Machine transcription
( ٧٥٢ )
( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان ) ( سراج التواریخ )
مبلغ مال ضبط شده قزل باشان قندهار
السلام گرائیدند واز بدخوی اشتهار یکه در باب مخفی نداشتن مال ومنال چندین او قزلباشیه سکنه قندهار شرف اصدار
یافته بود در غره ماه شعبان پرتو افکن وصول آن دیار شده حکمران قندهارش بچارسوق شهر آویخت
وچیزی از زر کسی بظهور نرسیده از تمامت مال ومتاع آن یازده تن که ضبط شده بود و بفروش رسید غیر از آلات
طلا و ادوات نقره وزیور زنانه وجواهر قیمه که در سه عدد صندوقچه آهنین كوچك انداخته ارسال پیشگاه
حضور اقدس شده شرف وصول یافت يك لك وشصت و چهار هزار وششصد ونوز ده روپیه تحویل خزانه
مقرر ساختن ناقل مهر والا را یکی از مردم اجک زائی
عامره قندهار گردیده اکتفابت دست ضبط کننده کان گشت و مقارن اینحال حضرت خان نام اچک زائی ساکن
ومتوظن کوهستان فراه مهر فرامین و احکام حضرت والا را از فرمانی کنده برداشته از نقل آن مهری منقش
ساخت وفرمان را بنام خویش باسم حاکم آنجا و شامل مبلغ گزاف مهر کرده بتوسط کمبر نامی که وجه را از و گرفته
بعد بایصال ومنسو باش راه خارج مملکت افغانستان بر گرفته از در خیانت حصول وسعت معیشت کند وحاکم
عطای آنقدر مبلغ را شایان حال خسران مآل آن خیانت خصال ندیده در اشتباه افتاد و آن فرمان را ارسال
پایه سریر سلطنت نموده چون نیتش در دفاتر پادشاهی نبود حکم حضرت والا بنام حکمران قندهار شرف اصدار
یافت که بیست نفر سوار بتاخته آن غدار را با پس نام پسر و دیگر پسر و برادر یکه داشته باشد گرفتار ساخته باشند
عقاب و عذاب روانه کابلش نماید و هم محمد اعظم خان میمند و میرزا عبدالصمد خان کار گذاران کوهستان فراه را
اجک زائی گرفتار
در باب گرفتار ساختن آن خیانت کار فرمان اکید واشد نگار فرمود چنانچه او درپابل کار مکافات کردارش
را دیده باعث عدم اعتماد عامت مردم سکنه مملکت افغانستان گشته فرامین بی مهر و ثبت منشیان حضور اقدس را از اعتبار
خرج دادن میرزا تقی خان بقندوان گرفتاران قزلباشیه قندهار
ساقط ساخت و در خلال این احوال میرزا محمد تقی خان خادم دولت انگلیس که برای واقعه نگاری در قندهار
اقامت داشت عیال واطفال یازده تن از مردم قزلباش را که بواسطه دعوت اوزبقیه ملا محمد علی چنانچه
گذشت ضبط شده بود بایصال محمد اکبرخان بادامی که خیانت وبدنامی او افریدش بخرج رفت مصارف معیشت
داده و هم از گرفتار شدن آنها اجنت بلوچستان را آگاه کرده و نگار کرده بود که دوستان و برادران او
بواسطه بودن وی در قند هار گرفتار وضبط و کشته و تاراج شده و خواهند شد بنابران از قندهارش در شالکوت
خواست شود که دیگر آسیبی از بودن او بقزلباشیه قندهار نرسد واین ماجرا از عریضه سردار عبدالله خان حکمران
قندهار بگوش راست نیوش حضرت والا رسیده در روز چهارم ماه شعبان او را فرمان کرد که از میرزا تقی خان
بپرسد که از طرف دولت انگلیس اجازت این را دارد که مجرمان و خطاکاران و معاندان دولت را
مربی شده عیال واطفال ایشانرا خرج وتوشه دهد واگر در خصوص این گونه امور سندی از دولت مذکور داشته
باشد نماید کامکام گذاران دولت انگلیس مکالمه و مذاکره در میان آورده شود والا خود او را متذبه و آگاه سازد که
از چه با خائنین و محبوسین دولت راه رابطه و مراوده می پیماید و این پرسش را رقم فرمود که از وی نوشته
بگیرد تا مفهوم و معلوم گردد که چه میگوید و از چه این چنین راه ناهموار می پوید و ازین نوشته حضرت والا
وغیره براهینی که در الزام او بروی کار آمد آخرالامر انگلیسیان او را تغییر داده دیگر برا در قندهار فرستادند
( ذکر ورود سردار محمد عزیز خان )
ورود نائب الحکومه ترکستان بدارالحکومه کابل
( حکمران ترکستان در مزار شریف )
و از آن سوی سردار محمد عزیز خان که از حضور اقدس مأمور حکومت ترکستان شده واز کابل ره نورد
منزل مقصود گشته بود در روز پنجم ماه شعبان راه ورود بمزار شریف که دارالحکومه ترکستانست نزديك كردو
سپه سالار غلام حیدر خان اروک زائی با تمامت افسران وصاحب منصبان نظامی از راه پذیره ناموضع تکیه خفش اسپ
رانده مراسم استقبال بجای آورده با عزاز واکرام داخل شهر مزارش کرد و او بپاس احترام سلطنت نخست
نزد شهزاده آزاده سردار غلام علیخان که فرزند برومند شهریار ثریا مکان و بنازکی ایام شیر دابه شسته بود شده
از بوسیدن جبین نور آگینش قرین سعادت گردیده بعد بمقر حکومت خویش رخت سفر کشید و مهر حکومت
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
