Machine transcription
جلد دوم
كتاب الشهادة
وقتيكه شاهد كردايند مردی مرد ديكر را بر كواهی خود پس ازان شاهد اصل بحالی كرديد كه روا
گواهی او بعد از ان بحالی باز كرديد كه روا میشد كواهی او با بنطریق كه فاسق شد پس ازان
توبه كرد پس ازان بدرستيكه شاهد فرع گواهی داد بر كواهی آن شاهد اصل روا میشود
گواهی او وان اشهداد جلين على شهادتهما والفرعان عدلان ثم صارا فاسقين ثم
صارا عدلين فشهد اواشهد على شهادتهما فهوجائز كذا في المحيط (عالمكيري)
واكر شاهد ان اصل شاهد كرد ایند ندی گواهی خود دو مرد را و حال اینكه آن دو شاهد فرع
عادلان بودند بعد ازان فاسق كشتند پس ازان عادل كشتند پس شاهدی دادند
آن شاهدان فرع و یا شاهد كرد اسند ند شاهدان را بر شاهد می خود پس این گواهی
شاهدان فرع و شاهد كردایندن ایشان رواست همچنین ذكر شده است
در كتاب محيط و اذا شهد الفرع على شهادة اصل فردت شهادته بفسق الاصل
لا تقبل شهادة احدهما بعد ذلك (قاضيخان ) واكر كواهی دادشاهد فرع
بر گواهی شاهد اصل پس رد كرده شد گواهی آن شاهد فرع بسبب فسق شاهد اصل قبول
كرده نمیشود گواهی یکی از ایشان بعد ازان رد شدن وان كان رد شهادة الفرعين
لتهمة فيهما فشهادة الاولين جائزة اذا كانا عدلين وكذلك ان اشهد ا
رجلين عدلين آخرين كذا في الذخيره ( عالمكيري) واكر ردشدن
گواهی شاهدان فرع بسبب تهمتی بود در خود ایشان بود پس گواهی آن دو شاهد
اول كه شاهدان اصل اند رواست وقتیکه عادلان باشند و همچنین روا میشود
گواهی اكران دو شاهد اول شاهد كرداسند بر گواهی خود دو مرد عادل ديگر را
همچنین ذكر شده است در کتاب ذخیره اذا شهد شاهران على شهادت شهل ثم ابتلى احد مكان جازان شير
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
