Machine transcription
جلد دوم ۳۶۰ کتاب الشهادة
یک شاهد را که بدرستی که فلان مرا حواله کرد دست بر این مرد بهزار درهم وگذرانید شاهد دیگر
که بدرستی آن فلان مرا حواله کرد دست براین مرد بصد دینار قبول کرده نمیشود گواهی ایشان
لو ادعی الکفالة وشهد احدهما علی الکفالة والاخر علی الحوالة تقبل
على الكفالة ويحكم بها لانها اقل كذا فى الفصول العمادية وعالمکیری
اگر شخصی دعوی کرد ضامنی را بر مدعی علیه و یکی از دو شاهد او گواهی داد بضامنی او
و دیگر شاهد او گواهی داد بحواله قبول کرده میشود گواهی ایشان بضامنی او
و حکم کرده میشود بضامنی او زیرا که ضامنی کمتر آن دوست همچنین ذکر شده است
در فصول عمادی شهد احد الشاهدين على الكفالة بهذا اللفظ كواهى ميدهم
که فلان چنین گفت که اگر فلان شش ماه را این مال بفلان ندهد من ضمان کردم
ومن مال او را بدهم و شهد الاخر بهذا گواهی میدهم که فلان چنین گفت که این مال
را ضمان کردم این فلان بن فلان را تا شش ماه لا تقبل الشهادة كذا فى
الذخيرة (عالمگیری) یکی از دو شاهد گواهی داد بضامنی مدعی علیه باین لفظ که گواهی میدهم
که فلان که مدعی علیه است چنین گفت که اگر فلان تا شش ماه این مال را بفلان ندهد
من ضامن باشم که این مال را بدهم و گواهی داد شاهد دیگر باین لفظ که گواهی میدهم
که فلان که این مدعی علیه است چنین گفت که من این مال را ضامن باشم برا
فلان بن فلان که این مدعی است تا شش ماه قبول کرده نمی شود گواهی ایشان
همچنین ذکر شده است در کتاب ذخیره ادعت الصداق بعد العذق وادعى
الزوج انها وهبت الصداق واقام البينة فشهد احدهما على الهبة والاخر
على الابراء تقبل كذا فى الفصول العمادية (عالمگیری) زنی دعوی کرد مهر خود را
حاجی بوفعلی
ملا محمد اکرم
بعد از عصر و ملاحظه اعلام
میدان تعلقات جناب
کرده شد
فایده
اینه یکی از دو شاهد شاهدی دارد
بضامنی و دیگر شاهد شاهدی داد
بحواله و مدعی دعوی میکرد
ضامنی را
فایده
در اختلاف دو شاهد باسم و بن
مضمون برای شوهره ابراء
او برای او
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
