Machine transcription
(٢٤٨)
(جلد دوم) ( ذکر وقائع عهد امارت اعلیحضرت امیر کبیر ) (سراج التواریخ)
و دیوار شهر واقع قرب دروازه مذکور را برای نشستن ترتیب داد و سایه بان بزرگی بر پای کرده در زیر آن
بساط صلح بگسترید و مترصد بنشست تا که امیر کبیر جمعی از برادرزادگان خویش و خدام خلوصیت اندیش صداقت
کیش چون سردار شمس الدین خان و سردار محمد عثمان خان و سردار خوشدل خان و سردار عبدالغنی خان و سردار
یحیی خان و سردار غلام محمد خان طرزی و قاضی عبدالرحمن خان خانعلوم و میرزا محمد حسین خان و صفدر علیخان
و چند تن دیگر از بزرگان درانی و غلجائی و فارسی روانه فرمود و ایشان رفته باسردار شهنواز خان طرح مکالمه
انداختند و بعد از گفتگوی بسیار سردار شهنواز خان اظهار کرد که خود را کبرین چاکر درگاه میپندازم
و هرات را بکارگزاران سلطنت میسپارم اما چون حکومت آن بیکی از خدام مفوض میشود من خود را میشمارم
و فرستادگان امیر کبیر اجابت این امر را بعدم اجازت عذر خواسته گفتند که این کار تاشرف بار حاصل نکنی
و خود عرض و استدعا ننمائی چاره پذیر نیست و سردار شهنواز خان از گفتار ایشان بر مرامیکه در دل داشت
کامیاب نگشت لاجرم از شرف یاب شدن حضور امیر کبیر سرباز زده از مجلس برخاسته هر کدام جانب مقام
خویش شده بکار خود پرداختند
ذکر بیرون
کردن سردار
شهنواز خان
سردار میر
افضل خانرا
از هرات
( ذکر بیرون کردن سردار شهنواز خان )
( سردار میر افضل خان را از هرات )
و سردار شهنواز خان پس از معاودتش در شهر باندیشه اینکه مبادا سردار میر افضل خان راه خیانت پیش
گرفته با امیر کبیر یکدل و یکجهت شده شهر هرات را بدو سپارد قصد بیرون کردنش کرده او و سردار غلام
محی الدین خان بن سردار کهندل خان را امر کرد که از شهر بیرون شوند و سردار غلام محی الدین خان که
روی دلش حقیقتاً جانب امیر کبیر بود ازین حکم سردار شهنواز خان شادمان گشت و سردار میر افضل خان
از بیرون شدنش ابا کرده اظهار صداقت نسبت باو کرده پیام داد که او را از خود دانسته بیرونی نکند و سردار
شهنواز خان این بیت را نوشته مصحوب عبد الله خان برادر خود نزد سردار میر افضل خان فرستاد قاسم سخن
کوتاه کن و خیز و عزم راه کن بشکر برطوطی فکن میدار پیش کرگسان و او پس از خواندن این بیت با سردار
غلام محی الدین خان از شهر بیرون شده امیر کبیر ازین امر خبر یافته سردار شیر علیخان را امر کرد که بحصهٔ
خاص اعلیحضرتش برپا برداشته با سردار محمد امین خان باستقبال ایشان رفته بعزت و احترام حضورش سازند چنانچه
برطبق امر امیر کبیر مراسم پذیره را بجای آورده سردار میر افضل خان را در حصهٔ اعلیحضرت امیر کبیر رسانیده
باعزاز و اکرام تمام حاضر بار عامش نمودند و امیر کبیر باب تفقد و تلطف بر روی او کشوده غبار خجلت و انفعال را
که از کردارش نسبت بامیر کبیر برکوبهٔ حال داشت بآب مرحمت بشست و جای نشیمن و فرش و بارگیر و فراش
و پیشخدمت با اسباب و ادوات وغیره مایحتاج بوی بذل فرموده و ازانکه از امیر کبیر رو برتافته نزد سردار سلطان
احمد خان رفته بود هیچ نگفته شرمنده احسانش ساخت
ذکر فتح
هرات
(۱) نقب ثقوب
یعنی سوراخ
های نقبها
( ذکر امر یورش کردن امیر کبیر )
( بتمامت سپاه را و فتح هرات )
چون امر محاصره طول کشیده از اندیشه و تدبیر کارنجاتی نرسید لاجرم امیر کبیر عزم یورش کرده سخت
کار برپا برقاعه گیان سخت نموده راه آمد شد ایشانرا بکلی مسدود ساخت و نقب زنان اردو را مامور بشگافتن
اطراف شهر کرده باندك زمان (۱) ثقوب نقوب را تاکنار خندق و بعضی مواضع را درین دیوار حصار رسانیدند
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
