Machine transcription
(٢٥٣)
( جلد دوم ) ( ذکر وقایع عهد امارت اعلیحضرت امیر شیر علیخان ) ( سراج التواریخ )
خویش را از سپاهیان مزبوره فرستاده از طریق دلجوئی پیش خوانده بجهت الزام افسرانیکه مصدر فتنه بودند بایشان
مواجب فرموده بگواهی سپاهیان همه را که مقید و محبوس بودند ملزم ساخته هر هفت تن را مجرداً امراً سنا کرده
هدف کلوله تفنك سياه نظام نمود وبقیه افسران فتنه جوی مفسده خوی راچون نسبت غلامی بسردار محمد اعظم
خان داشتند بپاس خاطر آقای ایشان جان بخشی فرموده از مناصبشان عزل کرد و بعوض آنان از پیاده و سواره
سپاه خویش افسر تعیین نمود و همچنین هريك از سپاهیانرا که فی الجمله فتنه جو وشکوهیده خودانست نیز از نوکری
موقوف کرد و لآلاً و معلولا بناء بر انست سردار محمد منير خان جلو کرده چیزی از سر تراش درباره ایشان امرنکرد
ذکر فتنه میر اتالیق واغوا نمودن او مردم قطغن را
و مقارن اینحال که هنوز امیر شیر علیخان در هرات بود میراتالیق از فوت امير كبير خبر یافته جانب صحرای
غوايت شتافت و با مریکه همواره پیشنهاد خاطرش بود پرداخته بوسائط ووسائل وارسال رسائل مردم محال قطغن
را برانگیخته بغوايت انداخت و سلطان مراد خان پسرش را در بین مردم محال مذکوره فرستاد چنانچه او تمامت
مردم ایل و الوس علاقه جات قطغن را دیده آتش بلوا برافروخت و سردار عبدالرحمن خان جهت اطفای آن
نايره رايت تنبيه وتهدید مردم مذکور برافراخته سردار محمد علی خان وسردار غلام محمد خانرا که در اردويش
بودند باسه فوج پیاده و هزار سوار ودوازده ضرب توپ آتش بارو بیست دسته یکصدی از خاصه دار مقرر میدان
کارزار فرموده امرکرد که ازراه نملان روی بسوی خصم نهند و خود عزم کرد که ازراه شور آبك رهسپار
عرصه پیکار شده وارد نهرین که جای ازدحام خصم نکو هیده فرجام است شود امالشكرمأموره راه بغلان قبل
از حرکت سردار عبدالرحمن خان وارد نهرین کردیده سردار محمد علی خان بی آنکه قراول بگمارد با دویست
سوار پیش ازاردو رهسپار همی بود و لشکریانش از پیش رفتن بدون قراول هر چند منع کردند نشنیده راه همی
پیمود تا که دوهزار سوار مخالف از جائیکه کمین کرده بودند برخواسته باوی مقابل کشند و بی باکانه حمله کرده
همراهان سردار محمد علی خان را از پیش برداشتند و خوداو بابی ثبات قدردم باچند سوار استوار ایستاد و کشتن
و کوشش مردانه کرده آخر الامر با همراهانش کشته گشت و لشکرش که از قفا رهسپر بود ازین امر خبر یافته تمامت
سواران حاضره اردو باشمشیر آخته سبك عنان تاخته خود را بر سر نعش سردار شجاعت دثار رسانیدند و باگروه
مخالف که قصد سربریدن او وربودن آنرا داشتند در آویخته فراوان خون بریختند و سه صد تن را از ایشان
مجروح ومقتول ساخته بقية السيف را از پیش برداشته از بریدن سرسردار شهید سعید وربودنش محروم گذاشتند
و هزیمتیان از راه کریز وارد نهرین شده ازستیز و آویز باز ماندند و روز دیگر سپاه سردار مقتول با هتك هنگامه
آرائی روی بسوی نهرین نهاده کروه مخالف که تقریباً چهل هزار تن مرد پیکار بودند سردار برگرفته باهم
در آویختند و تا وقت عصر کاروا بریکدیگر حصر ساخته آخرالامر سپاه افاغنه پراکنده کی را فرو گذاشته قلعه
آسا چهار صف پشت برپشت هم ورو برخصم بربسته از چهار جانب خودرا ایمن از حمله دشمن ساختند چنانچه
از هر طرف که خصم حمله میکرد تا که دور بود بکلوله تفنك وتوپ و چون نزديك ميشد بشمشير دفع مينمودند
تا که تقریباً ده هزار تن از لشکر غنیم مقتول و مجروح کردیده ازعسکر پادشاهی بسبب صف وقلعه بستن زیاده برده تن
زخمدار نشدند و غیر ازین ده تن زخمدار وسردار محمد علیخان وبیست تن همراهانش که مجموع سی و یکتن شونددیگر احدی
مجروح ومقتول نگشت و درینان کار قطغنیان پشت بجنك داده رو بگریز نهادند و ازجمله سلطان مرادخان بادوهزار
سوار از مردمیکه باو قرار و درین مرحله یار ومدد کارش بودند وسه هزار سوار دیگر از جمله ششیزار سواریکه
میران بدخشان از راه خفا بمعاونت او گاشته بودند طریق فرار بر گرفت و سه هزار سوار بقیه میران بدخشان
بادیگر سواران تبعه سلطان مراد خان پس ازده هزار تن مقتول ومجروح شدن همراهان ایشان چندی اسیر ودستگیر
نیز شده دیگران فرار وادی ادبار کردیدند وخبر این فتح بزرك را که بی تمایل در مقابل چهل هزار سوار
استوار ایستاده حاصل کردند بضم تمام مکتوباتی که از طرف سردار عبد الرحمن خان مامور جاسوسی و در اول
این شورش گرفتار سلطان مراد خان شده در نزد او محبوس بود و بعد از هزیمت یافتن او چنانچه رقم کشت از
ذکر فتنه
میر اتالیق
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
