BrowseSirāj al-aḥkām fī muʻāmalāt al-Islām → page 152

Page 152

Sirāj al-aḥkām fī muʻāmalāt al-Islām · pages 1–689


Page image — the source of record

Scanned page 152 of Sirāj al-aḥkām fī muʻāmalāt al-Islām

Machine transcription

جلد اول ۱۲۳ کتاب قاضی بر رشوت دهنده و رشوت گیرنده و شخصی ثالثی که نیز لعنت کرده بر رائش و آنشخصی ست که واسطه میان ایشان میباشد و بکرشمه میشود رشوت بدست و فیہ صلح للمعلج یجوز لمصانعه لدفع صیار في موال المدافح وبها يفتي ثم قال عن الرشوة المحرمة على الاخذ دون الدافع ما ياخذه الشاعر وفيه وبها القامة قا لو البدلال لا ستحلا من خراه على أخر جهة الیه و در باب صلح در کتاب معراج آورده است که رواست رشوت دادن مرد صیانر برای اصلاح کار میان زان شوهر و بجهتی ان فتوی کرده شده است بعد ازان در کتاب معراج گفته است و از جمله رشوت حرام کرد و شده بکر گیرنده نه بیرنده آن چیزیست که میگیرد آن را شاعر در کتاب وصیایاتی قاضیخانی آورده است کآخذ دلال جهتم مدخالی بیکیر دفع کرویا مال برا خلاص کردن فیگه رشوت دهنده را باشد بره بگیری رشوت است انکه تحریم است بر گیرنده و بنده سر و یا ابا المراة لا تحل حلمها مع التزوج لان لها عليه وحفأ كالمهر والنفقة ابعز بیت زمینم گرفته شده انچ که بگیر در شان از جهت مسلخ کردن زن باشوهر خود زیراکه دران زن است بر شوہر ا وحق ماند مهر او و نفقه او و منتها ما في دیمو الجزائية الاخ الجنى يويع الاخت لا ان يدفع له لها فل يحل له ان ياخذ امتد كإنما وهذا كذ لا يذر شوة وعلى قياس هذا يرجع بالمهدية ايضا اذا علم به حالا منه لا يوجد الامهدية وكلا لا يبعد يوخل انه رشوت حرام است گرفتن مهر از کتاب جزائیه آورده اکریگیر با در و برادروزن از انکه بنکاح بده خواهر خود را مگرانکه داد شود با و اینقد رمال پیش از آن خواننده زن جبر او را و مالی را جهت مراند خنده را که بگیرد از او انمال را خواه انمال موجود باشد خواه هلاک شده باشد زیراکه انمایی را که گرفته است رشوت است و بنا بر قیاس این مسئله رجوع کند دهنده بهدیه که بعد فر نکاح شوهر به برا در داده باش بشرطیکه دانسته می شد از حال آن برادر که پرستی بنکاح نمید ها و را مکربدیه و اگر ز حال او دانسته نمی شد و بدیه را و در جوع نمیکند بآن هدیه بر برا در زن في التنية قيل القريي الطبل منجمع الناس من لا حتطاب من المبيع لا بدفع شئى لهم فالدمع والا حذ حرام لانه رشوة یعنی و در کتاب قنیه مسئله ز باب تحرمی آورده است اکریم طامان منع میکنند مردم را از هیزم کردن از چراه وکر من نمیکنند باو ان چیزی بایشان کسی درینصورت دادن گراین حرام است زیراکه این ان گرفتن رشوت است وفيها ما ياخذ المعاشقآن رشوة يجب ردها ولا تملك یعی

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Sirāj al-aḥkām fī muʻāmalāt al-Islām, page 152. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0016/152 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0016/152
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record