Machine transcription
جلد اول ۵۱۰ کتاب ادب القاضی
حکم او پس خصومت مر مدعی علیه را در روز قیامت با قاضی مدعی است اما با مدعی پس گر جسته
مدعی گنهگار ست بگیر فتن او مال را و اما با قاضی سبب اینکه قاضی گنهگار ست بسبب اجتهاد
کردن او زیرا که پیجس از اهل اجتهاد نیست از زمانه ما و بعضی از بزرگان خوانده هم مجله تا قیاس
کرده است مفتی را بر قاضی و همین حکم یعنی اگر مفتی بقیاس فتوی داد بعد از ان وایت ظاهر شد
مخالف از فتوی او پس در روز قیامت خصومت مدعی علیه با او و با آنکسی ست که بفتوی ابی او
داده است قال محمد فی الجامع عبد فى يدى رجل ادعاء رجل و هي انه عبد وانكر صاحب اليد
دعواه فذهب المدعى لياتى بالشهود فباع صاحب اليد العبد من رجل سلمه اليه ثم اودع المشرى
العبد من البايع وغاب ثم ان المدعى اقامصاحب اليد عند القاضي هذا ليقيم
عليه البينة بحقه فهذه المسئلة على وجوه اما ان علم القاضي بما صنع
ذو اليد اوله يعلم ولكن اقرالمدعى بذلك وفي الوجهين لا خصومة للمدعى مع صاحب
اليد وكذلك اذا اقام صاحب اليد بينة على اقرازالمدعى بذلك يبطل دعواى
گفته است امام محمد رحمة الله علیه در کتاب جامع که غلامی در دست مردی بود مردی دیگراند در دعوی
کرد که بدرستیکه این غلام مر است و آن مرد ذو الید منکر شد از دعوای او پس مدعی رفت برای
اینکه شاهدان بیاور و پس آن ذو الید فروخت غلام را بمرد دیگر و تسلیم نمود او را با و بعد از ان شتری
امانت نهاد آن غلام را نزد آن فروشنده و غایب شد بعد از ان مدعی بازآورد آن مرد ذو الید را
نزو این قاضی تا که بگذراند بر و شاهد انزا بحق خود پس این مسئله بچند وجه ست یا بشرطی که یا
قاضی عالم باشد با نچز یکه آن ذو الید کرده انرا که فروختن غلام است و با نظلمت گرفتن است
از خریده یا عالم نباشد بر آن لیکن مدعی اقرار کرده باشد بآن فروختن المانت گرفتن و درین جو
مدعی را با ان ذوالید دعوی و گفتگوی نیست و همچنین بحت که مدعی را با ذوالید دعوی نیست وقتی گوهام
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
