Machine transcription
جلد اول ۳۴۲ كتاب القاضي
که اگر شوهر اعتقاد داشت سه طلاق را درین قول خود که تو طلاق هستی البته پس بدرستی که زن حرام
میشود بر او پس اگر اعتقاد او گشت باینکه بدرستی آن طلاق رجعی است حلال نمیشود آنزن بر او محلاوا
مثال سوم اینکه قاضی حکم کند بر جمعی بودن آن طلاق پس بدرستی که این حکم قاضی ایران میکند
اعتقاد او را از اینکه آن طلاق سه طلاق است مثال چهارم اینکه اگر قاضی حکم کند بحلانه بعد ازان
اعتقاد او بگرد دازان حکم پس بدرستی که این گردیدن اعتقاد او نمی شکند آن چیزیرا که گذشته از حکم او
زیرا که اعتقاد ویران نمیکند حکم قاضی را و جز این نیست که بر اعتقاد بسین خود عمل کند در زمانه آیسندها
وفی نوادر هشام عن محمدانه رجل تزوج امرأة ثم جن جنونا مطبقا ولده والد فادعت المرأة
انه كان حلف قبل التزويج بطلاق كل امرأة يتزوجها ثلاثا قال فصدقه
والد وخصها فان رضيه وراى ان هذا القول ليس بشئ فابطله وامضاء
النكاح ثم برأالزوج وهويرى وقوع الطلاق بهذا القول هل يسعه المقام
معها قال نعم وفي الخانية ثم شرط صحة لكون الوالد خصما ان يكون جنون
الزوج مطبقا اختلفت الروايات في المطبق فذكر الناطفي رحمه والشيخ الامام
المعروف بجواهر زاده رحمه ان الجنون المطبق في قول ابيحنيفة رحمه مقدر
بشهر وعليه الفتوى كذا في التاتارخانية (عالمگیری)
در کتاب نوادر هشام رح نقل کرده است از امام محمد رح که مردی بنکاح گرفت زنی را بعد از آن مرد دیوانه شد دیوانگی
پیوسته دارد مرد را پدری بود پس دعوی کرد زن او که بدرستی که آن شوهر من پیش از نکاح کردن خود سوگند کردهم
که اگر من زن را بنگاح گرفتم طلاق باشد به طلاق گفت است امام محمد رح که قاضی پدر آن دیوانه را خصالیسننا زید
از جانب او پس اگر قاضی پدر او را خصم گردانیده اعتقاد قاضی بود که بدرستی این قول شوهر که سوگند کرد
اوست بطلاق زنان پیش از نکاح کردن چیزی نیست که اعتماد کرده شود بر آن پس قاضی باطل کرد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
