Machine transcription
( 754 )
( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبد الرحمن خان ) ( سراج التواریخ )
خدمت می بود در اردو نزد خود نگاهداشته دوصد تن را جانب خانهای ایشان رخصت بازگشت داد و ایشان
در عین راه مراجعت نمودن رمههای کوسفندان و زنان مردم دری خیل جدران را بتاراج برداشته و جدرانیان
همت براسترداد آنها کاشته در عرض راه باهم دو چار گردیده سرگرم مقاتله و پیکار شدند و در پایان کار چار تن
از جدرانیان کشته و يك تن از منگلیان زخمدار گشته تمامت کوسفندان و زنان خود را بتصرف آوردند و مقارن
اینحال لشکر ماکی مردم کردی که از دیگر سوی روی یورش جانب موطن و مسکن گروه بغاة نهاده بود وارد
موضع شواك شده سردار شیرین دل خان از عسکرگاه خویش بغرض دیدن این لشکر در آنجا رفته و اسلحه و سامان
حرب يك يك را مشاهده کرده همه را آراسته و پیراسته یافته تحسین نمود و در اقامت گاه اردوی خود باز گشته
نامه نزد حبیب الله خان قوم خروتی و مردمش فرستاده پیام داد که با جمعیت سواره و پیاده ایل و الوس خود از
موضع و زرانه که فراهم شده اند روی بسوی کوهستان جدران نهند و هنوز کار مردم جدران و اسمار و نواحی شرح اشرار
بلوچان چاه کی که سپه سالار غلام حیدر خان مشغول نظم و نسق آن بود و راست نشده بود که شرحی از مفسدت و شرارت
شاه نظر و میرزاخان ولیمد خان نامان بزرگان چاه کی بتوسط عریضه واقعه نگار آنحدود بسمع فیض مجمع حضرت
والا رسیده مولادادخان حکمران فراه را ارقام فرمود که هرسهتن مفسدین شرارت آئین را که دامن زن آتش
فتنه و فسادند بهانه خدمتی در فراه خواسته و ایشان را نزد خود نگاهداشته کسان و منسوبان و زوجات و ابناء
و بنات ایشان را از چاه کی حمل و نقل داده در فراه مسکن زیستن دهد و او محمد کریم خان فراهی را با چندی
از سواران گشاده در چاه کی فرستاد اما مفسدین سه گانه از روی نهادن خان مذکور بسوی چاه کی
نظر بخباثت خویش متوهم گردیده قبل از وصول او در انجا باعیال و اطفال و مال و منال خود راه فرار
بر گرفته در کوه خاران پناه گزیدند چنانچه محمد کریم خان وارد چاه کی گردیده واثری ازان بد تن و منسوبان
ایشان ندیده بی نیل مقصود نزد مولا داد خان باز گشته ماجرا بپای برد و او عرض پرداز پایه سریر سلطنت
شده در روز چهار دهم شعبان حکم اقدس بنامش شرف اصدار یافت که سواران کشاده و ملیشیا و بدم فراه
و کرمسیر و پلالك و غیره را گرد آورده و لشکر آراسته فراهم نموده خودش با تفاق این لشکر جانب کوه خاران
واقع بلوچستان رهسپر گردد و مولا داد خان پس از و صول این منشور نامه فرستاده مردم گرمسیر را بپسیام
فراهم نمودن لشکر داده خود مجمع آوردن سواران فراه و نواحی آن پرداخت چنانچه ره نورد شدنش از فراه
جانب کوه خاران در موقعش رقم خواهد شد انشاء الله
( ذکر بیمار گردیدن سپهسالار )
( و تعزیه نامه فوت شهزاده انگلستان و فتح اسمار )
تعزیه نامه
فرستادن
حضرت والا
به ملیکهٔ و همدر خلال وقایع مذکوره سپهسالار غلام حیدر خان را تب شدیدی عارض شده در بستر بیماری بخفت
انگلستان و حضرت والا را از عریضه واقعه نگار اردوی او بحالت وی اطلاع دست داده میرزا عبدالصمد خان طبیب را
از حضور مأمور علاج نمودن تب او کرده از کابل در چغان سرای فرستاد و آن طبیب وارد آنجا شده دست
بکار علاج سپهسالار نامدار برده بمعالجه پرداخت و همدرینوقت پرنس البرت پسر پرنس آف ویلز ولیعهد دولت
برطانیه عظما بدرود جهان کرده حضرت والا برسم و شیوه سلاطین روزگار تعزیه نامه برای ملیکه معظمه علیا
حضرت وکتوریا نگار فرموده بر مرگ فرزند فرزند ارجمندش طریق صبر و شکیبائی نمود و هم نامه بویـسرای کشور هند
ارقام و در و داد قضیه مکروهاش سر سلامتی گفته نزد کرنيل ولی احمد خان سفیر دولت افغانستان روان کرد
و او نامه ویسرا را بویسرا رسانیده از علیا حضرت ملیکه موصوفه را در لندن فرستاد وازین سوی سپهسالار
غلام حیدر خان را نعمت صحت حاصل گشته از چغان سرای علیا بعزم رفتن در علاقه شیگل کوچ داده در چغان
سرای سفلی فرود نبود و از آنجا راه بر گرفته چون داخل شیگل شد آگهی یافت که غلام خان خان اسمار
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
