Machine transcription
جلد اول
۱۶۱
کتاب القاضی
وان حكم وا لقاضی ای قضی فی کل اسبوع یومان با مکان له ولایتہ القضاء فی یومین من کل اسبوع
لا غیر فقضی فی الا یام التى لم یکن لہ ولایته القضاء فاذا جات نوبت اجازها فقضہ جائز
لد خول الفصولہ فی القضاء وهو اعم من القاضی و ظاهر کلامهم ان اجازه قضاء الفضولہ
لا توقف علی كون الفصولي خليفة من قاض ليس له ولا يته الاستخلاف بل لوقضى فضولیا اجنیه
اصلا فاجازه القاضی جاز (محررابی) قاضی کر حکم میکرد در بر رفته دو روز بسبب اینکه بر و او را ولایت
قضا در هر هفته دو روز نه دیگر پس، حکم کرد در آن روز ها می که نبود مرا و را ولایت قضا در آنها پس وقتیکه
آمد نوبت قضای او اجازه کرد آن حکم را می گذشت غیر تو بیتی خود را روا است اجازه او پس داخل شد
بنا بر این اسکم شخص بیگانه که نه قاضی باشد و نه نائب قاضی در امر قضا و یگانه عام است از قاضی غیر او
و ظاهر کلام فقهاء رحمہم اللہ تعالی این است که درستی اجازه قضای شخص بیگانه موقوف نمیشود بر خلیفه بودن آن
بیگانه از طرف القاضی که نباشد ا و را ولایت خلیفه گرفتن بلکه اگر حکم کرد آن شخص بیگانه که قاضی هر گز اورا
تکلیف نکر دانیه بود پس اجازه کرد قاضی او را روا است حکم او اذا قال السلطان
لرجل جعلتك التى في القضاء بشرط ان لا ترتشى ولا تشرب الخمر و لا تقتل مراحد على
خلاف الشرع فا لتقليد صحيح والشرط صحیح وازا فعل شيئا من ذلك لا ينتم قاضيا كذا
فى المحیط ولو قلند ثم وصل اليه ان لا تسمع خصومه فلان انعزل في حق فلان كذا
فی الخلاصه (عالمگیری) اگر گفت سلطان مردیرا که ترا نائب خود گردانیدم در امر قضا بشرط
اینکه رشوت نگیری و شراب بیاشامی و متابعت نکنی امر پیچ کسی را برخلاف شریعت
پس این سره کردن سلطان قاضی را صحیح است و این شرط کردن او نیز صحیح است پس وقتیکه قاضی کرد
یکی از این افعال را باقی نماند بحکم قضا ایچنین است در کتاب محیط و اگر و لایت قضا با و داده شد
بعد از ان رسید از طرف پادشاه با اینکه نشنود و خواست فلان معزول میشود در حق فلان همچنین است در کتاب خلاصه
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
