Machine transcription
جلد دوم
۱۹۱
كتاب الشهادة
كردن فروشنده بهر دو فروختن جارية في يد رجل ادعى رجل انه اشترى هذه الجارية
من فلان بمائة دينار وان فلاناً ذلك اشتراها منك بالف درهم وقبضها قبل ان
يبيعها منى وانكر الذي في يديه الجارية والمشتري الاول فشهد ابنا الذي في يديه الجارية
بذلك قبلت شهادتهما على ابيهما وعلى المشتري الاول بالبيع واذا قبلت قضى لصاحب اليد
على المشتري الاول بالف درهم وقضى للمشتري الاول على المشتري الثاني بمائة دينار وانكار الذي
في يديه الجارية يدعى ذلك والمشتري الاول ينكر لا تقبل شهادتهما كانت الجارية للمشتري
الثاني ولا يقضى الذي في يديه الجارية على المشترى الاول
بشئ ولا يكون لذي اليدان يحبس الجارية من المشترى
الآخر حتى يستوفى الثمن منه سواء ادعى المشتري الآخرانه قبض الجارية
من المشترى الاول وصدقة صاحب اليد في ذلك او لم يدع ذلك عالميكيري كنيزی در دست
مردی بود و مرد دیگر دعوی کرد که بدرستی همین كنيز را از فلان بصد دینار خریده ام وبدرستیكه آن فلان
خریده بود آن كنيز را از تو بهزار درم وقبض كرده بود او را پیش از فروختن او آن كنيز رابمن وا
كسیكه در دست او آن كنيز بود وخریده اول هر دو منكر بودند ازان دعوای او پس دو پسران کسیكه در دست او
كنیز بود گواهی دادند بآن دعوی قبول میشود گواهی ایشان بر پدرایشان بران خرنده اول بفروختن آن کنیزو وفتيكه كواهي
قبول شد حكم كرده ميشود برای کسیكه كنيز در دست اوست بر خرنده اول بهزار درم وحکم کرده میشود برای خرنده اول بر خرنده دوم
بصد دینار واگر آن کسیكه كنيز در دست او بود دعوی ميكرد فروختن خود را بخزنده اول و فروختن خرنده اول را بخزنده
دوم وآن خرنده اول منكر بود ازان قبول نميشود گواهی دو پسران ذوالید ومیشود آن كنيز برخرنده
دوم را وحكم كرده نميشود برای آنكسیكه كنيز در دست اوست بر خرنده اول بچيزي از بهاي كنيز ونسنا
آنکسي را كه كنيز در دست اوست اینكه منع كند كنيز را از خرنده دوم تا اینكه بگیرد بها را از و برابرست اینكه دعوی میکرد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
