BrowseKitāb-i musṭatāb-i sirāj al-tavārīkh → page 545

Page 545

Kitāb-i musṭatāb-i sirāj al-tavārīkh · pages 1–1270


Page image — the source of record

Scanned page 545 of Kitāb-i musṭatāb-i sirāj al-tavārīkh

Machine transcription

(٥١٥) (جلد سوم) (شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان) (سراج التواریخ) مردم مالستان سرافرازی یافته امر شد که سالیانه هزار روپیه اضافه از مخلوا مقرری ایشان اگر بنیاد خان رئیسی قوم را بدیشان وا نگذارند بایشان بدهد و بنیاد خان از دادن ایلغار سر باز زده عرض پرداز پایه سریر سلطنت شد که مردم مالستان زیاده بر مالیات اراضی خود طاقت و توان دادن دیگر وجه را ندارند و هم مردم آنجا باتفاق او بر طبق عرضش معروض حضور انور داشتند و چون مالیات مالستان در سالی چار صد راس گوسفند و هر گوسفندی در انوقت دو روپیه قیمت داشت و جهه هشتصد روپیه میشد و عبد العلیخان و محمد نبی خان اضافه تر از انرا بگردن گرفته بودند حضرت والا بر آشفته حکمران غزنین را فرمان کرد که دو هزار روپیه باقیمانده دو سال قبل را با یکهزار روپیه و چار صد رأس گوسفند که مجموع سه هزار وهشت صد روپیه شود از مردم مالستان و بنیاد خان بازیافت دارد وهم مرقوم فرمود که اینسالی هزار روپیه رعیت تعلیق ندارد بنیاد خان از خود بدهد و حکمران غزنین سید محمد طاهر سرابی را نزد بنیاد خان فرستاده از صدور حکم والا اعلامش نمود که اگر سر باززند لشکر کشیده منهوب و منکوبش خواهند کرد و او ازین امر خائف گشته هزار روپیه را علاوه بر چارصد گوسفند بر ذمه قبول نهاد و حضرت والا پس از استحضار ماجرا حکمران غزنین را فرمان کرده او را در غزنین خواسته نظربندش کرد بعد پیر محمد خان بلوچ حاکم جاغوری را نیز بامر حضرت والا معزول کرده میرزا احمد علیخان از حضور انور بحکومت آنجا سرافراز گشت و شش ضرب توپ قاطری از راه حزم و احتیاط در جاغوری فرستاده شد تا اگر مردم مالستان سر تمرد بجنبانند گوشمالی داده شوند و هم يك فوج پیاده از کابل مأمور اقامه غزنین شد و مردم مالستان از سعادت وبلوری بخت قبل از آنکه محصل حکمران غزنین وارد آنجا شود دو هزار روپیه و چارصد رأس گوسفند را در سراب بسید محمد طاهر خان رسانیده بازگشتند و حکمران غزنین بزرگان ایشانرا در غزنین طلبیده سیاهه جز و مالیه دهی مالستانرا از اظهار خود ایشان بگرفت و چون ششصد و شصت رأس گوسفند و یکصد و ده سیر روغن و یکصدوسی و هشت خروار و چهار سیر کامل گندم و پنج نيم سير پشم بر ذمه هر موی حساب آمد که همه ساله بنیاد خان میگرفت و از جمله چار صد رأس گوسفند را بکار کشان دولت میداد حکمران غزنین طالب همه آن شده وهم بدان اکتفا نکرده میرزا فیض الله خان و جان محمد خان و رحمت الله خان نامان را با چند تن از ایشان از راه تمیزی مامور مالستان کرد و جانان را در غزنین برسم گروگان نگاهداشت چنانچه پس از تحقیقات دوازده هزار روپیه را سالیانه مردم مالستان طوعاً قبول کردند همه ساله میدهند و هم در ینوقت مردم سلیمان خیل که با مردم خروتی دگر بلی مردم وناصری عداوت قدیمی داشتند و حضرت والا در سال هزار و سه صد هجری چنانچه گذشت در جلال آباد عهد نامه و از مخاصمه ناصر کوچی از ایشان گرفته بود نقض عهد مذکور را کرده بر مردم ناصری تاخته دوازده تن را بخاك هلاك انداخته نودر و د نفرشتر ودو خانه را غارت کردند و کارگزاران پادشاهی مقیمة کلات و مقر از جمله شصت و هفت نفر اشتر را از ایشان گرفته بصاحبانش سپردند و حضرت والا از عرض واقعه نگاران آن نواح برکنه ماجرا آگاه گشته سردار شیرین دل خارا فرمان کرد که شصت و سه تن از طوائف سه گانه را که بر عهد نامه مهر نهاده و بکار گذاران حضور داده اند و همپایه پایه سریر سلطنت سازد که از جرم نقض عهد ایشان کرده شود و این فرمان مصحوب سواران کوتوالی بشبم محصل ارسال شد و از جمله طایفه ناصری از احمق باشی سر باز زده سر از جیب تمرد کشیده رکوه اشتران خود را که از پیش اشتری چهار عباسی بود و در ینوقت بر طبق نصاب شرعی دو عباسی افزوده مجموع دوروپیه حواله گشت اصل و اضافه هر دو را بغلام حیدر خان هزاره که از دیوان سلطنت مأمور وصول و حصول آن بود نداده بغی ورزیدند واوسی ونه نفر از اشتران آن طایفه را بقهر وعنف از عرض راه بتصرف آورده بقاضی علاقه مقر سپرد که نگاهدارد و او اشترانرا نگاهداشت تا که محاصل اشترخانه دولتی شد و بزرگان دو طائفه دیگر با سواران کوتوالی حاضر غزنین گشته از انجا در کابل آمده شرف بار حاصل کردند و چون طائفه ناصری سر از کنند اطاعت بیرون کشیده بود حضرت والا از نقض عهدیکه رخ داده بود اندرز فرموده دیگر عتاب و خطابی نکرده همه را رخصت بازگشت داده امر کرد که آن طایفه جافیه (۱) را نگذارند که داخل خاك افغانستان شود چنانچه مردم ناصری از صدور این امر حضرت (۱) جافیه والا و کردار زشت و ناسزای خود خوفناك گردیده بدامان که محل قشلاق ایشانست رفتند و از کردار طایفه مذکوره یعنی جفاکار حضرت والا خشمناك شده حکمران غزنین را فرمان کرد که در ظاهر و باطن رشته ملازمت دولت و ملت با کر من و جفاکننده

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Kitāb-i musṭatāb-i sirāj al-tavārīkh, page 545. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0009/545 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0009/545
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record