Machine transcription
(٨٤٩)
( حصه سوم )
( شرح سلطنت اعليحضرت امير عبدالرحمن خان )
( سراج التواريخ )
رسیده بمصادره از رعایا پول گرفته بودند عزل کرده عبدالواحدخان بن لعل محمد خان غلجائی را که پسرش بسرحد
داوی توزه شیخ اقامت داشت و اشرار هزاره قلعه تو او را زخم زده از توزه شیخ در تجده برده و محبوسش کرده بمغدرها
داده بودند مأمور حکومت سرخاب کرد و فراشها در پل قیر ریخته شده و پل را اسم تعمیر جدید کرده خود وارد
قادس شد و بزرگان قوم سعد اللهی تمونی را با حاکم ایشان نزد خود طلبیده در نيك وبد ایشان علم آورده از
جهت دزدی که مورث فتنه بودند محبوس کرد و آنانرا ازمردم سکنه قادس که با اشرار هزاره قلعه توره معاضدت
نموده بودند در محلیكه ازديگر مردم گرفته بود با خود برداشته روز دوم ماه جمادی الاول وارد اوبه شده چند تن را
از آنجا نیز که عین فتنه کرده بودند رسم کروکان گرفته وارد هرات گردیده بكار حکومت مواظب گشت
شرح شرارت بلو چشبکه از منزل شهر صفا گریختند وغیره سوانح این زمان
شرح شرارت
گریختگان
بلوچ
شرح حال
مولادادخان
واز جانب دیگر در خلال احواليكه رقم گشت شاه نظر وميرزا خان ونادر خان وخير محمد خان پسر محمدشاه
خان بلوچ که محبوس گردیده و از منزل شهر صفا چنانچه گذشت بدر رفته تن دیار كه مجموع شانزده نفر میشدند
گریخته بودند در موضع منکوچهر نزد رسول بخش نامی از منسوبان خان کلات تصیر پناه گزیده و با جمعی از اشرار
بلوچیه که اقوا کرده با خودیار ساختند از راه فتنه روی بسوی جاهی نهاده وقلعه که سردار شیر محمد خان و جلال الدینخان
از هوا خواهان دولت جای داشتند حمله کرده هردوتن را بکشتند و منسوبان کشته شد گان با اشرار در آویخته
غالب آمدند واشرار از راه هزیمت داخل جبل سدد خان و نائب شیر محمدخان شده شیرمحمدخانرا جراحت رسانیدند
ومدد خانرا با اهل وعیال خودش و اهلبیت و بازماید گان نائب شیر محمد خان اسیر ودست گیر کرده با خود بردند
و آخند زاده فقیر محمد خان حاکم و سرحد دار چخانسور از ماجرا آگاه گشته محمد اکرم خان برادر خود را
بسواره بسیار و جمعی از مردم چاو رجك ورود بار وبرادر نائب شیر محمد خان بخروج از راه دفع فتنه اشرار
میرفت شمار جانب جاه کی رهسپار ساخت واو وارد آنجاشده و اثری از اشرار را ندیده مردم را که ازین دست
برد اشرار دو چار خوف و بیم دمار گردیده بودند از تسلیت و نوید معاودت دل بجای آورده برادر نائب شیر محمد
خانرا با برادر محمد رضا خان در آنجا ریاست آبمردم نگاشته در چخانسور باز گشت ومقارن ایحال مولا داد خان
و كرنیل محمد خان که مردم شوره را چنانچه گذشت قتل وغارت واسير ودست گیر كردند با ترك محمد صادق خان
که باسه فوج پیاده راه معاوتت ایشان بر گرفته بود ملاقی شده پس از ادای مراسم ملاقات ترك محمد صادق خان
در موضع قلعنك و مولاداد خان در موضع دلفنه فرودشدند و جانبین راه سرزنش احمد بيك وناصر بيك هزاره
دای کندی بر گرفته از صعوبت و اما نوانی را که با خود داشتند با کبتان حیات خان در مجم آباد نمیرن گذاشتند و درین
وقت محمد جان بيك که در ارد و محبوس بود فوت گردیده و عباس بيك وشفا بيك برادران او همچنان محبوس در کابل فرستاده
شده بپاسا رسیدند و مولادادخان با کرنیل محمد خان و کپتان مهر دلخان و نائب بيك محمد خان بكرفتار ساختن اشرار
پرداخته احمد بيك وباقر بيك ومحمود بيك و آقا محمد بيك وظفر بيك ورضا قلى بيك وفيروز بيك و اميرك وفيض الله
و محمد رضا بيك را دستگیر و محبوس ساخته احیال را باز توت وجود اشرار پرداختند وچندی برای نظم و نسق
امور آنجا درنگ نموده در پایان کار که باز گشتند گرفتاران را بصحابت محمد فضل خان حواله دار و بیست و
چهار تن از پیادگان نظام چنانچه بیاید در کابل فرستادند و مقارن ايحال اهل وعيال باقر بيك مذكور با دوازده
تن مردوزن و پسر و دختر از منسوبان محمد عظيم بيك سه پای که در جای باقر بيك بودند وفرار نمودند بدست آقا
اسمعیل شهرکی افتاده واو همه را خواست که در هرات برده بکار کشان دولت بسپارد وليكن ابو بكرخان
حاکم چغچران از نزداو گرفته در هرات فرستاد و از آنجانب سالار فرامرز خان همه را کتبيل کابل نمود ومحمد
خلال احوال مذکوره سیه سالار مذکور چهل راس اسب امر و فرمان حضرت والا بتوسط مير آخور محمد يوسف
خان که مأمورش کرده بود از طهران بده هزار قران خریده و از آنجا تاهرات بصرف یکهزار و سه صدو نجاه
و هشت قرآن رسانیده بود ارسال کابل کرده مطبوع طبع جهان آرا گردیده داخل اصطبل خاصه شدند و چون
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
