Machine transcription
(٥٠)
(جلد اول) (ذکر سلطنت اعلیحضرت شاهزمان) (سراج التواریخ)
و نواحی رهاس شده چند روز را بسیر و شکار بسر برد واحمد خان شاهنچی باشی بارک زائی را با بهادر خان محمد زائی وغیره و هفت هزار سوار مقرر فرمود که ولایت میان دو آبه جیمر و چناب را بتصرف آرند مقارن اعمال شهزاده همایون از جایکه سکنا داشت بنا بر خوفیکه بواسطه کردارش در ضمیرش بود با صد سوار از همراهان وسلطان احمد خان پسر خویش راه فرار پیش گرفته داخل ریگستان لیه که بفاصله بیست و پنج گروه از ملتان جانب دیره اسمعیل خان و در بین آب جیمر و سند واقعست گردید و باراده اینکه بهر وسیله و واسطه که باشد خود را به کشمیر برساند و برای رفع خستگی با پسر و همراهانش در سایه درختی راحت گزید و در ینوقت محمد خان حاکم لیه با دیگر هواخواهان اعلیحضرت شاهزمان که بذریعه فرامین دستگیر نمودن شهزاده همایون آگاهی داده شده بودند و از انجماله محمد خان از ورود شهزاده در موضع مذکور آگاه گشته با ۵۰۰ پخصد سوار قصد گرفتن وی کرد وچون بوی رسیده تکلیف کرد که با او در شهر شده استراحت حاصل کند و شهزاده از ناصیه حال محمد خان خلاف انچه میگفت مشاهده نموده باسپ نیز بر نشست و باتفاق همراهانش کمر جنگ بر بسته دست باسلحه محاربه برده باهم در آویختند و اکثر از همراهانش مقتول و مجروح گردیده پسرش نیز زخم گلوله تفنگ برداشت واز زین بر زمین غلطیده هلاک گشت و خودش نعش پسر را آغشته بخون دیده دستش از کار رفته دستگیر شد و محمد خان او را باخود در قصبه لیه آورده به اعلیحضرت شاهزمان آگهی داد و او حسن خان قزلباش پیشخدمت باشی حضور خود را امر نموده که رفته اول اورا از حلیه بصر عاری ساخته بعد در پالکی انداخته روانه کابل نماید و او حسب الامر چشمش را میل کشیده با خود نزد اعلیحضرت شاهزمان آورده شاهش بکابل فرستاده حکم کرد که با دیگر شهزادگان محبوس زندان باشد و سر داران و سوارانیکه مأمور میان دو آبه شده بودند در خلال احوال مذکوره از آب جهلم عبور کرده با سکهان بمحاربه گرائیدند وچند دفعه جمعیت سکهه را پراکنده ساخته باز فراهم گشته باهم می آویختند تا که بقرب گجرات میان دوله جنگ شدید روی داده از ان میان احمد خان کشش و کوشش مردانه بتقديم رسانیده آخر الامر از سستی لشکر درانیه و عدم اتفاق سرداران متیقن گشت که کاری از پیش نتوان برد پس جنگ کنان خودرا از میدان بیرون کشیده با آلات و اسبابیکه باخود داشت باردوی شاهی پیوست و درینحال مکتوبی مشتمل بر التهاب ورود اعلیحضرت شاهزمان در دهلی از اعلیحضرت شاه عالم ثانی کوهی بن اعلیحضرت عزیزالدین عالمگیر ثانی بملاحظه شاهی رسیده چون در ینوقت از عرایض واقعه نگاران بسمع فیض مجمع رسیده بود که شهزاده محمود با جنود و افز دراه انتقام چشم شهزاده همایون برادر اعیانی خود را که بتقریب مذکور شد پیش گرفته برایت فساد افراشته است شدت گرمای هندرا در جواب نامه شاه دهلی عذر نهاده از حسن ابدالواء مراجعت را اعتلا داده وارد دار السلطنه کابل شد
(ذکر توجه اعلیحضرت شاهزمان)
(جانب قندهار بعزم رزم شهزاده محمود)
از فتنه انگیزی شهزاده محمود که اعلیحضرت شاهزمان خاطر گران شده بود پس از رسیدن بکابل بالفکر آراسته را بقندهار برگرفت و از انجا بدون درنگ آهنگ هرات نموده چون وارد میوند یامیمند شد از السوی شهزاده محمود از رود هیرمند باسپاه کینه خواه عبور کرده محمد عظیم خان بن مهر هزار خان الکوزائی را با جمعی پیش رو لشکرش قرار داده از جانب اعلیحضرت شاهزمان میر آخور مهر علیخان مأمور قراولی گشت و جانین در موضع خاکریز باهم دوچار گردیده بازار کارزار رواج گرفت و افواج شهزاده محمود هجوم آورده فوج قراول شاهی را هزیمت دادند و توپهای شانرا متصرف شدند و اعلیحضرت شاهزمان از عقب در رسیده حال را بدانمنوال مشاهده کرده تاج مکلل ومرصع از زمرد والماس را که مرتب بجهار جیغه و پرسرش بود برداشته کلاه ساده بر سر نهاد و دست تضرع بدرگاه حضرت اله برافراشته التماس فتح و نصرت نمود و حاضرین رکاب از دیدن اینحالت در یمان و اضطراب افتادند که شاه راه فرار اختیار خواهد کرد پس ناچار زانوزده استغار تغییر لباس از شاه
ذکر توجه اعلیحضرت شاهزمان جانب قندهار بعزم رزم شهزاده محمود
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
