{"book":"adl0015","page":50,"text":"حرف الباء\nغزلیات میرزا بیدل علیه الرحمه\n\nاز مدعی مپرس و ز گفتار عندلیب صد غنچه و گل است بمنقار عندلیب دارم دلی بسینه ز داغ خیال دوست طراح آشیانه گلزار عندلیب\nنامحرمی که از ادب عشق غافل است دارد احالتی گل از انکار عندلیب نی بار منتی بار لئیمان قید است با داغ در خزان نکند کار عندلیب\nدرد سر نطق الفت کجا برد گردید بال هم دمحد یار عندلیب از دود باش غیرت خونم حذر کنید گل خارهای نشانده بآزار عندلیب\nآئین دلبری بجهت رنگش نشان دهند شاخ گلی که نیست قفس وار عندلیب بوی گلم برون چمن داغ میکند از ناله های در پس دیوار عندلیب\nمن تخم بی هوسی نیم اما بآه عشق پروانه را دماغ سر و کار عندلیب شاید نصیب دردی از اهل وفابرم بستم دلی دو نیم بمنقار عندلیب\nبالین خواب گل همه رنگ شکسته بود آه از ندامت پر بیکار عندلیب (بیدل) بهار عشرت عشاق ناله است امسال نیز میگذرد یار عندلیب\n\nاز زوال در تحیر هم اثر میدارد آب گر همه آئینه باشد در بدر میدارد آب ساده دل را اختلاط پوچ مغزان راحت است صندلی از کلف برقع در و سر میدارد آب\nکم زدنم نیست کسب عزت درویش هم پیش تر از لعل خاك خشك بر میدارد آب نیست از خود رفته را اندیشه پاس قدم چون روانشد پل بپیش پا خطر میدارد آب\nهستی عارف بقدر دستگاه نیستی است از گداز خویش دارد هر اکر میدارد آب جوهر از آینه نتواند قدوم بیرون زدن موج را همچون نگه در چشم تر میدارد آب\nطالبان را دستگاه آبروی کسب فساد مشق خونریزی کند تا نیشتر میدارد آب از حوادث نیست کاهش طینت آزاد را زحمت سوهن نه بیند تا گهر میدارد آب\nصاف طبعان افعال از ساز هستی میکشند بی تمیها نیست ناز خود اثر میدارد آب تا عدم از هستی ما قاصدی در کار نیست هر قدر رفتن شود نایاب ره میدارد آب\nفقر صاحب جوهر آثار کمال عزت است تیغ در هر جا شك شد بیشتر میدارد آب باده برهم طبع می بخشد جدا خاصیتی (بیدل) اندر هم زمین طعم دگر میدارد آب\n\nاثر سبز مستی نبود امشب خطام با شراب بدمماغی شیشه زد دستك کفم با شراب بزم امکان را بود غوغای مستی تا بکی چند خواهد بود آخر جوش یك مینا شراب\nدور و همی میتوان طی کرد چون اوراق گل ساغر این بزم رنگست و شکستنها شراب مست نا محمود این میخانه محتاج آه و بس و هم رنك است اینکه گوئی دار و استعداد شراب\nعمرها بودیم مخمور سوبدر مشربی نیست از انصاف اگر ریزی خاك ما شراب بیقراران طلب در تاقدم کیفیت اند میکند ایجاد از هر عضو خود در پا شراب\nساغر بزم خیالم نرگس محمود کیست دردم مستانه از خود خورده ام گویا شراب صبح از خمیازه آخر جام شبنم میکشد حسرت مخمور از خود میکند پیدا شراب\nخون شدن در منزلم از جستجوی ما مپرس تا د میداند چهها در پیش دارد با شراب بهر منع میکشها محتسب در کار نیست (بیدل) آخر رعشه می بندد بدست ما شراب\n\nتا کرد افگنی از روی ناز طرف نقاب بآرزو آینه برخود چو چشمه سحاب بیاد شبنم گلزار عارضی عمر یست خیال مشق شنا میکند بموج گلاب\nزبرق حیرت حسنت چو موج در گوهر در آب آینه مخواند ماهیان کباب خیال وصل تو تلقین دلیل غفلت ماست کتان چه صرفه برد در قلمرو مهتاب\nعروج همت ماخط شد زشرم غنی کسی چه خیمه فرازد باین گسسته طناب درین چمن همه کر مست بهار پیش آید زبرگ زحله ما میتوان گرفت حساب\nچه غفلت است که از ما بموج تیغ زفت و گرنه قطره آبیست تشنه رك خواب بطمع قطره طپشلی از عید و کوهر شد چه قبض ها که ندارد طریقه آداب\nفضای بی خودیت خالی از بهاری نیست برون خرام زخود رنك رفته را دریاب زبسکه محو تماشای او شدم (بیدل) هزار آینه از حیرتم رسیده بآب\n\nامشب ز ساز مینا گرم است جای مطرب کوتاهست قلقل می بالغمیهای مطرب در بوزه چشم داریم از کاسه های طنبور در حق ما بلند است دست دعای مطرب\nصید رنك آه حسرت مجید دمام در دل این تار و آن تبار است از مایهای مطرب کیفیت بم و زیر مفهوم انجمن نیست در پرده تا چه باشد منظور رای مطرب\nزان چهره عرقناك حيران حرف وصوتم هر جاست ترهای دارد جبهای مطرب شور لب تو ما را نگذاشت در دل خاك آتش به نیستان زد آخر هوای مطرب\nنامحرمان مجلش اند نیگا تکان ساقی درد ده بی نصیب اند نا آشنای مطرب هم چند واسرایت در پرده ترانه جان این انبیا ندارد فیض غنای مطرب\nتا ما بخوش بودیم شوق تو بی نفس بود از نی بلند کردید شور نوای مطرب عذر دماغ مستان مسموع هیچ کس نیست یارب که گیسوی چنك افتد بپای مطرب\nقانون بزمخه نازان دف از طپانچه خندان برساز ما فتاده است یکسر بلای مطرب (بیدل) که رحم میکرد برسخت جانی ما ناخن اگر نمی بود زور آزمای مطرب\n\nای جلوه تو سر شکن شأن آفتاب خندیده مطلع تو بدیوان آفتاب پیغام عجز من زضرورت شنیده نیست مکتوب سایه دارم و عنوان آفتاب\nدر هر کجا نگاه برافشاند روز بود شوق تو داشت اینهمه سامان آفتاب شب محو انتظار تو بودم دمید صبح گشتم سیاه روی تو قربان آفتاب\nچون سایه پامال خس وخار بهتر است آن سر که نیست کرم زاحسان آفتاب از چرخ سفله کام چه جویم باین خسیسی هر شب نهان کند به بغل نان آفتاب\nهمت بچید شبنم ما کار میکند بستیم اشك خویش بمژگان آفتاب ای اصل یار ضبط تبسم مروت است نآشگفی نخنده نمکدان آفتاب\nچون ماه نو رشهرت رسوائیم مپرس چاکی کشیده ام ز گریبان آفتاب (بیدل) بحسن مطلع نازش چنان رسیم ما را که ذره ساخته حیران آفتاب\n\nای خنده فاش بی تو دکان آفتاب در سایه تو ریخته سامان آفتاب از ظلمت نقاب طلسم بهار صبح در جلوه تو آینها کان آفتاب\nسرو قد تو مصرع موزون غنی زلف کج تو خط پریشان آفتاب در مکتبی که دفتر حسنت رقم زنند يك نقطه است مطلع دیوان آفتاب\nهر دیده نیست قابل برق تجلیت تیغ آزمائست پیگر عریان آفتاب خلق کریم آئینه دستگاه اوست پرتو بس است وسعت دامان آفتاب\nشبنم صفت ز خویش برآ تا نظر کنی وضع جهان بدیده حیران آفتاب هر صبح چاك پیرهنی تازه میکند یارب بدست کیست گریبان آفتاب\nغفلت بچشم صاف دلان توتیا کم یست نظاره است لمعه دل کان آفتاب آنجا که اوست نقش نه بندد خیال ما خواندیم خط سایه ز عنوان آفتاب\nهر ذره دارد از کف خاك فسرده ام مشق تخمیری زمستان آفتاب (بیدل) زحسن نو خط او داغ حیرتم کاینجاست دست سایه بدامان آفتاب\n\nای منت عرق ز جبینت بر آفتاب ساغر زند مگر بچسین کوثر آفتاب بر صفحه که وصف جمالت رقم زنند از رشته شعاع کند مسطر آفتاب\nهیهات بی رخت شب ما تیره روز ماند خواهد دل وتیافت برین کشور آفتاب در پای بیقراری ما را کنار نیست هر گز بموج جا نکند لنگر آفتاب\nمقصد ز بس گم است درین تیره گی سواد شبگیر میکند به بقا ا کثر آفتاب از وضع این بساط جنون انجمن مپرس تهمت گلی است صبح و گریبان در آفتاب\nدست هوس بدامن مطلب چنان رسد غواص طايف بشود گوهر آفتاب یکذره زخرس که درین عبرت انجمن چون حلقه داغ گشت برون در آفتاب","chars":5492,"image":"https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0015/00050.jpg","first_page":1,"last_page":241,"title":"Ghazalīyāt-i Mirzā Bīdil غزليات مرزا بيدل","permalink":"https://afghanpress.org/book/adl0015/50","canvas":"https://afghanpress.org/iiif/adl0015/canvas/50","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/books/adl0015/","source_pdf":"https://afghanistandl.nyu.edu/pdf/adl0015_download.pdf","rights":{"image":{"statement":"Public domain. NYU states: \"All works presented on this website are, unless otherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely reproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\"","uri":"http://rightsstatements.org/vocab/NoC-US/1.0/","holder":"New York University Libraries","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/about.html","delivery":"Images are served from a copy mirrored by this project, not from NYU's servers, under the reproduction terms above.","endorsement":"This is an independent project. It is not affiliated with, endorsed by, or reviewed by New York University."},"text":{"statement":"Machine-generated transcription, dedicated to the public domain under CC0 1.0. No warranty of accuracy: see the provenance block on every page.","uri":"https://creativecommons.org/publicdomain/zero/1.0/","holder":"Steps Ventures"}},"provenance":{"text_produced_by":"gemini-3.1-pro-preview","thinking_level":"low","read_completed":"2026-08-09","per_page_confidence":null,"per_page_confidence_note":"Not recorded during the corpus run. No calibrated per-page score exists, and none is estimated here.","human_reviewed":false,"accuracy_context":"Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting.","primary_source":"The page image. The text is an index into it."}}