Machine transcription
جلد اول
۵۴۴
کتاب ادبالقاضی
والمولى والمحكم فيه سواء بخلاف ما اذا حكم عليهم لانه تقبل شهادته عليهم
فيكذ لقضاء (هدايه) و حکم حاکم برای پدر و مادرش و برای زنش و برای ولدش و برای خپم
قبول کرده نمیشود و شاهدی او برای آنکس باطل است تا قاضی ولایت داده شده از طرف پادشاه
پادشاه
و حکم درین حکم بر ابرند که حکم هر دو برای این کسان قبول کرده نمیشود بخلاف اینکه حکم کند براین
که قبول کرده میشود زیرا که شاهدی او براین کسان قبول کرده میشود پس همچنین حکم برایشان قبول
کرده میشود و لوحكم رجلين لابد من اجتماعهما لانه امر يحتاج فيه الى الراي والله
اعلم بالصواب (هدايه) و اگر مدعی و مدعی علیه دو مرد را حکم گردانیدند چاره نیست از یکجا
بودان آن دو مرد در حکم کردن زیرا که حکم کردن امریست که حاجت میشود دران تفکر کردن و مد
و مدعی علیه رضا نشد اند تفکر آن هر دو ورضا نشده اند بتفکر یک مرد از ایشان والله اعلم با الصوا
فایده
در اینکه حکم کنند
دو کس را
ولو شهد عند الحكمين شاهدان ثم مات الشاهدان اوغابا نسأل المدعى الحكمين
ان يشهدا له على شهادتهما لم يجز (فتح القدير) و اگر دو شاهد گواهی دادند نزد
دو حکم پس انشاهدان مردند یا غایب شدند پس مدعی خواست از ان دو حکم اینرا که شاهدی
بدهند برای او بر شاهدی آن شاهدان روا نمیشود شاهدی آن دو حکم بر شاهدی آن دو شاهد بها
فایده
در اینکه امر کند پادشاه ۲
ولوا مر الامام رجلا بان يحكم بين الناس وهو ممن تجوز شهادته جاز ويصير كالقاضی ولو مردمیرا بحکم کردن درمیان
مردم
امر القاضی رجلا لم يجز الا باذن الامام لان يجرا يمد حكم او بتواضى به الرجلان بعد الحكم
(فتح القدير) و اگر امر کرد پادشاه مردیرا باینکه حکم کند میان مردم و آن مرد از جمله کسان
بود که شاهدی ایشان رو ابودر و امیشود حکم کردن آنرد و میگرد دمانند قاضی ولایت داده شده
از طرف پادشاه واگر امر کرد قاضی مردیرا که حکم کند میان مردم روا نیست حکم کردن او مگر باذن
پادشاه مگر روا میشود حکم آن مرد که قاضی اجازه کند بحکم او پس از حکم کردن او یا رضا شوند مدعی
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
