Machine transcription
جلد دوم ۵۶۱ کتاب الشهادة
بهر دو گواهی یکجا و یا حکم کرده شد بگواهی فروختن در اول همچنین ذکر شده است در شرح کتاب جامع کبیر پس اگر آن غلام فروخته شده در وقت دعوی کردن مرد پس هیچ چیزی از تاوان نیست بر شاهدان عقد زیرا که ایشان گواهی داده اند بعقد شکسته شده مگر آنکه حکم قاضی بگواهی شاهدان عقد معطل شده باشد تا زمان گواهی دادن شاهدان قبض پس شاهدان عقد تاوان ده میشوند افزونی را زیرا که هلاک بعد القبض ناقض عقد نیست پس العقد موجب اصل عقد شد و زاید از الفه منوب بقبض و عقد هر دو ست لکن عقد سبب است و قبض شرط پس باید که غرامت بشهود شتسب لازم آید نه بشهود شرط همچنین ذکر شده است در کتاب کافی رجل ادعی علی رجل انه باع منه جاریته هذه بالف درهم والمشتری يجحد ذلك فاقام عليه شاهدين فالزمه القاضى للبيع والمشترى يعلم انه لم يشترها ثم رجعا عن شهادتهما لم يصدقا على نقض البيع والمشترى في حل من وطيها في قول ابي حنيفة رحمه كذا في المبسوط (عالمکیری) مردی دعوی کرد بر مردی که بدرستی فروخته ام بر او این کنیز خود را بهزار درم و خرنده منکر شد از ان فروختن پس مدعی گذرانید دو شاهد را پس لازم کرد قاضی بر خرنده آن فروختن را د خرنده میدانست که بدرستی نخریده ام آن کنیز را بعد از ان شاهدان رجوع کردند از گواهی خود درستگو کرده نمی شوند آن شاهدان در رجوع کردن ایشان بشکستن فروختن و خرنده ثابت است در حلال بودن جماع کردن بآن کنیز در قول امام ابو حنیفه رحمه الله تعالی علیه همچنین ذکر شده در کتاب مبسوط لو شهدا انه وهب عبده من فلان و قبضه ثم رجعا
ملا عبدالحکیم
ملا عبدالاحد
فایده در حکم رجوع کردن از شهادت در دعوی بخشش
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
