Machine transcription
(٥١)
(جلد اول) (ذکر سلطنت اعلیحضرت شاهزمان) (- اج التواريخ)
بوده مجاب شدند که تبدیل لباس از بهر آنست که در حین پیکار از شناختن خصم برکنار باشم وتیادل از دست نداده
مردانه بکار زار بکوشید چون سخن بدینجا رسید سپاه شهزاده یورش آورده لشکر پادشاهی را از پیش برداشتند
واعلیحضرت شاهزمان زبان هل من ناصر ينصرنى (١) کشوده نواب خان ايشيك آقاسي قوم الکوزائی وتوكل خان (١) آیا باری
وکشن خان سرداران قلماق از دسته غلامان که در عهد اعلیحضرت تیمور شاه مسلمان شده بودند از شنیدن دهند نصرت
آواز شاه از راه یاری پیش آمده از میان توکل خان لب جسارت کشاده گفت که این مغلوبيه شدن نتيجه همان کلام که یاری
دهد مرا
برداشتن شاهست و شاه جواب اولیرا پاسخ داده ایشان دعای تیغ و ظفر گرفته اسپ همت بتاختند و همراهان مجدد عظیم
خار را باخودش چنان هزیمت داده در تشویش انداختن که مثلا تهی کشته راه هرات را فراموش کرده جانب
قندهار طریق فرار اختیار کردند و در قریه ذا کرد واقع پنج کروهی شهر قندهار رسیده در خانه میان عبدالمجید
درویش پناه گزید چنانچه او پس از فیصله دعوی از راه شفاعت ملا جان محمد پسر خود را باوی نزد
اعلیحضرت شاهزمان فرستاد و آنگاه که شرف وصول حضور یافت باشمشیریکه در دست و کفنیکه بگردن آویخته
داشت عرض کرد که سزاوار آنم که بدین تیغ سر ببریده و بدین کفن تکفینیده آید و شاه عفو تقصیر فرموده بعطائی
خلعت و اسپ و شمشیر بنواخت القصه شهزاده محمود پس از گریختن محمد عظیم خان شکست یافته متوهمانه با محمدخان
هزاره که سردار با اقتداری بود بمشاوره پرداخته صلاح کار از وی جست و او تسلی داده باهم روانه هرات شدند
و دیگر سران و سردارانیکه راه سازش با کارگذاران شاهی داشتند بپای خدمت ایستاده عنان از رفتن با شهزاده
بازداشتند و پلنگ توش خان جمشیدی که از قرار داد ایشان آگاه نبود استفسار نمود که چرا از عقب شهزاده
راه نه پيوندند در محال که هنوز جواب نگفته بودند نور محمد خان امین الملك باشاره اعلیحضرت شاهزمان
اسپ جانب شان تاخته از حرکت دادن شان بدیشان فهمانید که آهنگ جنگ ندارد و خود را نزد ایشان رسانیده
زمانخان و دیگر سرداران را با خود برداشته نزد شاه آورد و شاه همه را عفو فرموده عهد نامه مؤکد بسوگند
از ایشان گرفت که پس ازین مصدر خطا و خیانتی نسبت بسلطنت نشوند و از انجمله پلنگ توشخان سوگند
بر توثیق عهد یاد نکرده بعرض رسانید که بدون سوگند بعهدیکه کرده ام راسخ دم و ثابت قدمم و دیگران که عهد
خویش را بسوگند مبرم ساخته اند البته از در کذب خواهد بود و ایشان بجواب این سخن او معروض داشتند
که ما بعهد خویش استواریم و این برادر ما نیز خلاف پیمان ما را همی نخواهد نمود پس اعلیحضرت شاهزمان
همه را بعطای خلعت و رخصت مراجعت بمساكن شان خورسند فرموده قرار داد که پس از بازدید خویشان
ورفع خستگی و حصول استراحت بفرمان طلب حاضر خدمت آیند و ایشان دعای بقای سلطنت شاه را نموده
نخست باهم احرام طواف مزار فیض آثار خواجگان چشت علیهم الرحمه والرضوان بربسته و از در آن مقام سعادت
ارتسام شدند و در شب وصول آن مضجع مغفرت موصول عرضه پررد ونقض عهد اعلیحضرت شاهزمان و قبول
اطاعت شهزاده محمود در هرات نزد شهزاده فرستادند که عهدیکه باشاه منعقد نموده اند از راه فریب است نه از طریقه
صدق و شکیب زیرا که چاکران شهزاده اند و از قید عهد آزادند و شهزاده از این رقیمه ایشان شادمان گشته بقبول نامه
همکنان را طلب نموده تجدید عهد سابق فرمود و درین جا نیز پلنگ توش خان سوگند بزبان نراند بعد هر کدام بمقامی
که داشت برفت و شهزاده محمود والده ماجده اش را با عریضه مشتمل بر عجز وانکسار والتماس عفو کردار ناهنجار
خویش کبیل درگاه شاهذیجاه نموده معفو گردید و هم باستدعای آن عفیفه عالیه یگانه کوهر درج شاهی را به پسر شهزاده
محمود ودختر او را باختر برج سپهر سلطنت تزویج فرموده بامر والا شرف نفاذ یافت و بآن مخدره سفارش رفت
که نخست پسرعالی گهر شهزاده محمود حاضر پیشگاه شاه شده با سور و سرور عروسی او بپای برده شود و والده
عفت وساده او انگشت قبول بردیده منت نهاده بعد با منشور عطای هرات بشهزاده محمود رخصت انصراف حاصل
کرده مراجعت کرد و شهزاده محمود را اندرز نموده گفت که بهمین احسانی که از شاه نسبت بتو شده است قناعت
ورزیده اکتفانمائی و راه دیگر جز رضای خدا و اطاعت شاه نه پیمائی و او نصیحت مادرش را پذیرفته کار حکومت
خویش پیش گرفت و اعلیحضرت شاه زمان که حرکات مخالفانه شهزاده محمود را از تحریص و ترغیب آقا محمد خان
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
