Machine transcription
(٦٥٦)
(جلد سوم)
(شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبد الرحمن خان)
(سراج التواریخ)
شرح حال
منشی غلام
مرتضی خان
مترجم كتاب
تاج التواريخ
فتنه سپاه
مقیم شنگی
باجاورى از طرف صفدر خان ناو كی وملك خالخان وحاجی میرزمانخان و اقوام سالار زائی و شعو زائی برسالت
نزد سپه سالار آمده اظهار كرد كه ايشان هوا خواه دولتند واورا كه فرستاده اند خواهش آن دارند كه درين
وقت كه فرصت میسر است از جانب دولت لشكر شايان مامور وزد آورد علاقه باجاور شود تا بمعاونت و یاری
ایشان باجاور ضمیمۀ مملکت افغانستان چنانچه بوده است بشود وا گر فوج بسیار رهسپار نگردد دو فوج پیاده
که باهمد اکر خان لعل پوره و محمد اكبر خان کروانی مأمور شوند هم در تدمير عمراخان وتسخير باجاور کافیست
واگر باجاور در قرارداد دولتی متعلق بدولت انگليس باشد اسمی ديگر است كه لشكر كاشته نخواهد شد و سپه سالار
کنیل داشتن سپاه را معطوف وموقوف با مره اجازه حضرت والا گفته در باب باجاور او را تسكين خاطر داد
که از مضافات افغانستانست دولت انگليس در كار آن مداخلت نمیکند زیرا كه راه دوستى در بين دولتين باز
است كاهی دست تصرف بقواطن افغانيتيكه مطيع ومنقاد يکی از طرفین نیستند بمحض اسم افغانیت دراز خواهد
كرد وصاحب زادۀ موصوف بااین جواب از نزد سپه سالار باز گشته وخوانين واقوامیکه او را فرستاده بودند در
باب عدم مداخلت دولت انگلیس در علاقه باجاور مطمین خاطر شده سکوت اختیار کردند و سپه سالار خجسته
کردار پس از مراجعت فرستادۀ مذكور تاروز سلخ ماه محرم کار اشرار شینوار را راست کرده و همه را مطیع
و منقاد نموده با اردونیکه در تحت رایت داشت لوای باز گشت افراخته در قلعه كه جديد جهت اقامت سپاه نظام
بامر حضرت والا ساخته و پرداخته بود بار اقامت کشوده رحل توقف انداخت ومقارن اینحال در اوایل ماه صفر
منشی غلام مرتضی خان نام قندهاری كه کاركنان دولت انگلیس از شالکوت باجازت حضرت والا براه قندهار
مامور باقامة مشهد مقدس کرده بودند از خطه فاصلۀ دولتین افغانستان و انگلیس عبور کرده و کارپردازان این
دولت محافظ و بدرقه باو كاشته باعزاز و احترام تا خطه فاصله دولتین افغانستان و ایرانش رسانیدند و این منشی
غلام مرتضی خانبیست که کتاب مولفه منشی سلطان محمد نام هندی را كه مدتى بحضور اقدس والا بكار مكتوب
نویسی راه عزت و اعتبار داشت و آخر الامر بدون صدور امری بمدلول(الخائن خائف) روی از دولت و سعادت
برتافته زنیرا كه از مردم كابل بعقد نكاح در آورده بود فرو گذاشته از راه فرار در قرقزگاه اصلی خود رفت
و کتاب بند نامه دنیا ودین حضرت والا را كه از زمان صباوت خویش تاروز حركتش از خوقند جانب
افغانستان و ورودش در خطه بدخشان بقلم خاص رقم و در مطبع کابل باسمه وطبع فرموده بود از فارسی بزبان
انگلیسی نقل کرده بك جب قرآن داد ووقایع افغانستان را که از اعداد مردم شنیده و هم خودش از دربار پادشاهی
از خادمان حضور مسموعاً اخذ کرده بود جلد جداگانه نوشته مبالغ خطیر ازین دو کتاب حاصل کرد تا كه
هردو جلد کتاب مولفه او در مشهد بدست منشی مذکور افتاده از انگلیسی بفارسی ترجمه كرده تاج التواريخش
نام نهاد و ماجرا را که در کابل چاپ شده بود چون از روی خط خاص حضرت والا بود عینا در جلد دوم این
كتاب ثبت نموده جلد دومش را كه سند محققی بدست نبود نقل نداده مخالفی گذاشتیم مع القصه در هنگام ره
نورديدن منشى غلام مرتضی خان از راه قندهار وهرات جانب خراسان منصبداران فوج پياده قوم فوفل زائی
از طوائف درانی که در قلعه واقع موضع شنگی اقامت خدمت داشتند از امریکه در بین بیاد كان نظام روی داد باهم
در آویخته أهلك خون ریختن کردند وزد و خوردی نموده ساز بلوا نواخته فتنه آغاز نمودند و این شرارت ایشان
از عرايض كار گذاران آنجا بگوش سبرادر هوش شهزاده سپهر وساده سردار حبيب الله خان رسيده حکمران
قندهار وغيره خادمان دولت را فرمان کرد كه بانیان فساد ومحركان عناد را گرفتار سلاسل واغلال ساخته
جانب كابل رهسپار نمایند اباقبل ازيزنو وصول افکندن این منشور سیاست دستور شهزاده ممدوح میرزاعلی کوهر
خان و غيره هواخواهان دولت مانند محمد صديق خان كرنيل و محمد عمر خان کپتان را با چند تن ازفتنه انگیزان
گرفته در قلات بردند واز انجا در قندهار فرستاده پس از وصول حکم شهزاده موصوف در كابل فرستادند و بقيه
فوج مزبور بامر شهزادۀ آزاده مذكور كه بنام ايشان شرف صدور یافت از شنگی کوچ کرده ایام زمستانرادر غزنین
قشلاق كردند و در خلال احوال مسطوره ميرزا عبداللطيف خان نبيره ميرزا عبد الغفارخان مرحوم كه مدار المهام
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
