Machine transcription
(٦٤٣)
( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبد الرحمن خان ) ( سراج التواریخ )
(۱)
رنجه بدارد
هیچ بار
بردار نه ماند
دیگری را
فوت سردار
شریف خان
بلوچ
مأمور کردن
حکمران
قندهار دو تن
راهبر هزار
جات
ذکر
دخل علاقه
چیخانسور
(۱)
شیمه زمین
قابل کشت
وزراعت
ذکر ماموری
قایم مقام
حکمران فراه
شرح اراده
و عزم طالب
سوء
(۱) اشهب
اسب سرنك
را گویند
گردیده بلکه معاشرین و مصاحبنش دزدیدند و شهزاده آزاده با آنکه حکم اقدس بنامش صدور یافت که در مقام
تجسس و تفتیش بر آمده سارق را گوشمال بسزا دهد اما شهزاده از بلند خیالی و نيك مکالی که تا دستیابی شدن دزد
بعضی از خدامش گرفتار میکشت و دزد معلوم نبود بمدلول ( لا تزر وازرة وزر اخرى ) (۱) کسی را مزاحم
نشد که مبادا بی گناهی گرفتار آید و همدرین وقت سردار شریف خان بلوچ که از سیستان روی امید بابنه دولت آورده
واز خوان احسان پادشاهی چنانچه از پیش گذشت آرزویش حاصل شده بود بدرود وداع جهان نمود و از آنسوی
چون فرمان گاشتن راه شناس حضرت والا در قندهار پرتو وصول افکند سردار نور محمد خان حکمران آنجا
سید شاه نجف نام ساکن چهار دهنه و محمد جان نام کندلایی قوم قزلباش را از قندهار در روز غره ماه شوال
رهسپار ارزگان نموده امر کرد که از ابتدای خاک سر زمین هزاره باغیه تا انتهای آن همه جا را نيك ديده
و مشاهده کرده راه و بیراه و گذرگاه لشکر و انبوهی مردم آن بوم وبر را نوشته خود را بحضور انور رسانند و همه
را بعرض رسانند که موسم خوبی تا ته قدم گذشت و موقع سرکوبی آن قوم شریر رسید و چون همواره از راه
تجارت در هزاره جات رفت و آمد داشتند بعضی از اشیاء را که در بین مردم هزاره رواج فروش داشت
چون نخ وسوزن و کبریت آتش افروز وغیره با خود برداشته ره نورد منزل مقصود شدند و مقارن اینحال در روز
دهم ماه شوال از اجاره کدخدایان علاقه چیخانسور که مالیات دیوانی آنجا را از نزد سردار محمد یوسف خان
حکمران فراه بمقدار چهار هزار خروار در عهده گرفته و خط اجاره داده بودند آخندزاده فقیر محمد خان
حاکم و سر حد دار چیخانسور را از حضور اقدس ارقام و اعلام رفت که کدخدایان آنجا مقدار مذکور را برقمه
نهاده اند در آینده میباید که او حسن عامل و کاردان خودرا روی روز آورده بی ایذا و آزار رعایا باضافه تر
از ان رساند یعنی که آن علاقه را از کثرت ضیعت (۱) واجتماع رعیت معمور نموده مداخلش را بپایه اعلی رساند
نه اینکه دست آزیه مال ضعفاء در از کرده بتیغه ستم اساس حصار جمعیت ناس را تراشیده پراکنده سازد و همدرین
اثنا پس از وصول حکم والا که بنام مولا داد خان قایم مقام حکمران فراه در خصوص راه مدخل و مخرج
هزار جات شرف نفاذ یافته بود وی محمد عمر خان و یار محمد خان نامان را از راه غور مأمور کرده هر دو تن
ره انداء نمود که سهل و صعب راه هزاره جات را بپیموده معبر و مدخل اردوی پادشاهی را مشخص و معلوم ساخته
در مزار شریف بمر عرض حضور انور والا رسانند
شرح سؤ اراده وعزم ملا میر محمد نام
( قوم تاجيك ساكن ريزه کوهستان )
در خلال احوال مذکوره از عریضه واقعه نگار علاقه تنکاب بگوش صدق نیوش حضرت والا رسید که هشت
تن از طالبان علم وادب در موضع شكون تنكاب مشغول تحصیل سنن و آدابند و از نزد ملا میرزا جی نام استفاده
می نمایند و روزی در محفل مباحثه علمی سخن را بمنازعت و خلافت منجر ساخته و هر کدام در تفسیر آیه کریمه
( اطیعوا الله واطيعوا الرسول واولى الأمر منكم ) اشهب (۱) بحث را تاخته از جمله ملامیر محمد ولد میرجان نام
قوم تاجيك ساكن ريزه کوهستان زبان بخسارت بیان خویش راند که چون امیر صاحب سرور حال آخندزاده
عرفان وساده ملا نجم الدین را اخراج المملکت ساخته است اگر خدایش بدست من دهد هر دو چشم او را کشیده
و بدستش داده از راه تشهیر در شهر و بازارش گردانیده ببدنامی شهیر عالمش میکردم تا دیگر هیچ پادشاهی چنین
شخص پارسائی را از ملك بیرون نکند و دیگران ازین بیان او بر آشفته و سقطش گفته در محل اظهار آوردند
که چون تو خفاش ضعیف را نمیسزد که با کوری ظاهر و باطن اراده قلع وخسف آفتاب در دل راه دهی دیگر
اینکه ملا نجم الدین خود روی از دولت برتافته از طریق غیر سعادت فرار کرده جانب خارج مملکت شتافت
نه اینکه از پادشاه زجر و تحقیر یافته از ملك بیرون رفت باری اگر چنانچه پادشاهش اخراج کرده باشد مانند ما
را بجز از دعای ابقای دولت و اصلاح حکومتش دیگر امر واراده نمیباید زیرا که مدلول اینقول بزرکان و عرفاء
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
