Machine transcription
(٦٤٢)
(جلد سوم) (شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبد الرحمن خان) (سراج التواریخ)
وسامان عبور نموده رهسپار توانستند چنانچه مأمور کردن حکام مذکوره راه شناس را در کوهستان هزاره
پس از پرتو وصول افکندن این فرامین در مجلس بشرح خواهد رفت انشاء الله تعالی ومحمد درین وقت حکم تعمير
پل نهر مرغاب از حضور اقدس بنام جنرال غوث الدین خان که در میمنه اقامت داشت شرف نفاذ یافت ومقارن
اینحال سپهسالار فرامرز خان بفرمانی که بنامش شرف اصدار یافته بود دویست وسی و چهار تن از بزرك زادگان
بلوکات هرات را برای ملازمت در سپاه نظام از آنجا رهسپار ترکستان ساخته چون وارد میمنه شدند جنرال
غوث الدینخان همه را قانون نظام سر و تن پیاراسته ره نورد مزار شریف نمود و هم همیگی را ده روپیه خرج
راه داد و آنگاه که وارد مزار شده شرف بار حاصل کردند حضرت والا چهل و یکتن از ایشانرا در فوج پیاده
نظام از عطای منصب کپتانی وکوت حوالداری مفتخر ومباهی ساخته هفده تن را بمنصب چهار سواری بنواخت
و یکصد و هفتاد تن دیگر را بمنصب دویم سواری سرافراز فرموده از جمله شش تن را که خورد سال بودند
بوعده و نوید مرحمت پس از رسیدن بسن بلوغ خوشحال نمود و هم سواران کشاده ساغه هرات را که روز خدمت
بدیر زدم بودند امر کرد که خوانین ده سواری همه ساله هشت سوار سان داده مواجب از ده سوار ببرند و پنج
سواری چهار سوار عرض (۱) داده تنخواه پنج سوار حواله بگیرند و در خصوص سواران جدیده نیز بر طبق
سواران سابقه حکم شد که حکام وعمال بیکمنوال بدانند
ذكر شرارت وتر کتاز مردم فتنه طراز طوائف
( وزیری و ناصری وسلیمان خیل )
در خلال احوال مذکوره مردم کابل خیل وزیری دوهزار و هشتصد رأس گوسفند در عرض راه وانه از مردم
کوچی علاقه کتواژ را بتاراج برده هزار و دویست تن مادیان سوار جرار از مردم ناصری فراهم گردیده با هم
عهد وسوگند نهاده قرار دادند که از راه کراج بر مردم کتواژ تاخته همه را غارت کنند و هم سیزده هزار
گوسفند دیگر را که مردم خروتی و ناصری از پیش غارت کرده وشش تن را مقتول نموده در تحت باز خواست
حکومت بودند و احکام پادشاهی را از خود سری که در حالت دارند در محل اجرا نیاورده از استرداد گوسفندان
و دیه مقتول ها سرباز همی زدند تا که میتر یعقوب نام کتواژی از راه داد خواهی حاضر دربار معدلت مدار
پادشاهی گردیده بعرضرس رسانید و حضرت والا در روز شانزدهم ماه رمضان شهزاده رفیع مکان سردار حبیب الله
خان را فرمان کرد که بمقام باز خواست بر آمده احیای حق و امانه باطل نماید چنانچه شهزاده ممدوح از راه
عدالت بپازپرس ستم متعدیان پیشه جهالت پرداخته بذريعه فرمان از سردار شیریندل خان ماجرا را پرسید وهنوز
کار بجائی نرسیده بود که چهار صد سوار از مردم سلیمان خیل سکنه کتواژ جانب موضع شنکی و سرخی راه
غارت برگرفته دویست تن از ایشان در جای کمین گزیده دویست تن دیگر بر مردم ناصری که عروسی را از خانه
پدر نزد شوهرش می بردند تاخته باشمشیرهای آخته با هم در آویختند و دوازده تن از ناصریان را که با جازه عروس
همراه و همعنان بودند خون هلاکت بریختند و هم عروس را از رفتنش در خانه شوهر مایوس گردانیده با خود
بردند ومردم ناصری ازین حادثه آگاه گشته بعزم دفن مقتولین راه بر گرفتند و بادویست سوارۀ که از سواران
سلیمان خیل کمین گزیده بودند دوچار گردیده چهار ده تن کشته شدند و مردم ناصری سکنه موضع در وازمکی
آگاه گردیده سه صد سوار راه انتقام در نور دیده دویست تن سوار مذکور سلیمان خیل را یکجا در بریدند
و اسب وسلاح ایشانرا تمام بیغما بردند و چون این قتال و جدال از امر حضرت والا که در باب منع مردم ناصری
از آمدن در مملکت افغانستان از پیش چنانچه گذشت صادر شده بود روی روز افتاد ز جرو توبیخی که لازمی نمود
بروی کار نیامد ومقارن اینحال در روز بیستم ماه رمضان محمد اسمعیل خان حاکم ترن وعلى خیل از عريضه
واستغاثه رعایا که جور وستم او بگوش دادنیوش حضرت والا رسید از حکومت معزول شده در تحت باز پرس
حسابش در آمد و محمد در ینوقت کمر مخصوص شهزاده خادم نواز خصم گداز سردار حبیب الله خان که یکصدو بیست
مثقال طلا وزن آلات وادوات آن بود از نزد قربانعلیخان افشار که از منصب آبداری شهزاده افتخار داشت مفقود
ذکر ملازمت
بزرك زادگان
ولایت هرات
(١) درینجا
عرض بمعنی
سان دیدن
است
داستان شرارت
مردم سكنة
جبال مشرقی
مفقود شدن
کمر اسباب
طلایی شهزاده
حبيب الله خان
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
