Machine transcription
(٥٣٥)
( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبد الرحمن خان ) ( سراج التواريخ )
و مکتوبی از طرف خود بمردم طوائف مذکوره فرستاده پیام داد که اکر از جادهٔ اطاعت پادشاهی قدم بیرون
ننهاده طریق غوایت نسپارند هر آینه مترصد قتل و تاراج باشند و پس از ورود لشکر جاغوری بدرهٔ میزان و وصول
نامهٔ حاکم جاغوری بزرگان طوائف توخی و علی خیل و ترکی از اتحاد و موافقت مردم جاغوری مایوس گردیده
بلکه ایشان را قاتل جان و ناهب (۱) مال خود دانسته رشتهٔ شرارت ایشان گسیخته شد چنانچه از راه معذرت
نزد حاکمان ایشان شده زیان ضراعت عفو تقصیر خواستند و مالیات دیوانی را که از وقت تاراج نمودن
عبد المجید خان حاکم ترکی که از پیش بشرح رفت تا اینوقت لیت و لعل کرده نداده بودند وعدهٔ رسانیدن داده
سر بخط فرمان نهادند و حضرت والا از عرائض کار پردازان والا بماجرا آگاه کشته در روز پنجشنبه بیست و یکم
ماه صفر مردم جاغوری را از صدور این منشور مرحمت دستور درین دعایا و برایا مفتخر و مشهود فرمود که
از اخلاص و ارادت مردم جاغوری اعلیحضرت ما را کمال رضامندی و خورسندی حاصل است فقط و حاکم
جاغوری پس از مطیع و منقاد شدن طوائف سه کانه علی خیل و ترکی و توخی لشکر قومی مردم جاغوری را رخصت
باز گشت جانب مساکن ایشان داد و در خلال این احوال سردار محمد حسن خان حکمران غزنین باقاعهٔ جهانگیر
واقع علاقهٔ گیلان رفته مردم حادثه رسیدهٔ اندری و غیره را که از بیم سیاست پادشاهی خویش را در گرداب
تباهی میدیدند تسلی نموده و مفسدین اندری را که فرار دشت ادبار شده بودند تجسس و تفحص فرار گاه کرده
و مواضع نزول و فرود آمدن و دخول و خروج ایشانرا نيك استحکام داده امر کرد که اگر دستیاب شوند
گرفتار نمایند بعد راه مراجعت برگرفته روز دوشنبه بیست و پنجم ماه صفر وارد غزنین شد و مقارن اینحال
فضل الدین خان حاکم کلات حسام الدینخان صد باشی را باچند تن از پیادگان ساخلو بتعاقب اشرار طائفهٔ ترکی و غیره
که فرار کرده بودند کماشته و او عیال و اطفال متمردین را از علاقهٔ خاکه دست گیر ساخته در موضع نازی
آورده محالی لعل کل نام فرود کرد و مفسدین در شب بعزم تصرف و استرداد عائلهٔ ایشان حمله کرده باحسام الدینخان
صد باشی در آویختند و او دو تن از ایشانرا کشته و چند تن را زخم رسانیده یکتن از پیادگان ساخلو نیز جراحت
برداشته بقیهٔ فتنه انگیزان بی نیل مرام بگریختند بعد صد باشی حسام الدینخان گرفتاران را برداشته در کلات آورد
و بزرگان فتنه جویان اندری و ترکی و غیره که در موضع صرعه واقع علاقهٔ هوتك فراهم شده بودند مردم آنجا را
اغوا کرده آتش فتنه برافروختند و از جملهٔ نواسهٔ مشت باز آخندزادهٔ مرحوم و شیر جانخان بن احمد خان ترکی
و قمر بی خان نباده تره دین زن بارهٔ فساد شدند و حکمران قندهار ازین فتنه اشرار آگاه گردیده سکندر خان سر
هنك بدر جنرال غلام حیدر خانرا با دو بیرق پیادهٔ ساخلو از قندهار و يك بيرق از خاصه داران مقیمهٔ
علاقهٔ هوتك و دو بیرق خاصه دار مقیمهٔ کلات و صد تن سوارهٔ نظام و شش ضرب توپ قاطری بعزم استیصال آن
مردم نکوهیده خصال مأمور کرد و اینواقعه از عرائض حکمران قندهار بسمع فیض مجمع والا رسیده در روز
جمعه بیست و نهم ماه صفر غلام حیدر خان جنرال را که در غزنین توقف داشت فرمان کرد که آمادهٔ پیکار اشرار
شود چنانچه حرکت او از غزنین بدانوبو بفرمان دوم حضرت والا مذکور شده می آید و از آنسوی سکندر
خان سرهنك وارد کلات شده محمد اکبر خان و قوتی خان و محمد زمان خان شاه علم خیل رو از اتفاق یاغیان
برتافته از راه انابت نزد محمد اکبر خان حاکم هوتك شده از در ضراعت عفو تقصیر خواستند و همچنین آقایان
خان اسحق زائی باچندتن دیگر از راه گمراهی باز گشته نزد حاکم مذکور آمدند و ازین اصطکاک در بین اهل شقاق
دست داده جمعیتیکه در صرعه فراهم شده بودند سبیل افتراق پیش گرفته پراگنده گشتند و بعضی از مردم نفر
نیز که در فتنه بادیگران انباز بودند راه مساکن خویش پیش گرفتند و از جمله میر حسن نام معروف زائی که
سر حلقهٔ ره نوردان طریق گمراهی بود دست گیر گردیده در نزد حاکم هوتك محبوس شد و محمد غیاث خان باخوانیه
محمد خان و هزار تن سواره و پیاده از راه خدمت دولت بامداد علاقهٔ صرعه در توخته سرگرم پیکار شدند تا که
مکتوب التفات اسلوب از حکمران قندهار باشرار صرعه رسیده دست از کارزار باز کشیدند و بزرگان سرود اشتکان
از راه انابت نزد حکمران قندهار شده خواستار عفو تقصیر گردیدند و حوالهٔ جنایت و خطا کاری خود را بجور و تعدی
(۱) ناهب
تاراج کننده
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
