Machine transcription
(٥٤٦)
(جلد سوم) (شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبد الرحمن خان) (سراج التواریخ)
بر ما از پایه سریر سلطنت شده عفو تقصیر خواست و حضرت والا برادرش را از قندهار طلبیده نزد او فرستاد
و باز پرس حساب او را حواله جنرال میراحمد خان فرموده در آمدن و نیامدن بافغانستان مخیارش نمود و از سر گذشت
سمرقند و دیگر مواضع که در هنگام مسافرت درین او وحضرت والا رو داده و احسانها درباره او کرده بود
مکتوب فرموده یک یک از کردار و رفتار و اطوارش را که نتیجه بخش حسن و قبح شیوه آدمیت و شیمهٔ نامرضیه سفاهت
بود نگار داده پیادش آورد و در پایان کار پنجاه هزار روپیه کلدار در کلکته بر وفق اظهار و اقرار خودش
تمه احوال ثابت گشته در قندهار از خویش و تبارش محصول پیوسته تحویل خزانه عامره شد و در اثنای اینحال
مردم لغمن که مردم بابی زائی چنانچه مرقوم گشت نزد کرنیل غلام حسن خان حاضر شده سر در قید اطاعت
وهو تك نهادند ملا خانجان نام نیز که بابی فتنه بود از مشاهده مردم مذکور متنبه گشته بتوسط یاسین نامی
بکرنیل غلام حسن خان پیام اطاعت ارتسام فرستاده خودش در روز دوم ماه شعبان سال ١٣٠٤ هزار سه صدو
چهار در بین طوایف طوق زائی واسحق زائی در آمده از امان یافتن و سر بخط فرمان نهادن طایفه بابی زائی
بابزرگان هر دو طائفه سخن رانده همچنان که مردم را اغوا بسوی ضلالت و غوایت کرده فتنه آغازیده بود القا
(۱) القا (۱) باطاعت نمود که شاید هدایت نمودن خویش را نزد کار گذاران دولت خدمتی قرار داده تلافی معصیتش
یعنی لعايم نماید اما مردم مذکور گفتار او را آلوده باغراض خودش دانسته جوابش دادند که ایشان اگر ره کرای
والمقين اطاعت وانقیاد شوند باختیار خویش طریق انابت پیش خواهند گرفت نه بدلالت و هدایت او واو از اندیشه
که کرده بود مایوس گردیده از خوف کردارش نتوانست که نزد کرنیل غلام حسن خان حاضر شود پس
همچنانکه بود ره نورد وادی ضلالت شد چنانچه مذکور شده میآید و در خلال این احوال بروز سوم ماه
شعبان غلام محی الدینخان نواسه نائب امین الله خان لهو گردی از حضور اقدس والا بحکومت کشم بدخشان سرافراز
شده در آنجا رفت و هم سید جعفر خان کنری مأمور حکومت خنجان شد و هم درینروز سید شاه خان برکه
را که از سبب آوازه کاذبه حرکت دولت روس بالای افغانستان که در اخبار ها طبع و نشر میشد از راه
حزم واحتیاط مأمور باقامه میمنه شده بود فرمان شد که رهسپار کابل شود و هم سردار محمد اسحق خان حکمران
ترکستانرا ارقام وارشاد رفت که سرحد و ثغور را نيك استحكام داده مترصد حركات دولت روس باشد تا اگر دعوی ای
جرأت و جسارت شده روی یورش بسوی افغانستان نهد در مدافعه و ممانعه او کشش و کوشش نموده نگذارد
که پایش گذارد و انشاء الله ازین سوی نیز بمجرد حرکت دولت مزبوره دولت مرد مسلح جنگجوی پرخاش
خو از غازی و نظامی میتوانم که بسر وقت سرحد داران برسانم اما دور اندیشی و عاقبت بینی را از دست نداده
در گسیل کردن سپاه بسرحدات در افواه آوازه انداخته سر سازد که افواج را از جهت گرما برای ییلاق
جاو ماهه از بلخ و دیگر بلاد کوچ میدهد که از حرارت هوا آسیبی نبیند و هم خودش بهانه ییلاق گزینی رهسپار
سرحد شود که دولت روس نداند که ما از جهت استحکام سرحدات لشکر را کوچ داده ایم زیرا اگر بداند
عزم حمله کردن را که نداشته باشد هم حمل برخوف و رعب دولت افغانستان کرده جسورانه حرکت میکند
باید ما ملزم نباشیم و بدون آن اگر حمله کنند و ما با او در آویزیم و خونها بریزیم ملامت دول معظمه نمیشویم و آنوقت
اگر مردم اسلامیه ماوراءالنهر و غیره را که همواره عرایض ایشان بمطالعه پیوسته و همیشه ملتمس شورشند و ما منع
میکنیم بغزا برانگیزیم مورد ایراد جهانیان نخواهیم بود فقط و همدرین هنگام نامه وارغان قندهاری کشانی که
بامر حضرت والا در کرمان و قائنات مملکت ایران برای خرید کلاه کرک و نمدی جهت سپاه عالیجاه رفته بود
مكتوبی از راه خدمت گذاری و اخلاص شعاری دولت انگلیس و اظهار شکر گذاری از دولت موصوفه بلفوف
نامه میرزا میرهاشم نام خادم دولت مزبوره بکار گذاران مقیمه شالکوت فرستاد و چون از راه قندهار روان
کرده بود از دا کخانه بدست حکمران قندهار افتاده ارسال پایه سریر سلطنت کرد و از حضور اشرف والا در
روز جمعه پنجم ماه شعبان حکمران قندهار را ارقام فرمود که زاهد زنی سرمایی کرده صد جا گرو
دین بدنیا داده را ایمان شیطان برده را و در ذیل این بیت بنگاشت که شخصی را مأمور خرید کلاه کرده
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
