Machine transcription
جلد دوم
۴۷۸
کتاب الشهادة
علي مسلم فرد القاضي بذلك ثم عتق العبدان والمكاتبان واسلم الكافران وشهدا
بذلك الا يشهد هما او غيرهما على شهادتها جاز كذا في المحيط (عالمكيري)
و قضیه گواهی دادند دو شاهد بر گواهی دو غلام یا بر گواهی دو مکاتب یا بر گواهی دو کافر برمسلمان
پس رد کرد قاضی گواهی ایشان را بهمین سبب غلام بودن یا مکاتب بودن یا کافر
بودن شاهدان اصل بعد از ان آزاد شدند آن غلامان و آن مکاتبان مسلمان
شدند آن کافران و خود ایشان گواهی دادند بآن مدعی یا شاهد کرداسیدند بر شاهدی
خود همان دو شاهد را و یا غیر ایشان را روا میشود همچنین ذکر شده است در کتاب
ان كان الاصل فاسقا عند الاشهاد ثم تاب لم يشهد الفرع الان بقاء الاشهاد كذا في القنية يتدرعالمكيري)
و اگر شاهد اصل فاسق بود نزد گواه کردنیدن فرع بعد از ان تو به کرد شاهد می ندهد آن شاهد فرع
کر وقتیکه باز نگرداند شاهد اصل شاهد کرداسیدن آن شاهد فرع را همچنین ذکر شده است
در فتاوای مقنابیه لو ان شاهدي الاصل ارتداثم اسلما لم يجز شهادة الفرعين على شهادتها
و لو شهد الاصلان بانفسهما بعد ما اسلما تقبل شهادتهما كذا في التتارخانية
(عالمكيري) اگر دو شاهد اصل مرتد شدند نعوذ بالله منها و بعد از ان مسلمان شدند
روا نمیشود شاهد می شاهدان فرع بر شاهد می ایشان و اگر شاهد می دادند خود
ایشان بعد از اسلام آوردن خود قبول میشود شاهد می ایشان همچنین ذکر شده است
در فتاوای تاتار خانیه فان عدل شهود الاصل بشهود الفرع جاز وللحاصل انه اذا شهد الفرحان
فان علم القاضي عدالة كل من الفروع والاصول قضي بموجب الشهادة وان لم يعلم عدالة الاصول وعلم
عدالة الفروع سأل الفروع عن عدالة الاصول فان عدلوهم جاز
لانهم من اهل التزكية فتقبل وكذا اذا شهد اثنان فعدلا هما
فائده
عادل کردن دندن
شاهدان فرع
شاهدان اصل را
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
