Machine transcription
( ٢٥٤)
(جلد دوم) ( ذكر وقایع عهد امارت اعلیحضرت امير شير علىخان ) ( سراج التواريخ )
زندان بيرون كشيده اسبی بدست آورده شباشب راه سپرده وقت طلوع آفتاب خود را بسردار عبدالرحمن خان
رسانیده چون از اسب فرود كشت بيهوش شده پس ازانكه بهوش آمد سردار عبد الرحمن خان ازوی استفسار
سبب بیهوشی کرده پاسخ شنيد كه هرروز چهارصد تازیانه بامر سلطان مرادمن میزدند چنانچه جراحات ازدوپشت
وپهلو وغيره اعضای او را ديده بصدق اظهارش كواهی دادند كه بدون از رو ديكر اعضای او سراسر چون
چهره بختسلطان مراد قيركون است پس سردار عبدالرحمن خان نيك واقف ازجات ومقاماتيكه او كشيده ودیده
بود شد سپس آن مرد خردمند بعرض رسانید که همه مردم این بوم وفراز خوف شور و شر روی بسوی كوه
(١)كمر يعنی وكمر (١) نهاده مساكن ومواطن ايشانرا فرو خواهند كذاشت وسردار عبدالرحمن خان ازشنيدن اين سخن فوراً
تنگنای كوه دوهزار سوار نظام با شش عراده توپ چلوی وشش ضرب توپ قاطری بسر كردكی نائب غلام محمد خان بن نائب امير
وبلندی كه بازكرانی مأمور كرده دستور العمل داد كه در آهن دره كه معبر مردم فراريست رفته نكذارد كه كسی پای فرار
بالارفتن بدان از انجا فراتر كذارد وهم جنین فوج سواره و پياده مقيم تالقان را نيز امر كرد كه بانائب غلام محمد خان مذكور
دشوار باشد در موضع مزبور كه نقطه فاصلة بدخشان وقطغن است برود واز راه شوز آبك نيز قاضی قندز را بادو سه تن
از عيان بلخ چون بابيك وغيره كه اشخاص معتمد ومعتبر بودند فرستاد كه مردم را استمالت وهدايت كنند
ومردم چون در آهن دره رسيده راه را از سپاه مسدود يافتند ناچار دست از جان ومال شسته از راه جودن باز
مانده دل بقتل وتاراج نهادند ودر جنين حالت لشكريكه در تهرین با ایشان مقاتله كرده بود در رسيده قفای
ایشان را سدوار بر كرفت تا كه قاضی قندز ومير بابا بيك وغيره در بين الوصات آنان در شده همه را تسلی
داده مستمال ساختند چنانجه همه آقالان و منكبايان كه از دم تيغ دلیران افغان در محاربه تهرين جان
بسلامت برده بودند باعتبار واعتماد قاضی قندز وغيره علماء وسادات از راه اطاعت نزد سردار عبد الرحمن
خان آمدند واو بمكافات كردار ایشان در كذشتن از خطائی را كه كرده بودند مشروط برسانيدن ده لك
روپيه كرده ايشان كه از جان ومال ناامید بودند ازين شرط بسی خرسند كشته طوعاً دوازده لك روپيه
برعهده كرفته معفو شدند سپس سردار والا تبار وثيقه نامه درميان شكار فرموده اين شرط را درج آن كرد
كه پس ازین سخن ميران شانرا كه مخالفت باامیر افغانستان داشته باشند نشنيده تازمانیکه دولت افغان برقرارباشد
(٢) سانزجع ازو ونيايرش (٢) روی دل برنتافته بديكری نكروند ديگر آنكه دوازده لك روپيه را كه پذيرا شده اند بدون
ميره نوابه اهمال تحویل خزانه ركاب وی نمايند واوايشانا بمثابه ديكر رعايا رعايت و حفاظت نمايد ودست ستم جور كيشانرا
نواحی کوهبته ازاخذ مال ومنال ضعفاء ودرويشان بجوب سياست بازدارد فقط و جانبین ختم وخاتمه آن نهاده بعد همه آقسقالانرا
بعطای خلاع فاخره سرافراز ساخته رخصت انصراف داد وا ایشان رفته باايل واوس خودها از وصف سردار
عبد الرحمن خان داستانها رانده و عهدنامه او را كه باخود برده بودند نزد همكنان خوانده از کثرت سرور عهد
نامه دیگر از طرف تمام رعايا نيز باين مضمون مسطور نموده ارسال داشتند كه مطيع ومنقاد امر ونهی سلطنت
بوده نسبت بسردار عبدالرحمن خان بن سردار محمد افضل خان بجان ومال مضايقه رواندارند و اولاد او را هميشه
كرامی دارند ودوست او رادوست ودشمنش را دشمن پندارند وهم عريضه جداكانه با عهد نامه مذكور مسطور
ومرسول نمودند كه چون جان ومال وعيال ما را از خطر تلف ايمن فرموده اند هم آينه بپاس این احسان در رسانیدن
دوازده لك روپيه اهمال نخواهد شد زيرا كه دو کرور روپيه از نقد وجنس ومال ومواشی ما را که در معرض تلف
ميدانستيم واكذشتند البته بشكر ومنت اين عطيت وجه مذكور بزودی بوصول خواهد پیوست وهم پس ازين
بغريب ميران خودراه خلاف نخواهيم بود وسردار عبدالرحمن خان عهد نامه ومكتوب شانرا ترديد والاكهرش
سردار محمد افضل خان فرستاده از تدابیر خویش كه بكار برده بود آكاهی داد وهم جواب مردم مذكور را
بعبارات معقول ومطبوع نوشته فرستاد و ايشان دوازده لك روپيه معهوده را تابکدام تحویل خزانه ركاب سردار
والا تبار نموده رسيد نامه حاصل كردند و مقارن اينحال كه سردار عبدالرحمن خان ازهمه جهت فارغ بال كشت
ورق محاسبات دیوانرا بروی کار آورده يازده لك روپيه از بقایای مالیات محالات حاصل كرده مواجب باقيمانده سال
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
