Machine transcription
جلد دوم
كتاب الشهادة
۱۷۸
وقبول نميشود كواهى طفيلى كه ميرود بمهمانيها بغير از اينكه خواسته شده باشد برای طعام و آن
رفتن عادت كرديده باشد او را اكرچه كنهكار ميشود بكباير بعير از خلاف قبول نميشود كواهى مسخره يعنی
مزاح كننده كه مردم خنده كنند بقول يا بفعل او اگر عادت داشت آنرا و مشهور شده بود بان از جهت
اختیار كردن او در غالب مواقع شرعيه را بدون اختلاف علما رحمهم الله تعالى وقبول نميشود كواهى رقص
كننده پس كسيكه عادت داشته باشد آن رقص كردن را ومشهور شده باشد از او آن رقصدت سيد يس آن
ضرر ميكند در عادل بودن او وضرر نمیکند در عادل بودن آن رقص كردنيكه واقع ميشود از كسيكه غالب ميشود
بر ايشان حالی از محبت الله تعالى وميكند آن رقص را بغير از اختيار ونفع بدهد ما را الله تعالى بسبب
ایشان ولاشهادة الاشراف من اهل العراق لتعصبهم (درمختار) وعلي هذا كل متعصب
لا تقبل شهادته اقول من التعصب ان يبغضه لانه من حزب فلان او من
اصحابه او من اقاربه او منسوبيه قال عبد الحليم فى حاشية الدرر ولا يذهب
عليك ان اكثر طائفة القضاة بل الموالى فى عصرنا بينهم تعصب ظاهر لاجل المنا
والرتب فينبغى ان لا تقبل شهادة بعضهم على بعض والمشين عدالتهم (تكلمه)
وقبول نميشود كواهى اشراف وبزرگان از اهل عراق از جهت تعصب ایشان وبنا بر اين تعصب
كننده قبول نميشود كواهى او زيرا كه وى با من نيست از اينكه كواهى بدهد بدروغ ومن میگویم که از جمله
تعصب انیست كه كسی دشمن دارد شخصی را برای اینكه آنشخص از كروه فلان است يا از ياران
اوست ويا از خويشان اوست و يا از نسبت كرده شدگان اوست گفته است عبدالحلیم دزدم
کتاب درر كه پوشيده نباشد بر تو اینك بسيا رز كروه قاضيان بلكه منصب داران در زمانه مادر میان
ایشان تعصب ظاهر است از جهت منصبها و مر تبها پس ميبايد اينكه قبول نشود كواهی بعض از ایشان
بر بعضی دیگر از ایشان تاكنه ظاهر نشود عادل بودن ایشان چنانكه پوشیده نیست این حكم
قايده
قبول نیست كواهی كسیكه
یاری دشمنی میکند یا
بطرفی تعصب ميكند وبرای
و شاهدی میدهد
على الفهيم
حمید الله نیازی
على التمام وعلى قيام الرحمن
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
