واودع ابنان نصيبهما عند الحاضر وغابا لا تقبل
البينة للمدعى في نصيبهما على الحاضر والحق هذا بساير اموالهما ان الحاضر لا ينتصب
خصما فيهما بخلاف ما قبل القسمة لانه بقى حكم ملك الميت على ما عرف (فتح القدير)
در اینجا تنبیهات است تنبیه اول این است که گفته است امام محمد رح در شادههای میراثها که
اگر شخصی مرد و ترکه و داشت گذاشت یک سرای و سه پسر را وحال آنکه دو پسر او غایب بودند و اصران
در دست آن پسر حاضر بود پس مردی دعوی کرد بر ان پسر حاضر آن سرایرا پس آن پسر حاضر بیان
کرد آن قصه را و گفت که پدر ما مرده است و دو برادرانم فلان و فلان قبض کرده اند حصه خود را
و امانت نهاده اند حصه خود را نزد من و غایب شده اند و آندعی گفت که آن سرای من بود
در دست پدر تو پس میدانم که بدرستی آن دو غائب قبض کرده اند دوسه یکه آن را بطرق
شایع و بخش ناکرده شده امانت نهاده اند حصه خود را نزد تو و من شاهدان میگذرانم
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
