Machine transcription
جلد اول
٣٠٣
کتاب ادب القاضی
باسواط كذا فى الملتقط (عالمگیری) «اگر بونیدی که همیشه میگریخت از بند یخانه ادب بدهد اور اقاضی سیتا
زیانه همچنین مذکورست در کتاب ملتقطاً فاعلم القاضی ان المحبوس بحنال للخروج والهرب بنفسه
او بالرجوع الى الظلمة ليخرجوه ادبه القاضى بالسياط (قاضیخان) وقتیکه دانست قاضییان
بدرستی بندی حیله میکند برای برآمدن و گریختن از بند یخانه به نفس خود یا بازگشتن بظالمان برای
اینکه ایشان بیرون کنند او را از بند بخانه ادب بدهد او را قاضی بپنجاه تازیانه ولا ينبغى ان يحبس في
سجن اللصوص بجامع الرموز) ولا يغل ﻻاذا خاف فراره فيقيدا ويجول لسجن اللصوص ان
يختار ) الا اذا كان يخاف عليه منهم لما بينه وبين اللصوص عداوة ويعرفون لو حولوا اليهـــم
لقصد وه لا يحول كذا في محيط السرخسی (عالمگیری) و نمیباید اینکه بندی کرده شود دیندار در زندان
دزدان در گردن او طوق آهنی انداخته نشود مگر وقتیکه بترسد از گریختن و پس بند انداخته شود دینا
او یا گردانیده شود در زندان دزدان مگر بر زندان دزدان نیز برده نشود وقتیکه ترس باشد بر این یبی
از ان دزدان از جهت آنکه باشد میان بندی و دزدان دشمنی و دانسته میشود که اگر تا
آن بندی را در زندان دزدان بگرداند و با ایشان یکجا کنند بر آینه آن دزدان قصد هلاک اور ا میکنندی
صورت گردانید ، نشود بزندان دزدان ولا يجرد ولا يواجر (تنوير، ولكي ان آجر هو نفســـــه
واخذ الأجرة يترك له قوت يومه وعياله ويصرف ماسوى ذلك الى رب الدين العا
المكيرى) ولا يقام بين يدى صاحب الحق اهانة له (تنوير) ولا يصفد و لا
يقيد ولا يمد (عالمگیرى) ولا يجوف (خلاصة الفتاوى) ولو كـــــان
ببلد لا قاضى فيها لازمه ليلا ونهارا حتى يا خذ حقه جواهر الفتاوی، در محلهای
و برهنه کرده نشود بندی مزدور کرده نشود ولیکن اگر آن بندی خود را مزدور کرد
و مزد خود را گرفت گذاشته شود برای او قوت یکروزه او وعیال او و صرف کرده
ماده
مدیون در مجن
دزدان نشود
فائده
بندی مزدور
کردہ نشود
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
