Machine transcription
(٦٥٥)
( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبد الرحمن خان ) ( سراج التواريخ )
های محصول دولتی و قباله جات وغیره بر آورده از طلا که وجه نقد بود هیچ بروی روز نیفتاد وخلیفه عبدالله
پس از ابراز دفاتر و سندات مذکوره نزد میر شب مزبور اظهار واقرار کرد که ملا ابوبکر خان وحاجی محمد عمر
خان برادر او این دفاتر و سندات را در خانه وی نهفته اند بعد نائب میر سلطان خان عرض پرداز حضور اقدس
شده با مریکه از پیشگاه خلافت دستگاه بنامش شرف اصدار یافت دفترها و سندات را در سراچه بیرون عمارت
حرمسرای ارك مبارك در حجره انداخته دروازه اش را قفل زد وخلیفه عبدالله را در زندان مجرمان مقیم ساخت
و در بیان کار که بصدق انجامیده بثبوت پیوست که هر دو برادر موصوفان مباشراین امر بوده اند محبوس گردیده
پس از مدتی رهائی یافتند و این امر ازان درج کتاب شد که از قبل اینگونه امور هزاران بصدور پیوسته و بدون
ثبوت احدی مأخوذ ومزجور نگشته است تا مطالعه کنندگان این کتاب نيك بدانند که همه از روی عدالت
ووفق شریعت در محل بازپرس آمده است نه اینکه حضرت والا بستم زجر وتوبیخی درباره اینگونه مردم امر
نموده است واگر چنانچه بازخواست نمیفرمود گویا اسم سلطنت ضایع بود
* ذکر سرزنش و گوشمالی مردم اشرار شینوار *
( که از درگاه رهسپار طغیان بودند )
وسپسالار غلام حیدر خان که از درگاه چنانچه گذشت دو چار پیکار اشرار شینوار بود در روز بیست و پنجم
ماه محرم باهشتصد تن از دلیران سپاه رزم خواه و جمعی از مردم شینوار و تیراه که جدید رهسپار اطاعت شده بودند
روی ستیز بسوی دره نيازان که مردم سکنه اش ره گرای تمرد وطغیان شده بودند نهاد وجماعه دیگر که نوسر
بر خط فرمان نهاده و عیال واطفال خودرا از کوه جهالت براه اطاعت فرود آورده در مساکن خویش قرار گرفته
بودند نیز باسپهسالار رهسپار تنبیه و تهدید اشرار شدند والاطاق یورش برده مردم کرموخیل و چنیار پدر را
که سر از قید اطاعت سلطنت بیرون کشیده بودند كيك آسااز جنگلها وسنگلاخها وسوراخها بیرون نموده واز پیش
رانده بفراز کوه بازار که موطن قوم افریدی ومسكن مرده سنگوخیل است بالا کردند وخود سپهسالار غلام حیدر خان
بدو عراده توپ و پیادگان نظام از قرای دره نیازان پیشتر قدم نهاده گروه یاغیان دیگر از خلال جنگلها او را
باسپاهیانیکه همراهش بودند هدف گلوله تفنك ساخته بکراتی اسب سواری سپهسالار ستوده کردار را که محمد
اسلم خان اچکزائی بران سوار بود از ضرب گلوله سقط ساختند ودوتن از توپچیان را جراحت رسانیده دوتن از
ایلجاریان قوم مندي خانی را کشته یکتن ازینقوم را بایکدتن از شینواریان که جدید ره نورد اطاعت شده بودند
و یکتن از مردم رودکوت زخمدار نمودند وملك افغان نام ازقوم چاريار ودوتن از مرده کرمو خيل بقتل رسيده
دیگران تاب اقامت و توان محاربت در خود ندیده روی فرار بدوی موطن مرده کوکوخیل افریدی نهادند ومحمد
زمان خان بن ملك عبدالله نورخان کو کوخیل که با چهل تن در اردوی سپهسالار حاضر بود ازینسوی وملك امين
خان برادرش از جانب مساکن مردم کوکوخیل قدم پیش نهاده گروه بغاة را بقهر وعنف مانع گردیده نگذاشتند که
در میان مردم کو کوخیل پناه گزین شوند چنانچه عرصه را برخود تنك ديده ناچار از حدود بازار بیای فرار خودرا
بیرون کشیده بآن روی کوه که خارج از موضع بازار است رفته پناه گزیدند بعد مردم کر موخیل از راه امانت کسی
نزد سپهسالار فرستاده بزبان ضراعت پیام داده عفو تقصیر خواستند که از مردمی که سر بر خط فرمان نهاده مطیع ومنقاد
شده اند ضامن داده دیگر پیرامون شقاوت نگشته بجز اطاعت راهی نمی پیمایند و سپهسالار باندیشه اینکه مبادا سه چهار
صدتن از مردم خونیخوار افریدی با ایشان یار شده در شرارت و سرقت مددگار شوند ناچار مسئول ایشانرا بگوش قبول
جاداده پیام فرستاد که از بزرگان قوم کر موخیل ضامن داده بعد باطمینان خاطر بمنازل ومساکن بازگشته جای گزینند
واز صد خانوار مردم چاریار که در سال گذشته از راه شقاوت فرار کرده در بازار قرار گرفته بودند قبول ضمانت
نکرده بر عمال خواست و آنانیکه ضامن دادند باز گردیده بمسا کن خویش جای گزیدند و امر صد خانوار مردم
چاریار معطل بوقت دیگر ماند و در خلال این مقال در روز بیست و هشتم ماه محرم محمد سعيد خان صاحب زاده
ذکر
سرزنش
اشرار
شینوار
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
