Machine transcription
( ٧٥٣ )
( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعليحضرت امير عبدالرحمن خان ) ( سراج التواريخ )
ترکستان اعليحضرت والا را که پس از آمدن ايشيك آقاسی محمد سرور خان در کابل بامر حضرت والا چنانچه
گذشت تفويض ميرزا محمد ميرزا خان قزلباش شده و نامبرده در تر مذ بود کرده بکار حکومت پرداخت و آنگاه که
بر مسند ایالت نشست ميرزا محمد زمان خان سر دفتر حساب گیری را از خيانتيکه نسبت بدولت کرده بود غول
نموده در تحت باز پرس محاسباتش کشیده شرحی از خسارت او معروض پایه سریر سلطنت داشت و از حضور انور
والا فرمان حبس او شرف نفاذ یافته محبوس گشت و همچنان محبوساً حيات خود را جوابات بی محت گفته
در زندان روز بسر می برد و مقارن اینحال از عرض واستدعای شیخ محمد تقی که یکی از معروف علمای مشهد بود
و عريضه او با عريضة ميرزا يوسف خان و قائم مقام آنجابه پایه سریر سلطنت رسیده از مطالعه ساطعه حضرت والا
شرف گذارش یافت در روز دوشنبه هفتم ماه شعبان سید محمد اصفهانی که بنام جاسوسی محبوس زندان کابل شده
بود رهائی یافته بنام شیخ ارقام رفت که او را از شهادت نامه شیخ که به بی گناهی او رقم کرده بود رها فرموده
رخصت مراجعت بموطنش مرحمت شد و آن سید از کابل در مشهد و از آنجا در اصفهان رفت و دعای شیخ را
باید ایندولت ساخت
( ذكر تنبيه و تهديد باغيان قوم متمرد جدران وغيره )
و از آنسوی سردار شير ين دل خان که افواج قاهره پادشاهی را چنانچه گذشت از دو راه مأمور تنبيه و تهديد
جدرانيان کرده و ایشان عیال و اطفال خود را در جبال شامخه صعود داده در موضع المزه جمعیت کرده استوار
نشسته بودند در خلال واقعات مسطوره هفت تن از بزرگان آن نکوهیده خویان در عسکر گاه نزد سردار
شير يندل خان حاضر آمده زبان بعجز و معذرت اظهار طاعت کرده از طرف جدرانیان عذر خواستند که از عدم
استطاعت توان استقامت را در خود ندیده از بیم سپاه پادشاهی که علوفه و آزوقه از ایشان میخواستند و استعداد
دادن آنرا نداشتند عيال واطفال خود را در سنگلاخهای جبال کشیده اند و گرنه از امر و نهی سلطنت عدول
و نکول ندارند و سردار شير يندل خان در جواب ايشان فرمود که اگر مسلمان بوده بامر خدا و رسول
گرویده باشند همانا از راه اطاعت پیش میآیند والا طريق اندیشه و تصور خويش پيموده مکافات کردار خود را
مشاهده خواهند نمایید و اینرا به آنها گفته و رخصت باز گشت داده از قفای ایشان با سپاه ظفر همراه جاده پیمای
موضع المزه شد و جدرانیان از رو نهادن افواج قاهره بدانجا آگاه گردیده از موضع المزه که فراهم شده بودند
راه انتشار بر گرفته فرار اختیار کردند و سردار شیریندل خان وارد آنجا شده چون سرحد و كلوگاه موطن
جدرانيان است از حضور اقدس اجازت احداث قلعه متينی در آنسر زمین خواسته و پس از صدور امر
حضرت والا قلعه باندازه و گنجايش سیار صد تن پياده و سواره نظام در آنجا بنیاد نهاده بغایت متانت آباد
کرد و از دیگر جانب معاذ الله خان سرتیب که با دو صد و پنجاه سوار اوزبکیه و هفتصد و هفتاد تن سواره و پیاده
ملکی مأمور موضع فرمل و جيوانه خواه شده بود رهسپار گردیده چون وارد آنجا شد بکاریکه
مأمور گردیده بود مواظب گشت و در روز دوازدهم ماه شعبان پس از خبر بردن فرستادگان جدرانيان
که آنفاً رقم گشت سی تن از بزرگان قوم پکی و كيبرى ومردم سكينة المزه ودرۀ شمل ودرۀ تنکی باتفاق
بيرك نام دزد در موضع دومانده واقع المزه بتوسط ملك خانگلی خان نزد سردار شير يندل خان آمده جبين
ضراعت برمین اطاعت بسودند و باز آوردن کوه رشد گان مردم جدران را بما كن ايشان بر عهده گرفتند
چنانچه بدلالت واسهالت اینان اکثر از مردم پکی و كبرى وغيره عيال واطفال واحمال و اثقال خود را پس آورده
در مساکن خويش جای گزیدند و سردار شیریندل خان همه را بتسلیات شافيه دل بجای آورده از خوفیكه در دل
داشتند ايمن ساخت و از موضع المزه لشکر را کوچ داده در دهن درۀ تنكی شمل فرود آورده فرو کش کرد
و ملك لندى خانرا با پنجاه تن از مردم مشكل از جمله دوصد و پنجاه تن که از راه معاونت دولت با خود آورده طريق
تذکر مطيع
و منقاد شدن
مردم جدران
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
