Machine transcription
(٥٤)
( جلد اول ) ( ذکر سلطنت اعلیحضرت شاهزمان ) ( سراج التواريخ )
کردار شاه مرادبی اعلیحضرت شاه زمان آگاه گشته ملا عبدالخالق نامی را با منشوری نزد شاه بخارا فرستاد که شهزاده
محمود را همدست وی گسیل درگاه عالم پناه نماید و یا کرفرستادنش را ننگ ایالت خویش میداند اخراج الیه اش فرماید
و ادریس اثر وصول این نامه ورسول نخست قصد حبس وی کرده بعد بشفاعت بعضی از علماء و اینکه اظهار مخزن
سفریت الله نمود رخصت یافت و از بخارا بیرون شده نزد محمود حیم خان حکمران اور گنج رفته از وی نیز حمایت
وعنایتی ندیده راه طهران بر گرفت و فرستادۀ شاه زمان بالیل مقصود از نزدشاه مرادبی مراجعت نمودو آنگاه که
شهزاده محمود وارد طهران شد از اعلیحضرت فتحعلی شاه محبت واحترام دیده در سرای میرزا محمد شفیع خان
صدراعظم منزل برایش معین گشت که انشاء الله تعالی در موقعش مذکور میشود .
ذکر توجه اعلیحضرت شاه زمان جانب لاهور برای دفع فتنه سکهان
تفصیل اجمال اینکه در خلال احوال مذکوره کروه سکهان باغوای مهابت سنگهه راه فتنه و فساد پیش
گرفته با احمد خان بارکزائی حاکم لاهور بجنگ گرائیدند واحمدخان را بقتل رسانیده لاهور را متصرف شدند
واین ماجرا از عرایض واقعه نگاران و کاربرد ازان پنجاب بگوش شاه زمان رسیده از هرات بکابل مراجعت کرد
و پنه و آشروق را از راه قندهار فرستاده شهزاده قیصر را بدستور سابق بحکومت هرات گذاشته میر افضل خان
بن مدد خان اسحق زائی را بنیابتش بگماشت وزمان خان را با خود برداشته از راه هزاره جات وارد كابل شد
و از انجا با ساز و برگ آراسته راه لاهور بر گرفت و گروه سکهه از توجه کوکبۀ شاهی آگاهی یافته از طریق خوف
وحذرد بر سو شده متقشر کشتند و شاه پس از ورود مسعود در لاهور بنا بر آنکه قوم سکیه همواره مصدر فتنه
وفساد شده ولایت پنجاب را خراب میکردند لاجرم با خود اندیشیده این امر را صواب دید که یکی ازان کروه
را بحکومت لاهور بگزیند که دیگر تاخت و فساد سکهان چره خرمن مملکت را نخراشد پس مهاراجه رنجیت سنگهه را
که بامهابت سنگهه عناد داشت پیش خوانده بحکومت لاهور بکاشت وخود ولایت پشاور اعظم ونسق داده لوای
مراجعت بجانب کابل افراشت و در وقت عبور از آب نهرجلم اکثر توپخانه و بنه و قورخانه اش غرق شده بکابل
بی نطامی و نامر انجامی بکابل رسید و حاکومت پشاور را بشاهزاده شجاع الملك برادر خویش مفوض نموده روانه قندهار
شد و در انجا از سبب قتل سردارن درانی عموماً واز کشتن سردار پاینده خان خصوصاً اساس سلطنتش را از بن
براندخت چنانچه رقم شده می آید .
ذکر قتل سرداران باعتبار درانیه وغیره
این قضیۀ نامرضیه از سبب غرور و پندار رحمت الله خان بن فتح الله خان سدوزائی بصدور پیوست زیرا که مشارالیه
پس از فوت پدرش بواسطه سردار پاینده خان قرب بارگاه و رفت و آمد درگاه شاهی یافت و در ابتدای کار که سردار مذکور
برای او شرف باریحاصل میکرددیگر بزرگانش از تحصیل غلورنیه او مانع آمده همی گفتند که او را راه بار ندهد که باعث
ادبار دیگران خواهد شد وسردار پاینده خان که عربی حال و کفیل احوال او بود تبسم کرده جواب میگفت که از
نیروی بازوی او چه بظهور خواهد آمد و در اخیر چنان شد که دیگران گفته بودند چنانچه رفته رفته کار رحمت الله خان
بزرگی گرفته برتبه وزرات ومختاریت کل امور سلطنت رسید و اکثر امراء خصوص سردار پاینده خان را بچشم
حقارت میدید و هیچ يك را وقتی نگذاشته سخنش را نمی شنید و در اجرای کار امرای کبار نمی پرداخت تا که
همگنان بیکدل و بیکزبان کشته بعرض شاه رسانیدند و ازشاه جوابیکه مطابق تمنای شان بود نشنیدند پس از ان
در پی چاره افتاده بقرار بیان صاحب تاریخ سلطانی در عبادت گاه میان غلام محمد هندوستانی که در قندهار آمده
اقامه گزیده بود واکثر امراء روی ارادت بسوی او داشتند رفته باهم قرار دادند که رحمت الله خانرا مقتول وشاه را
از سلطنت معزول ساخته شهزاده شجاع الملك را بپادشاهی بردارند و همه آنانیکه حاضر این مجلس بودند چون سردار
پاینده خان ملقب بفر فرازخان امیرالامراء و اسلام خان ضبط بیگی و حکمت خان سرکانی و محمد عظیم خان بن میرهزار
ذکر توجه
اعلیحضرت
شاهزمان
جانب لاهور
ذکر قتلی
سردار ان
درانی وغیره
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
