Machine transcription
(٥٤٥)
( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعليحضرت امیر عبدالرحمن خان ) ( سراج التواريخ )
دستیاب نتوانسته بینیل مقصود مراجعت نمودند و باقی مردم علی خیل و ترکی وبغاة هزارهٔ جاغوری همه از جنرال
غلام حیدر خان استمالت یافته از براه اطاعت بما من خود باز گشته جابجا شدند وجنرال موصوف از کار طوایف
مزبوره فراغت حاصل کرده مردم اباجاری افغان وهزارهٔ غزنین را که همراه داشت بباب مساکن ایشان رخصت
داده خود باسپاه نظام و توپخانه از موضع ضابط ره گرای ناوهٔ ترکی شده روز بیست و نهم ماه رجب در موضع
شنگی رسیده فروکش کرد
ذکر فتنهٔ نور محمد خان بن سردار ولی محمد خان
وهم در خلال اختلال مذکورهٔ اینسال نور محمد خان بن سردار ولی محمد خان و یار محمد خان بن سردار
فیض محمد خان مرحوم باچند تن دیگر از فتنهجویان افغانستان که فرار وادی ادبار بودند آوازهٔ شورش
مردم غلجائی را شنیده از پشاور گریخته در ایام ماه رجب وارد علاقهٔ تیراه شدند که مردم سکنهٔ جبال سرحدیه را
اغوا کرده آتشی غوغا در افغانستان برافروزند چنانچه نزد ملا ولی الله تیراهی شده باتفاق او کس نزد مردم
منگل فرستاده پیام دادند که از راه تمرد انجمن گشته خوست را بتازند و هم دو تن نین و میر نامان ساکنان بلند
خیل قوم وزیری را که از راه شرارت نزد نور محمد حاضر شدند هرو احدی را یازده روپیه انعام داده در علاقهٔ
تیراه آوازه انداخت که سردار ولی محمد خان پدر و شیر علیخان جاویش باتفاق نیاز محمد خان با بکر خیل اورا
از پشاور در آنجا گماشته اند که مردم سرحد را با خویش یکدل و یکجهت ساخته رخنه بکار سلطنت افغانستان
اندازد چنانچه بر طبق مقالتی مکتوبات آنا و اینام بتمامت بزرگان مردم کوهستان بر آورده بپیکان نشان همیداد و هم
افواه ساخت که هر قدر وجوه بکار شود پدرش سردار ولی محمد خان بلاد ريغ میفرستد و باین ترهات ملا ولی
الله خارا فریفته توامهٔ اورا برای خود و دختر خودرا بتوامهٔ او نامزد زنا شویی کرد و هم از تیراه کس نزد
ملك دينام وحسن علی نام قوم غوری که از اقوام مادر سردار ولی محمد خان پدرش بودند در کرم فرستاده
بامردم آنجا طرح مراوده انداخته با ایشان قرار داد که هر قدر از اسلحه و آلات حرب بکار شود از کرم
در تیراه برای او برسانند و پس از چند روز ملاولی الله نور محمد خان را از گفتار و کردار و رفتار ش حیل
بسفاهت وجهالت کرده توامهٔ خودرا بطلاق ازوی بستد و او را با یارانش از علاقهٔ تیراه امر بیرون شدن کرد
و او عرصه را تنك دیده با پسر سردار محمد شریف خان و یار محمد خان ومحمد شاه خان ملجائی و سعددی کرم خیل
که باوی همراه بودند وطريق عداوت دولت می پیمودند مشورت کرده با هم قرار دادند که بعضی در علاقهٔ
وزیری و برخی در کهسار شنواری شده مردم را از دو سو بفتنه برانگیزند و عبدالواحد خان حاکم خوست که از ورود
ایشان در تیراه آگاه گشته و غرض پرداز پایهٔ سرپر سلطنت شده بود بامر حضرت والا که بنام او شرف صدور یافت
ملك امرالدين و ملك عظمت نامان ساکنان موضع اندر و صادق خوست را در تیراه و پیرزا محمد حسن نامی
را در بلند خیل از راه جاسوسی فرستاد که از عزم و ارادهٔ نور محمد خان و رفقایش خبر باز آرد چنانچه احوال
مذکوره را بر طبق واقع ایشان آورده از عريضهٔ عبدالواحد خان حالی رای والا گشت و نور محمد خان با همراهانش
از تیراه جانب شنواری وعلاقهٔ وزیری راه غوایت برگرفتند چنانچه شرارت و فتنه انگیزی ایشان مذکور میشود
انشاءالله تعالی و هم در خلال احوال مذکوره از حضور انور والا محمدا كبر خان مأمور فروش بادام مقیم پشاور
را فرمان رفت که در کابل آمده قطع محاسبات خویش نماید و از تغییر او عبد الخالق خان مأمور فروش بادام شده در پشاور
رفت و محمدا کبر خان که پنجاه هزار روپیه را تلف کرده بود هراسناك گشته و در کابل نیامده فرار کرد ویکتن برادر زادهٔ
خویش را از هول باز مانده در کلکته برفت و پیادهٔ پولیس یعنی کوتوالی شهر پشاور در حجرهٔ او شده دو زوج نمندان و چهار پایه
کرسی که جوگی میگویند و يك میز چوبی و يك تخته قالین کهنه در اندرون منزلگاه او دیده در بها او طاقش را قفل زد
و آنگاه که این امر از عريضهٔ کارکنان دولت افغانستان مقیمین پشاور بگوش حق نیوش حضرت والا رسید
این بیت را ارقام و برای کارکناران دولت خویش در پشاور ارسال فرمود "اشک برای زاهدان ریخت نمانهٔ خدای
" خیمه بمسجد افکند طفل حرامزاده را " واو در کلکته رفته بتوسط جنرال میر احمد خان سفیر عرض
ذکر فتنهٔ
نور محمد خان
ذکر فرار
کردن محمد
اکبر خان
بادامی
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
