BrowseGhazalīyāt-i Mirzā Bīdil → page 50

Page 50

Ghazalīyāt-i Mirzā Bīdil · pages 1–241


Page image — the source of record

Scanned page 50 of Ghazalīyāt-i Mirzā Bīdil

Machine transcription

حرف الباء غزلیات میرزا بیدل علیه الرحمه از مدعی مپرس و ز گفتار عندلیب صد غنچه و گل است بمنقار عندلیب دارم دلی بسینه ز داغ خیال دوست طراح آشیانه گلزار عندلیب نامحرمی که از ادب عشق غافل است دارد احالتی گل از انکار عندلیب نی بار منتی بار لئیمان قید است با داغ در خزان نکند کار عندلیب درد سر نطق الفت کجا برد گردید بال هم دمحد یار عندلیب از دود باش غیرت خونم حذر کنید گل خارهای نشانده بآزار عندلیب آئین دلبری بجهت رنگش نشان دهند شاخ گلی که نیست قفس وار عندلیب بوی گلم برون چمن داغ میکند از ناله های در پس دیوار عندلیب من تخم بی هوسی نیم اما بآه عشق پروانه را دماغ سر و کار عندلیب شاید نصیب دردی از اهل وفابرم بستم دلی دو نیم بمنقار عندلیب بالین خواب گل همه رنگ شکسته بود آه از ندامت پر بیکار عندلیب (بیدل) بهار عشرت عشاق ناله است امسال نیز میگذرد یار عندلیب از زوال در تحیر هم اثر میدارد آب گر همه آئینه باشد در بدر میدارد آب ساده دل را اختلاط پوچ مغزان راحت است صندلی از کلف برقع در و سر میدارد آب کم زدنم نیست کسب عزت درویش هم پیش تر از لعل خاك خشك بر میدارد آب نیست از خود رفته را اندیشه پاس قدم چون روانشد پل بپیش پا خطر میدارد آب هستی عارف بقدر دستگاه نیستی است از گداز خویش دارد هر اکر میدارد آب جوهر از آینه نتواند قدوم بیرون زدن موج را همچون نگه در چشم تر میدارد آب طالبان را دستگاه آبروی کسب فساد مشق خونریزی کند تا نیشتر میدارد آب از حوادث نیست کاهش طینت آزاد را زحمت سوهن نه بیند تا گهر میدارد آب صاف طبعان افعال از ساز هستی میکشند بی تمیها نیست ناز خود اثر میدارد آب تا عدم از هستی ما قاصدی در کار نیست هر قدر رفتن شود نایاب ره میدارد آب فقر صاحب جوهر آثار کمال عزت است تیغ در هر جا شك شد بیشتر میدارد آب باده برهم طبع می بخشد جدا خاصیتی (بیدل) اندر هم زمین طعم دگر میدارد آب اثر سبز مستی نبود امشب خطام با شراب بدمماغی شیشه زد دستك کفم با شراب بزم امکان را بود غوغای مستی تا بکی چند خواهد بود آخر جوش یك مینا شراب دور و همی میتوان طی کرد چون اوراق گل ساغر این بزم رنگست و شکستنها شراب مست نا محمود این میخانه محتاج آه و بس و هم رنك است اینکه گوئی دار و استعداد شراب عمرها بودیم مخمور سوبدر مشربی نیست از انصاف اگر ریزی خاك ما شراب بیقراران طلب در تاقدم کیفیت اند میکند ایجاد از هر عضو خود در پا شراب ساغر بزم خیالم نرگس محمود کیست دردم مستانه از خود خورده ام گویا شراب صبح از خمیازه آخر جام شبنم میکشد حسرت مخمور از خود میکند پیدا شراب خون شدن در منزلم از جستجوی ما مپرس تا د میداند چهها در پیش دارد با شراب بهر منع میکشها محتسب در کار نیست (بیدل) آخر رعشه می بندد بدست ما شراب تا کرد افگنی از روی ناز طرف نقاب بآرزو آینه برخود چو چشمه سحاب بیاد شبنم گلزار عارضی عمر یست خیال مشق شنا میکند بموج گلاب زبرق حیرت حسنت چو موج در گوهر در آب آینه مخواند ماهیان کباب خیال وصل تو تلقین دلیل غفلت ماست کتان چه صرفه برد در قلمرو مهتاب عروج همت ماخط شد زشرم غنی کسی چه خیمه فرازد باین گسسته طناب درین چمن همه کر مست بهار پیش آید زبرگ زحله ما میتوان گرفت حساب چه غفلت است که از ما بموج تیغ زفت و گرنه قطره آبیست تشنه رك خواب بطمع قطره طپشلی از عید و کوهر شد چه قبض ها که ندارد طریقه آداب فضای بی خودیت خالی از بهاری نیست برون خرام زخود رنك رفته را دریاب زبسکه محو تماشای او شدم (بیدل) هزار آینه از حیرتم رسیده بآب امشب ز ساز مینا گرم است جای مطرب کوتاهست قلقل می بالغمیهای مطرب در بوزه چشم داریم از کاسه های طنبور در حق ما بلند است دست دعای مطرب صید رنك آه حسرت مجید دمام در دل این تار و آن تبار است از مایهای مطرب کیفیت بم و زیر مفهوم انجمن نیست در پرده تا چه باشد منظور رای مطرب زان چهره عرقناك حيران حرف وصوتم هر جاست ترهای دارد جبهای مطرب شور لب تو ما را نگذاشت در دل خاك آتش به نیستان زد آخر هوای مطرب نامحرمان مجلش اند نیگا تکان ساقی درد ده بی نصیب اند نا آشنای مطرب هم چند واسرایت در پرده ترانه جان این انبیا ندارد فیض غنای مطرب تا ما بخوش بودیم شوق تو بی نفس بود از نی بلند کردید شور نوای مطرب عذر دماغ مستان مسموع هیچ کس نیست یارب که گیسوی چنك افتد بپای مطرب قانون بزمخه نازان دف از طپانچه خندان برساز ما فتاده است یکسر بلای مطرب (بیدل) که رحم میکرد برسخت جانی ما ناخن اگر نمی بود زور آزمای مطرب ای جلوه تو سر شکن شأن آفتاب خندیده مطلع تو بدیوان آفتاب پیغام عجز من زضرورت شنیده نیست مکتوب سایه دارم و عنوان آفتاب در هر کجا نگاه برافشاند روز بود شوق تو داشت اینهمه سامان آفتاب شب محو انتظار تو بودم دمید صبح گشتم سیاه روی تو قربان آفتاب چون سایه پامال خس وخار بهتر است آن سر که نیست کرم زاحسان آفتاب از چرخ سفله کام چه جویم باین خسیسی هر شب نهان کند به بغل نان آفتاب همت بچید شبنم ما کار میکند بستیم اشك خویش بمژگان آفتاب ای اصل یار ضبط تبسم مروت است نآشگفی نخنده نمکدان آفتاب چون ماه نو رشهرت رسوائیم مپرس چاکی کشیده ام ز گریبان آفتاب (بیدل) بحسن مطلع نازش چنان رسیم ما را که ذره ساخته حیران آفتاب ای خنده فاش بی تو دکان آفتاب در سایه تو ریخته سامان آفتاب از ظلمت نقاب طلسم بهار صبح در جلوه تو آینها کان آفتاب سرو قد تو مصرع موزون غنی زلف کج تو خط پریشان آفتاب در مکتبی که دفتر حسنت رقم زنند يك نقطه است مطلع دیوان آفتاب هر دیده نیست قابل برق تجلیت تیغ آزمائست پیگر عریان آفتاب خلق کریم آئینه دستگاه اوست پرتو بس است وسعت دامان آفتاب شبنم صفت ز خویش برآ تا نظر کنی وضع جهان بدیده حیران آفتاب هر صبح چاك پیرهنی تازه میکند یارب بدست کیست گریبان آفتاب غفلت بچشم صاف دلان توتیا کم یست نظاره است لمعه دل کان آفتاب آنجا که اوست نقش نه بندد خیال ما خواندیم خط سایه ز عنوان آفتاب هر ذره دارد از کف خاك فسرده ام مشق تخمیری زمستان آفتاب (بیدل) زحسن نو خط او داغ حیرتم کاینجاست دست سایه بدامان آفتاب ای منت عرق ز جبینت بر آفتاب ساغر زند مگر بچسین کوثر آفتاب بر صفحه که وصف جمالت رقم زنند از رشته شعاع کند مسطر آفتاب هیهات بی رخت شب ما تیره روز ماند خواهد دل وتیافت برین کشور آفتاب در پای بیقراری ما را کنار نیست هر گز بموج جا نکند لنگر آفتاب مقصد ز بس گم است درین تیره گی سواد شبگیر میکند به بقا ا کثر آفتاب از وضع این بساط جنون انجمن مپرس تهمت گلی است صبح و گریبان در آفتاب دست هوس بدامن مطلب چنان رسد غواص طايف بشود گوهر آفتاب یکذره زخرس که درین عبرت انجمن چون حلقه داغ گشت برون در آفتاب

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Ghazalīyāt-i Mirzā Bīdil, page 50. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0015/50 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0015/50
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record