Machine transcription
جلد دوم
۳۶۴
کتاب الشهادة
قضیت به للمدعی وجعلت لمدعی علیه على حجته ثم قال ولو شهد احدهما
علی اقرار ذی الیدانه اخذ منه هذا الثوب وشهد الآخر علی اقراره انه اودعه ایاه
وقال المدعى قد اقر بما قالا لكن لم اودعه منه لا تقبل هذه الشهادة ولو شهد
احدهما على اقرار ذی الید ان العبد للمدعى وشهد الآخر على اقراره انه اودعه منه تقبل هذه
الشهادة وقضى بالعبد للمدعى هكذا فى المحيط والذخيرة (عالمگیری)
واگر یکی از دو شاهد گواهی داد که بدرستی ذوالید اقرار کرده باینکه غصب کرده ام این
غلام را ازین مدعی و دیگر شاهد گواهی داد که اقرار کرده است که این مدعی امانت نهاده است
نزد من این غلام را و یا گواهی داد که اقرار کرده است باینکه گرفته ام این غلام را ازین مدعی
قبول کرده میشود گواهی ایشان و فرموده میشود مدعی علیه را بر دکر دن آن غلام بمدعی ولیکن
حکم کرده نیست در ملک بودن آن غلام برای مدعی و بایستی میماند مدعی علیه
بر حجت و دلیل خود در باره ملک تا اینکه اگر مدعی علیه گذرانید بعد از ان شاهدانرا
که بدرستی که این مال مر است قاضی حکم کند برای او بآن مال وذکر کرده است در کتاب
منتقى عين همین مسئله غلام را وذکر کرده است آنرا در جامه یعنی بجای غلام جامه راذکر کرد
و چنین بیان کرده است آنرا که اگر گواهیدند یکی از دو شاهد که بدرستی ذوالید اقرار
کرده است که غصب کرده است این جامه را از مدعی گواهید او دیگر شاهد با قرار ذوالید
باینکه مدعی امانت نهاده است این جامه را نزد او فرموده است کتاب منتقی در اینجا و مشائخ ما فر موذان
بر انچه ذکر شده است در مسئله غلام پس گفته است که مدعی گفت بعد از شاهد ی شاهدان
که تحقیق ذوالید قرار کرده بانچکه میگویندو شاهد گفته اند ولیکن غصب کرده آنراز من قبول میکیم گواهی ایشاان
و میگردانم انکسی را که غلام در دست دست قرار کننده ملک او آن جامد برای مدعی و قبول میکنم از ذوالید
بعد ازان
قيد شده باشم
در جامه فقط
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
