Machine transcription
حصه اول
۱۴۳
کتاب القاضی
در کتاب قنیه آورده است که تحسین را که در خانقاه یکی را دیگر می بیند رشوت است
واجب میشود واپس دادن آن ملک نمیگردد برای گیرنده وفی السير الكبير الرشوة
لا تملك الى ان قال ابراء عن الدين يصلح مهرا عند السلطان لا يبراء و هو رشوة
(بحر) در کتاب سیر پیر آورده است که رشوت ملک نمیشود بستاننده را تا آنکه گفته است
ابرا کردن اگر شخصی گفت دین دار خود را که خلاص کردم ترا ازان دین از جهت اینکه درست نمائی
کار مرا نزد پادشاه خلاص نمیشود دین دار واز دین او و آن رشوت است والوالی لا مطمع کی
عند امن ثمر فقال ابریتی عن المهر فاضطجع معک فابراته قبیل براء لان الابراء للتوود
الدفع للجماع (بحر) و اگر طمع آورد شوهر خواب شدن را بازن خود پس شوهر
گفت که خلاص کن مرا از مهر و پس خواب میکنم با تو پس ابرا کرد آن زن از مهر
خود گفته شد که خلاص میشود از آن مهر زیرا که این ابرا از برای دوستی است
که خواننده است مجماع را و في القنية دفع للقاضي او لغيره محتا لا
صلاح المهم فاصلح ثم ندم يرد ما دفع اليه ظاهرا ان التوبة
من الرشوة يرد المال الى صاحبه و ان قضی حاجته (بحر)
و در کتاب قنیه مذکور است اینکه داد مر قاضی را یا غیر قاضی را رشوتی برای اینکه
درست کند کار اور ا پس درست کرد کار او را بعد از ان پشیمان شد
رشوت گیرنده رود بکند آن چیزی را که داده شده است با و پس ظاهران
قول این است که تو به رشوت گیرنده از رشوت به پس دادن آن مال است
بصاحب آن کرچه روا کرده باشد حاجت او را ولا یقبل الهدية الامن ذی محرم
محرم او ممن جرت عادة قبل القضاء بمهاداته (هدايه) ای لا يقبل القا
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
