Machine transcription
جلد اول ۲۰۴ کتاب ادب القاضی
شود آنچه که غیر از قوت یکروزه او و عیال اوست بصاحب دین ایستاده کرده نشود و حصه یومیه
حق بجهت سبکی او وابسته کرده نشود و بند انداخته نشود در پای او و کش کرده نشود و ترسانیده نشود
باشد صاحب حق بشهریکه قاضی نباشد در آن شهر درینصورت ملازم دین لازم باشد با دیندار خود
و روز تا اینکه بگیرد حق خود را این چنین ذکر شده است در کتاب جواهر الفتاوی واجرة السجان
والسير على رب الدين كجامع الرموز و مزد بندی بان و بسته می خانه بر صاحب دین است
واذا كان المحبوس يسرف في الطعام فالقياس ان يمنع ويقدر له الكفاف وفي الخزينه
و وقتی که بود بندی که اسراف میکرد در طعام پس حکم قیاس این است که منع کرده شود ازان اسراف
کردن و اندازه کرده شود برای او آن قدر طعام که کفاف او شود و تعیین مکان ای مکان
المحبوس لمعلوم ارادة صاحب الحق للقاضى الا اذا طلب المحق مكانا اخر فيجيبه لذلك قنيه و
افتى المصنف ح تبعا لقارى الهدايه بان العبرة فى ذلك لصاحب الحق لا للقاضى
وفى النهر ينبغى ان لا يجاب لو طلب حبسه فى مكان اللصوص ونحوه (در مجتمع)
و اختیار معلوم کردن جای بندی کردن در وقت نا بودن اراده صاحب حق نه قاضی راست
مگر معلوم کردن جای بندی کردن مر قاضی را نیست وقتیکه مدعی نخواهد دیگر جای بندی کردن پس قبول
کند قاضی خواهش او را باین بندی کردن بهمان دیگر جای گیر کرده شده است این حکم در کتاب قنیه
و فتوی کرده است مصنف رح به پیروی قاری هدایه باینکه بدرستی اعتبار معلوم کردن جای بندی بصاحب
حق راست نه قاضی را و در کتاب نهر فایق آورده است که بشاید اینکه قبول کرده نشود خواهش مدعی اگر
میخواست بندی کردن دیندار را در زندان دزدان و مانند آن وفى المحيط يجعل للنساء سجا
على حدة دفعا للفتنة در مختار و قاضیخان و المحيط تا و در کتاب بحر رائق از کتاب محیط نقل کرده شده اینکه گردانیده شود
برای زنان بندیخانه جدا از جهت دور شدن فتنه ولیکن نگاهدارد زنان را مردی یعنی بندی بان او مرد باشد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
