Machine transcription
جلد اول
۱۶۲
كتاب القاضی
وكذالواستخلف القاضي غيره وشرط عليه ان لا يرتشی ولا يشرب الخمر ولا يقتل اهل حله بغير عدل
المسلمين ولو فعل شيئاً من ذالك ينعزل ولا يبطل ما مضي من قضاياه (جامع الفصولين)
او همين حکم است اگر خلیفه کرداند قاضی شخصی را و شرط نمود بر او که رشوت نکیرد و شراب ننوشامند
و قران بردار میکشند امیر هیچ کسی که مخالف باشد از رصاصی حق تعالی مسیح است همین خلیفه کردانید
پس اگر فعل کرد آن خلیفه چیز را از اموره کوره معزول میشود و بعد از ان حکم او نافذ نیست و باطل نمیشود
آن چیز که گذشته است از حکمهای خلیفه عم نجم البصر فهو على قضائه ولو قضی حال عماه لم ينفذ
(جامع الفصولين) اگر کور شد قاضی بعد از ولایت قضا بعد از ان هم باکشت پس و ثابت است بر قضاه
خوه و اگر حکم قضا را نموده بود در حال کوری خود نافد نمیشود قضای او السلطان اذا قلد رجلاً قضاء بلدة
وفيها قاض ولم يعزله صحي الاشبه ان لا يصير كلا ول معزولا كذا فى الملتقط (عالمكري) وهى
اختيار صاحب الفتاوى الصغرى (جامع الفصولین اگر سلطان شخصی ولایت قضای شهر راداد
و در آن شهر قاضی بود غیر از بن قاضی و معزول نکرده بود سلطان او را بعزول کردن صریح مشابه تر بحق انیست
که قاضی اول معزول نمیکرد و هیچی اگر تصرف در یک مرزا مور قضا بکند نافذ است تصرف او و اگر
صریحاً او را معزول نموده بود تصرف او نافذ نیست همچنین آورده است در کتاب ملتقط و همین حکم
اختیار کرده شده صاحب فتاوای صغری است وفى جامع الفتاوى اذا ورد الكتاب
من الامام على عامل خراسان ان يجمع الفقهاء او قوما سماهم لينظروا
ما فى امر القاضي فان رضوه فاقروه والا فاعزله فاجتمعوا فلم يرضوه فاخذ العامل
الرشوة وكتب اليهم يرضوه وترك على دالك حتى يحكم صح لانه لم يعزل ولوكا
قاضيا و المقلد اذا قلد ، فكتب اليهم قد رضوا و قلده لا ينفذ حكمه
كذا فى التاتارخانية (عالمكيرى) در کتاب
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
