Machine transcription
(٦٥٤)
(جلد سوم) (شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان) (سراج التواریخ)
تمام نتوانستند که بفروش برسانند ایشان بازمانده و بپریماند نام مذکور رفت تا که هندوان مزبوره مال خودرا
تمام فروخته و وجوه آنرا حاصل کرده راه درۀ اسمعیل خان پیش گرفتند و ملك مغرب خان نامی از مردم
سلیمان خیل مبلغی از ایشان گرفته برعهده نهاد که در دیره برساند و با ایشان همراه گردیده ببدرقه کی اوره توره
شدند و در منزل سوم که در اخیر علاقۀ وازخواه رسیده فرود شدند خود ملك مغرب خان باآندکه از متعلقین
یار محمد خان توادۀ غلزائی خان نمك خوار خوان احسان دولت بود از حکومت نهرانیده مردم سلیمان خیل سکنۀ
نواحی آنمنزل را برانگیخته و باایشان متفق گشته هندوانرا تمام کشته و بیست هزار روپیه نقد و چهارده رأس
مرکب ایشانرا غارت کردند و کتابچۀ سیاهۀ جزو مال التجاره ایشانرا در آتش انداخته بسوختند و این مردم
ازینگونه افعال ذمیمه بسیار کرده و میکنند
وقایع سنه ۱۳۰۷ قمری
وقایع سال هزار و سه صد و هفت هجری مطابق سال دهم
(از سلطنت باصولت حضرت والا که همزاد سال دهم است)
در روز سوم ماه محرم از عریضۀ سردار شیرندل خان حضرت والا را برحال ملك رحمت شاه خان وزیری
که باعپال واطفال و چند سوار از متسوبانش روی امید بسوی ایندولت آورده و در خوست نزد سردار
مذکور قرار گرفته واو براتش از خزانه دولت برسم میهمانی خرج معین کرده بود اطلاع دست داد
که مضطرب و پریشان احوال است و ازعدم استعداد بحسرت روز بسرمی برد پس بنابرعرض سردار موصوف
از حضور فیض کنجور مرحمت دستور سردار مزبور را ارقام رفت که مدعای آمدن و کفایت نکردن مصارف
متعینه او را معروض دارد تا قراری در امر معیشت و مؤنت روزگارش نهاده آید چنانچه مراجعتش ازحضور اقدس
مبدول حال صداقت اشتمال او گشت در محلش رقم خواهد شدانشاءاللهتعالی و درین احیان بروز نهم ماه محرم قاضی
میرجمالالدینخان پشدی را در مزار شریف ایام عمراسپری شده چون متورع و حق شناس بود باعث تأسف وتحسر
حضرت والا گشت و هم میر یوسف بيك هزاره دای زنگی را که باسوارانش چنانچه گذشت با دیگر میران هزاره
مذکور و سواران ایشان ازراه خدمت همرکاب سعادت انتساب شهزاده سپرخمیت در مزارشریف رفته بوداجل
موعوده رسیده بدرود جهان کرد و حضرت والامصب میری اورا باخلعت گران ببایه محمد حسین بيك پسرش
فوت قاضی پشدی
تولد شهزاده محمد عمر خان
که در سلك پیشخدمتان دربارمعلی منسلك بود مرحمت وعنایت فرموده نيك بنواخت و همدرین هنگام شهزاده
رفیع مقدار سردار محمد عمر خان ازبطن یکتا صدف دریای سیادت و بانوی مشکوی حرم محترم سلطنت صبیه
میر عتیقالله خان نبیرۀ میرواعظ مرحوم که شرح حالش در جلد اول این فرخنده کتاب بتضاعیف وقایع عهد
سلطنت شاه محمود گذشت روز پنجشنبه نوزدهم ماه محرم متولد گشته دامن آرزو مندان شهر مزار شریف
از زر نثار آسوده گردیده خلق متلذ ذوکامیاب گشت و دراین احمال محمد سرور خان حاکم سرپل فوت شده محمد
جبار خان الکوزائی ازخوانین هرات ازحضور انوروالا بحکومت آنجا سرافراز گشت و هم میر اسمعیل خان
هراتی بحکومت بامیان امتیاز یافته دویست تن از پیادگان فوج نظام جدید را که در آنجااقامت خدمت داشتند امرشد
که هر وقت میراسمعیل خان رهسپار خدمت هزارجات شود در تحت رایت او طریق خدمت برگرفته بعوض آن
دویست تن از پیادگان سپاه نظام مقیم کابل ره نورد بامیان شده اقامت گزینند و در خلال اینحال از عریضۀ عطامحمد
نامی بگوش راست نیوش حضرت والا رسید که دوازده هزار دانه طلای مسكوك بخارائی بادیکر سندات داد
وستد میرزا حبیب الله خان مستوفی عهد امارت امیر شیر علیخان مرحوم بتوسط حاجی ملا محمد عمر خان
ده افغان در ده افغانان بخانه خلیفه عبدالله نام درزیر خاك پنهان کرده است وحضرت والا نایب میر سلطان خان
کوتوال کابل را فرمان فرستاده امر کرد که تحقیق وتفتیش نموده صدق و کذب این امررا معلوم کرده معروض
حضور بدارد تا برطبق واقع حکم شده بی خطا وجنایت بکسی آزار واذیت نرسد واو خانه خلیفه عبدالله را
کاویده سی و چهار دفتر ازدفاتر ادارۀ مملکت افغانستان زمان کارداری مستوفی مذکوررا با سندات بسیار واکتف
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
