Machine transcription
(٣٣٥)
(جلد دوم) (ذکر وقائع عهد امارت اعلیحضرت امیر شیر علیخان) (سراج التواریخ)
ازین بعد تا روز جلوس میمنت مانوسش باسم شهزاده نامبردار درج کتاب شده می آید انشاء الله تعالی و مقارن اینحال
امیر شیر علیخان بتوسط نائب محمد علم خان ابواب مکاتبه را با دولت روس کشوده در باب مقید ساختن سردار
عبد الرحمن خان ازین هم نامها فرستاده بنوید و مژده انعقاد رشته دوستی و اتحاد دولت افغانستان با دولت روس
خواستار آنشد که سردار عبدالرحمن خانرا از راه تحقیر و اخفاف مقید سازند و این مکتوبات او بذریعه قاصد
بامیر مظفر پادشاه بخارا میرسید و او بجنرال ابراموف و کبوتر فاز حکم ران تاشکند و سمرقند فرستاده جواب
آنان را بنائب محمد علم خان روانه میکرد و او ارسال پایه سریر سلطنت میداشت تا که از انجا پای از انجا میده
در اخبارات با سمه ونشر شد و با آن کار پردازان دولت روس سردار عبد الرحمن خان را که مهمانش بود با یماء واشاره
امیر شیر علیخان عمل نکرده او را با عزاز و احترام بچشم مهمانی میدیدند
وقایع سال هزار و دویست و نود هجری
وقایع سنة
١٢٩٠ هجری
درین سال از حضور اعلیحضرت امیر شیر علیخان منشور تسخیر میمنه بنام نائب محمد علم خان شرف صدور
یافته سپه سالار حسین علیخان و مشوق حبیب الله خانرا نیز فرمان شد که سردار عبدالله خان ناصری را بالشکر
و توپخانه از هرات جانب میمنه رهسپار سازند تا او و نائب محمد علم خان از دوسو رو بمیمنه نهاده مسخرش کنند
چنانچه نائب مذکور بعد از وصول این منشور از مزار شریف با پانزده فوج پیاده و هفت فوج سواره نظام و سوار
کشادة اوزبکیه و غیره و ابواب بانتظام راه میمنه برگرفت و همچنین سردار عبدالله خان از هرات با چهار فوج
پیاده و چهار فوج سواره نظام و شش ضرب توپ وسوار کشادة هرات رو بمیمنه نهاد واز دو جانب وارد میمنه
شده شهر را بمحاصره انداختند و پس از سه ماه یورش برده شهر و قلعه فتحیاب گردیده میر حسین خان والی را
با عیال و اطفال ومنسوبانش گرفتار ساخته همه را تحت الحفظ بدار السلطنة کابل فرستادند و نائب محمد علم خان نظم
و نسق بامور نزدیک و دور آنولایت نهاده میرآخور غلام رضا خان بن میرآخور باباجان مراد خان را بحکومت
آنجا کاشته و باندازه کفایت فوج در میمنه گذاشته سردار عبدالله خانرا با سپاه هرات رخصت مراجعت داد و خود
با بقیه لشکر و حاصل نقد و جنس آن بوم و برلواء باز گشت افراشته وارد مزار شریف شد و چون در یکساله ویا
دو ساله يك مرتبه با هزار راس اسپ و چهل هزار دانه طلای يك مثقاله مسكوك و دیگر تحف و هدایا از ترکستان
با خود برداشته احرام بحضور نامضیا میشد و شرفیاب و خرسند دیدار پادشاه دار حاصل کرده و همه تحف و هدایایرا پیش کشیده
و چندی محظوظ درنك کرده بعد رخصت یافته در ترکستان میرفت و بحکومت آنجامی پرداخت و در هردفعه میرحکیم
خان شبرغانی و غضنفر خان اندخودی و محمد خان بیکساریبگی سرپلی و میر سلطان مراد خان قطغنی را که همگینان
از طرف پادشاهی بوردستی او در بلدان وولایات مذکوره حکومت کرده مالیات دیوانی ولایات و محالاتش را باو
میسپردند با خود در کابل آورده شرفیاب بار ولا عبات دیدار پادشاه با وقار میساخت و در غیاب ایشان از همه در نزد
امیر شیر علیخان شکایت کرده استدعای غرل ایشانرا می نمود و اقامت ایشان را در کابل از حضور خواهش میکرد
که شاید عرض و استدعایش منظوری یافته معاندین دولت شريك حکومت نبوده مملکت ترکستان مستقلاً در زیر
امر و نهی او باشد اما امیر شیر علیخان تمناو آرزوی او را بگوش قبول نمی شنود تا که در هنگاه محاصرة ميمنه خطوط
ایشان که از روی دوستی بسوی میر حسین خان والی میمنه فرستاده و او را ترغیب باستواری و تحریض باستحکام
قلعه داری کرده نوید یاری و مدد کاری از خود باو داده بودند بدست نائب محمد علم خان افتاده پس از مراجعت
و ورود در مزار شریف میران مذکوره را با نقد وجنس مستمره ومخالف مقرره با خود برداشته شرف اندوز
تقبیل عتبة عليا گشت ومکتوبات میران ترکستانرا از حضور امیر شیر علیخان گذارش داده سخنان خود را که
در باب آنها بارها بعرض رسانیده غیر منظوری نمی یافت بكرسی ثبوت بر نشاند چنانچه امیر شیر علیخان میران مزبوره
ترکستانرا بخطوط خود ایشان ملزم ساخته همه را بدون ضبط کردن مال و منال ایشان بامر اقامت کابل فرمود
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
