Machine transcription
جلد دوم
۳۵۹
کتاب الشهادة
فی حیاته وشهد الاخوانه جعله وصيا ولم يقل في حياته ففي المسألة
الاخيرة لاتقبل شهادتهما وفيما سواها جازت ولا يصير
وكيلا بالخصومة عند الكل (قاضيخان) واگر یکی از دو شاهد گواهی داد که بدرستی فلان
وکیل گردانیده بود مدعی را و دیگر از ایشان گواهی داد که بدرستی آنفلان فرستاده بود او را و گرفتن
دین خود و یا یکی از ایشان گواهی داد که بدرستی آنفلان وکیل گردانیده بود که در گرفتن دین خود
و دیگر از ایشان گواهی داد که بدرستی فرموده بود او را بقبض کردن دین خود از فلان د یا یکی
از ایشان گواهی داد که بدرستی فلان وکیل گردانیده بود او را و دیگر از ایشان گواهی
که بدرستی نایب گردانیده بود او را بجای خود یعنی اور انا یب خود گردانیده بود در قبض
کردن دین خود و یا یکی از ایشان گواهی داد که فلان وکیل گردانیده بود او را و دیگر از اینان
گواهی داد که بدرستی وصی گردانیده بود او را و نگفت که در وقت زندگی خود او را وصی گردانند
بود و یا یکی از ایشان گواهی داد که بدرستی فلان وصی گردانیده بود او را در زندگی خود و دیگر
از ایشان گواهی داد که بدرستی وصی گردانیده بود او را و نگفت که در زندگی خود پس درست است
آخر قبول نمیشود گواهی ایشان و در غیر آن روا است شاهدی بایشان و میگردد مدعی کیوان
بدعوی کردن بنزد همه علمای ما رحمهم الله تعالى ولواد علی الکفیل لطيئة فشهد
احد الشاهدين بالطيئة والاخر بالبرأة جازت شهادتهما (قاضیخان) واگر ضامن دعوی
کرد بخشیدن صاحب دین را و یکی از دو شاهد او گواهی داد بخشیدن او و دیگر از
از ایشان با براکردن او رو است گواهی ایشان واذا اقام شاهداً واحداً
ان فلانا احاله على هذا بالف درهم واقام شاهد اخر
انه احال بمائة دينار لا تقبل شهادتهما (عالمگیری) وقتی که مدعی گذرانید
فایده
در اینکه یک شاهد بگوید که صاحب دین
دین خود را بضامن بخشیده و دیگریه
بگوید که ابرا کرده برای او
فایده
در اختلاف دو شاهد در جنس ایک
که حواله بآن کرده شده است
بر محفل
د قوام
بعد از تمعن و ملاحظه اسلامه
میزان القیات حباب
سر راه شد
تالم سید پاچه
یک شاهد را
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
