Machine transcription
( ٢٣٤ )
( جلد دوم ) ( ذکر وقایع عهد امارت اعلیحضرت امیر شیر علیخان ) ( سراج التواریخ )
بعد از حکم معزولی او سوار تعین کرد که اورا با عیالش که از دیرباز درغوریان بود اسیر وار بپوشنج در هرات
آرد و او بپاس حرز ناموسش با سواران سردار محمد ایوب خان در آویخته خود او کشته و عیالش اسیر گشت
و امیر شیر علیخان از قتل او آگاه شده سپهسالار حسین علیخان را نیز با دو فوج پیاده اردل و شش ضرب توپ
و نباله پر و يك فوج سواره از عقب دیگر سپاه مامورهٔ هرات که ذکر شد از کابل بدانسو رهسپار ساخت و امر
کرد که بسرعت و شتاب خود را بجلوی رفتگان برساند چنانچه در کرشك باردوی اولین پیوست و ايشيك آقاسی
شیر دل خان که از راه هزاره جات رهسپار شده بود از حدود خواجه چشت از میر اخور احمد خان پیش شده
او بازماند و چون ايشيك آقاسی شیر دل خان وارد سیاووشان شد سردار محمد ایوب خان آگاه گشته سردار محمد
حسن خان و عبدالسلام خان برادر زادهٔ سردار میر افضل خان را با سوار بسیاری فرستاده اورا از سیاووشان دستگیر کرده
محبوساً در هرات برده و توقف نداده همچنان پاس سردار محمد ایوب خانش محبوساً در کوهستان فرستادند و میر
اخور احمد خان که باز مانده بود از حال رفیقش آگاه گردیده روی جانب غورات نهاد و از آنجا راه بر گرفته
در نواحی فراه و پشت رود باردوی پادشاهی ملحق گشت و سردار محمد ایوب خان با افواج سواره و پیادهٔ مقیمهٔ
هرات و توپخانه و سوار کشاده روبراه مخالفت پدروالا گهرش نهاده کنار پل مالان را لشکرگاه قرار داده بعزم
دفع سپاهیکه از کابل مرحله پیمای انصوب شده بود استوار نشست و سردار محمد حسن خان نواسهٔ وزیر فتح خان
مرحوم را با سه هزار سوار مامور ترکتاز محالات فراه و انار دره و اسفزار نموده امر کرد که خود را پیش رو سپاه بتیره دسته
الرحال لشکر کابل آگاه باشد چنانچه او مواضع مذکورهرا غارت کرده مال و مواشی ایشانرا از چراگاه بتاراج برده
و مردم آن نواحی ابواب قلاع خود را بر بسته از راه دفاع زدوخوردی همیکردند تا که افواج کابل وارد فراه شده دست
تاراج او کوتاه گشت و از اسفزار مراجعت کرده از راه فراهرود بپل مالان داخل اردوی سردار محمد ایوب خان شد
و او پس از ورود لشکر پادشاهی در اسفزار توان پیکار را در خود ندیده با سردار محمد حسن مذکور وغیره
مفسده جویان فرخصد سوار از پل مبرغور روی فرار جانب مشهد نهاد و رکن الدوله حاکم آنجا مقدمش را گرامی
داشته از ورود او در مشهد ببرادر خود اعلیحضرت ناصر الدین شاه پادشاه بدبگراف خبرداد و دهشتاد هزار روپیه
نقد که معاد است با چهارده هزار تومان ایران و هفتصد خروار غله جهت مصارف سردار عاق تیار معین و مقرر
نموده در پاسخ پیام داد که دولت ایران خانهٔ خود شهزادهٔ افغانست و تا که باقامهٔ خراسان وولایات دیگر ایران
خرسند باشد شاه اورا بمنزلهٔ فرزند خویش دانسته سد ابواب ملاطفت در بارهاو نخواهد فرمود و پس از فرار
کردن و رفتن سردار محمد ایوب خان در مشهد هواخواهان او کهبازمانده بودند قصد قتل ایشيك آقاسی شیر دلخان
نمودند که اورا در زندان غوریان کس فرستاده هلاك سازند تا از حال کسانیکه سردار محمد ایوب خانرا اغوا نمودند
و او همهرا می شناسد امیر شیر علیخانرا آگاه کرده تمام را تباه نسازد اما مهدی قلیخان معروف بجان آقای جمشیدی
از عزم و ارادهٔ ایشان خبریافته اسد قلیخان برادر ویلنك توطیخان پسر خودرا با هفتصد سوار در کوهسان فرستاده
ایشیك آقاسی شیر دلخان و همراهانش را که محبوس بودند از زندان کشیده در کشك برده از آنجا با ایل و الوس
مردم جمشیدی در تحت رایت او فراهم گشته روی تسخیر بهرات نهادند وقبل از رسیدن سپهسالار حسین علیخان
هرات را ايشيك آقاسی شیر دلخان بمعاونت خان آقای جمشیدی و مردمش متصرف شده بعد سپهسالار با افواج قاهره
داخل شهر گردیده رحل اقامت انداخت و در مرمت شکست و ریخت مملکت و تربیت سپاه ورعیت پرداخت و بعد
از چندی ايشيك آقاسی شیر دلخان بفرمان طلب در کابل آمده بخدمتیکه داشت مواظب گشت
ذکر ولادت با سعادت اعلیحضرت سراج الملة و الدين
درین سال فرخ فال مهین اختر برج کمال و بهین گوهر درج جلال پادشاه معارف آگاه اعلیحضرت سراج الملة
و الدين امير حبيب الله خان كه حال جالس سریر سلطنت مستقلهٔ افغانستان و ترکستان متعلقهٔ آن و بانی این فرخنده
کتاب و مؤسس این خجسته خطابست از کتم عدم بعرصهٔ وجود قدم نهاده ولادت با سعادتش در روز دوشنبه
بیست و پنجم ماه ربیع الثانی سال مذکور هزار و دویست و هشتاد و نه هجری در بلدهٔ ارم مانند سمرقند اتفاق افتاده
ذکر ولادت
اعلیحضرت
سراج الملت
و الدين
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
