Machine transcription
جلد اول
٥١٨
کتاب ادب القاضی
شاهدان بگذراند با قرار کردن مدعی بآن فروختن وامانت گرفتن وان لم يكن شيء من ذلك
ولكن صاحب اليد اقام بينة على ما صح فذكرانه وديعة في يديه لفلان يشترى
كان بعد الخصومة فان القاضى لا يقبل بينته ولا يدفع عنه الخصومة
واذ الم يندفع عنه خصومة المدعى وقضى القاضى عليه ببينة المدعى
فلو حضر المشترى بعد ذلك واقام البيئة على الشراء من صاحب اليد
لا يسمع بينته كذا في المحيط والهبة والصدقة فى هذا بمنزلة البيع اذا اتصل
بهما القبض كذا في الفراء المکوی واگر هیچ چیزی ازان وجوه نبود چنانکه قاضی بآن کار عالم نبود
ونه مدعی بآن اقرار کرده بود و نه شاهدان گذرانیده بود ذوالید با قرا ر مدعی بآن کار لیکن نیزد
ذوالید شاهدان گذراند بر آن کار خود که فروختن و امانت گرفتن است پس بیان کرده شد
درشاهد یک این غلام در دست او امانت است مفلانه ای سبب خریدن از فلان این خاص با
دعوای مدعی بگذشتن که قاضی قبول نکند شاهدان او را از ان ذوالید گفتگوی امدن دفع نمیشود
دوقتیکه گفتگوی می ازا و دفع نشده قاضی کم کردبرد والید بسبب شاهدان مدعی را گرید از ان منخرید ما حضر
وشاهدان گذرانید بخریدن خود ا لغلام را از ان مرد ذوالید شاهدان او شنیده نمیشود همچنین اگر بخشد
در کتاب محیط و بخشیدن ذوالید آن غلام را بکسی یا صدقه کردن وی اور اکسی وقتیکه قبض
کردن انگس باین هرد و پیوست شود درین حکم بمنزله فروختن استند ولوكان القاعي
لم يقضى بشهادة شهود المدعى حتى حضر المشترى دفع ذواليد العبداليه ويجعل القاضى
المشترى خصا للمدعى ولا يكلف المدعى على اعادة البيئة واذا قضى القاضي على الشرى
للمدعى ببطل البيع الذى جرى بينه وبين ذى اليد ويرجع المشترى عليه بالثمن
وكذلك لوشهد على صاحب اليد رجل واحد ثم حضر المشترى ودفع العبد اليه
ملی الرالرحمن
مل عبد المکوی
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
