Machine transcription
(٢٣٦)
( جلد دوم ) ( ذکر وقایع عهد امارت اعلیحضرت امیر شیر علیخان ) ( سراج التواريخ )
و عیال و اطفال همه را طالب کابل نموده باندازه كفاف وشایان حال هر کدام تنخواه ومقام زیست معین کرد و نائب
محمد علی خان این سال را در کابل بسر برده همه روزه درك سعادت محفل حضور حاصل می نمود
( وقایع سال هزار ودوصـد ونـود ويـك هجرى )
وقایع سنه
١٢٩١ هجری ( وقـوت نائب محمد على خـان )
و فوت نائب
درین سال نائب محمد علی خان سامان مراجعت ترکستان ساز کرده هنوز رخصت راه پیمودن واجازت روی
محمد علیخان
بسوی ترکستان نهادن حاصل نکرده بود ویومیه باراده رخصت گرفتن حاضر بارشده موقع عرض نمی یافت که
( ١ ) بزك روزی بمز میکه داشت از خانه خویش سوار اسب شده راه دربار پیش گرفت و اسب بزکش (۱) را که امیر شیر علیخان
بت مشهور بخشیده بود شاطرش پیش همیکشید چون بقرب در دروازه بار گاه رسید اسب بز کش چموشی کرده از ضرب لگد
است
استخوان پای او را در هم شکسته از آنجا بخانه خویش بازگشت و بیست روز بر بستر ناتوانی خفته هنوز پای
شکسته اش درست نگشته بود که تب محرقه عارض حالش گردیده ایام عمرش را سپری ساخت و کسانش جسد
او را بمقابل دروازه خونی بالا حصار دفن کرده حایطی از خشت خام بر دور تربتش برافراشته امروز قبرش زیر
خاك ديوار آن حائط نامعلوم است واز نظرها معدوم
ذ کر مامور شدن ایشیک آقاسی شیر دل خان
ذكر مامور
شدن ايشيك ( حکومت ترکستان )
آقاسی شیر دل
و پس از فوت نائب محمد علی خان ایشيك آقاسى شيردل خان از حضور امیرشیر علیخان بلقب لوي ناب و پسرش
خان بحکومت خوشدل خان بلقب كنجى ناب وميرزا محمد حسن خان دبیر بلقب کتاب ملقب و سرافراز گشته هر سه تن مأمور
ترکستان
تر کستان شدند که لوی ناب شیر دل خان بكار حکومت پرداخته پسرش خوشدل خان زیر دستی او ساخته خدمت
بوده میرزا محمد حسن خان امور دیوان را راست بدارد و کاریکه بحضور در عهده شیر دل خان لوی نایب بود
بمحمد یوسف خان دو یمین فرزند خودش سپرده شده میرزا محمد نبی خان بجای میرزا محمد حسن خان کتاب
منصوب و بعد از چندی بمنصب دير الملك مفتخرگشت و مقارن انحال سردار شیرعلیخان هزاره که طریق خدمت
دولت و امارت امیر شیر علیخان میسپرد بدرود جهان کرد و چون در سال هزار و دوصد و نود ودوی هجری
بدون از رفاه حال سپاه ورعیت و آرامی و معموری مملکت دیگر امری حادث نشد که رقم میگشت مکر در سحر قند از
طلوع اختر سعادت مند سردار فطانت پیوند سردار نصر الله خان که از افق سپهر جلال طالع کردیده دیده و دل
دوستانرا روشن و خرسند گردانید زیرا که ولادت ذی میمنت آن سلاله دودمان طايفه عظيمه درانی و نقاوه فرقه
( ٢ ) نور جلية محمد زائی و نور (۲) حديقة پاینده خانی و نور حدقه سلطنت افغانی که اکنون بخطاب نائب السلطنه از پیشگاه
شکوفه را حضور وافر السرور اعلیحضرت سراج الملة والدين شرف امتیاز دارد در روز چهار شنبه سلخ ماه صفر سال مذکور
کویند هزار و دویست و نود ودوی هجری اتفاق افتاده قدم بصحۀ وجود نهاد و در روز ششم ماه رمضان اینسال زلزله
شدید در کابل و اطراف آن اتفاق افتاده اکثر باغات و فريجات کوهستان تبدیل بانه یکی بجای دیگری قرار گرفتند
وقایع سنه وقایع سال هزار و دویسـت ونـود و سه هجری سالم
١٢٩٣ هجری
چون اوراق ديوان و دفتر از حیف و میل نویسند کان دزد باطن ظاهر الصلاح پراکنده و منتشر گشته کار
مملکت از دست عمال ناشایست خلل پذیر شده در وجوه مالیات و غیره کسر و نقصان پدید آمد ناچار امیر شیر
علیخان متوجه بدرستی کار شده درین سال ميرزا حبیب الله خان مستوفی را از هرات جهت باز پرسیدن حساب
عمال وضباط و انتظام دادن دفتر و ارتباط آن طلب کابل فرمود و بجـای او سـردار محمد عمر خان بن سـردار
محمد عظیم خان میرور را مامور حکومت آنجا نمود و پس از وصول میرزا حبیب الله خان بكابل مكتوب لاردليستين
حکمران کشور هند بیایه سر پر سلطنت رسیده از مطالعه اعلیحضرت امیر شیر علیخان آثارش یافت که بنابر انعقاد
رشته دوستی دواتين بهيتين انگلیس و افغانستان میباید کسان دولت انگلیس بتابه کابل و ترکستان و هرات و قندهار
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
