BrowseKitāb-i musṭatāb-i sirāj al-tavārīkh → page 256

Page 256

Kitāb-i musṭatāb-i sirāj al-tavārīkh · pages 1–1270


Page image — the source of record

Scanned page 256 of Kitāb-i musṭatāb-i sirāj al-tavārīkh

Machine transcription

(٢٤٩) ( جلد دوم ) ( ذکر وقایع عهد امارت اعلیحضرت امیرکبیر ) ( سراج التواريخ ) بعد از صدمۀ باروت رخنه (١) در جدران وابواب حصار انداخته بسپارکان از قلعه گیان را از ضرب پارچه‌های کلوخ وسنگ هلاک ساختند ومردم سکنۀ شهر راه امید را مسدود دیده ناچار روی‌دل بسوی امیر کبیر نهاده دسته دسته وفوج فوج از شهر بیرون شده باردوی معلی همی پیوستند تا که در روز پنجشنبه هفتم ماه ذیحجۀ سال ١٢٧٩ هزار ودوصدو هفتادونه هجری مطابق روز بیست وهشتم ماه می سنه ١٨٦٣ هزارو هشتصد و شصت‌وسه میلادی امر یورش از حضور امیرکبیر شرف صدور یافته تمامت سپاه حمله نموده شهر را از دست پرده‌البرانۀ خودها ودغا بازی شهریان متصرف گشته فتح حاصل نمودند و شهر را تاراج کرده غنیمت بسیار بدست آوردند وسردار شیرنواز خان با برادران ومنسوبانش از بیم جان بارك درشده درامید بروی خویش بربسته وپس از اعطای نائرۀ یغما وآرام شدن التهاب آتش شور وغوغا با سردار محمد عمر خان وسردار سکندر خان سردار شیر علیخان را که نسبت خواهی زادگی بوی داشت شفیع ساخته از راه عجز وانکسار بتوسط او شرف اندوز حضور امیر کبیر شدند وامیر کبیر نخست سردار محمد عمر خان را مخاطب ساخته احسانات خویش را که نسبت باومبذول فرموده بود يك يك برشمرده الزامش کرد و سردار محمد عمر خان زبان بتصدیق گفتار امیرکبیر کشوده نو ازشیکه دیده بود يك يك نام برده از تقصیراتش عذر بدان خواست که برادرم سردار سلطان احمد خان را بمنزلۀ چاکر بودم وپس ازوی پسرش را بمثابۀ نوکرکه بهر حال میبایست طریق خدمت میسپردم و روز را باخلاص واطاعت ایشان بسر می‌بردم زیرا که سر از حکم ایشان باز زدن شیوۀ نمك حرامی ومایۀ بدنامی میشد پس ناچار برطبق خواهش آنان بکار کوشیدم وچشم از حقوق نمك بپوشیدم تا اينك كه گرفتار کمند حوادث روزگارشدم رهسپار خدمت بودم واکنون بیرون ازعفو تقصیر که امیرکبیر عفو فرمایند و بچشم احسان جانب من نظر نمایند دیگر چاره و تدبیری در صنیع ندارم وامیرکبیر از گفتار دلپذیر او سکوت اختیار کرده او را دیگر چیزی نگفت اما سردار شیرنواز خانرا معاتب ساخته بلفظ تحقیر تجلیزش نموده فرمود که شیرنواز تو بودی که برزبان میراندی که تاچون پدرم جان نسپرم بجز محاربه ومقاتله بدیگر امری نکردم اينك ازچه گرفتار کمند ادبار شدی وسردار شیرنواز خان لب بپاسخ کشوده درشت گوئی آغاز کرده مورد شوم دشنام شد و در خجالت سردار شیرعلیخان نظر بدرشت گوئی وزشت خویی او که مبادا بگفتار ناهنجار پرداز ددوش او را گرفته باسردار سکندر خان وسردار محمد عمر خان همه‌ تن را بعنف ازمجلس بیرون کشیده بامر امیر کبیر همه را محبوس کرد و مقارن اینحال سردار محمدامین خان ازحضور قبلۀ امجدش امیرکبیر رهسپار قندهار گردید و پس از روانه شدن او از هرات بجانب قندهار امراض مختلفه متضاده عارض حال امیرکبیر گشته ارکان قلعۀبدنش برخوت پذیرشده آفتاب عمرش را وقت غروب رسید (١) جدران جمع جدار یعنی دیوارها ذکر انتقال امیرکبیر از دار فانی ( بسوی جنت النعیم جاودانی بامر یزدانی ) چون مرض اعلیحضرت امیر کبیر شدت گرفته زمان رحلتش رسید در روز سه شنبه بیست ویکم ماه ذیحجه سال ١٢٧٩ هزار ودوصد و هفتاد ونه هجری مصادف روز نهم ماه جون سنه ١٨٦٣ م هزار وهشتصدوشصت وسه میلادی که مطابق بود باروز چهاردهم فتح هرات الیم عرش سیری گشته در جنب مرقدمنور بر گزیدۀ ایزد باری حضرت خواجه عبدالله انصاری سقى الله ثراه وجعل الجنة مثواه مدفون شد و فرزندانش که حاضر بودند باسران وبزرگان سپاه بمراسم تعزیه داری ولوازم سوگواری پرداخته بطریق شایسته ایام فاتحه‌خوانی بپای بردند و همچنین در کابل سردار محمد علیخان و در ترکستان سردار محمد افضل خان نخسث جشن وچراغان فتح هرات را بپای برده بعد خبر فوت امیر کبیر سمر گشته بساط سور را بسوك مبدل ساخت ودر كابل وقندهار وترکستان ذکر انتقال امیرکبیراز رهبدون بجانب نعم المصیر

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Kitāb-i musṭatāb-i sirāj al-tavārīkh, page 256. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0009/256 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0009/256
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record