Machine transcription
جلد دوم
۵۵
كتاب الشهادة
ان يطلق اداء الشهادة ولا يضر ما اذا فسر للقاضى انه يشهد بالتسامع فيقبل
شهادته كما ان معاينة اليد فى الاملاك مطلق للشهادة ثم اذا فسر لا تقبل
كذا هذا اما اذا قاله لم نعين ذلك ولكنه اشتهر عندنا جازت فى الكل
وصحى شارح الوهبانية وغيره، هدايه (و در مختار وتكملة وفتح القدير)
والشهرة الشرعية ان يشهد عندك عدلان او رجل وامراتان بلفظ
الشهادة من غير استشهاد ويقع في قلبه ان الامر كذلك (جامع الفصولين)
و روائیست مرشاهد را اینکه گواهی بدهد بچیزی که بچشم ندیده باشد انرا یعنی یقین نداشته باشد
بآن از جهت دیدن در چیز هائیکه دیده میشود و یا از جهت شنیدن از مردم در چیز هائیکه شنیده
میشود مانند اقرار مگر نسب و مرگ و نکاح و دخول کردن شوهر بزن و ولایت قاضی و دلالت
پادشاه و آزاد غلام و ولای آزاد نیز از امام ابو یوسف رحمة الله علیه و مهرزن بحیح تر روایتها و اصل وقف
پس بدرستی که رواست مرشاهد را که گواهی بدهد بهمین چیزها بسبب مشهور شدن آنها و شنیدن
شاهد آنها را و آن مشهور شدن حاصل میشود پیاپی رسیدن خبر آن بشاهد در هر زمانه از
گروهی که ممکن نباشد اتفاق ایشان بدروغ و یا بخبر کردن کسی شاهد را که اعتماد میکند شاهد
بگفته او و شرط کرده شده است اینکه خبر کند شاهد را بلفظ اشهد دو مرد عادل یا یک مرد
و دو زن جهت آنکه حاصل شود او را یکنوعی از علم مگر درباره مرگ پس خبر یک عادل کافی است
در آن و اگرچه آن خبر کننده زن باشد و همین قول برگزیده شده است یعنی نسبت
بشاہد می دادن خبر کردن یک عادل کافی است اما حکم قاضی پس ناچاری است در آن
از شاہد ی دو شاهد و شرط کرده نشده است لفظ اشهد باتفاق علما رحمهم الله تعا
و مقید کرده است این حکم را شارح کتاب و هبانیه کما اینکه خبر کننده تهمت ناک نباشد
فايده
شهرت
شرعية
مدعا و گواه
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
