BrowseKitāb-i musṭatāb-i sirāj al-tavārīkh → page 257

Page 257

Kitāb-i musṭatāb-i sirāj al-tavārīkh · pages 1–1270


Page image — the source of record

Scanned page 257 of Kitāb-i musṭatāb-i sirāj al-tavārīkh

Machine transcription

( ٢٠٠) ( جلد دوم ) ( ذکر فوت اعلیحضرت امیرکبیر جنت مسیر ) ( سراج التواريخ ) وخواتین ورجال آباد و غیره باهمان وقصات مراسم تعزیه داری و فاتحه خوانی بپای رفت خلاصه این پادشاه خلد آرامگاه متصف باوصاف حمیده و متخلق باخلاق پسندیده بود و برای بارعام روز معین جهت دادرسئ ایام نداشت و هرروزه پس از ادای نمازبام وتلاوت پارهٔ از کلام ملک علام بمحفل بارنشسته احوال هر ضعیف و ناتوان راپرسیده دادمیداد بلکه اکثر از دادخواهان اناث و ذکور بدرب حرمسرا وعرض راه عرض حال کرده دادمیخواستند جنابش تلکه برعصا کرده دادمیداد و مالیات محالات اکثر محالیکه شهزادگان و نزدیکان طوایف معین کرده مجری میفرمود باری بعمر هفتاد و دو سالگی بدرود جهان فانی کرده میرزا محمد محسن خان دبیر حالات آن مبرور را بدون اغراق شاعرانه وصف الحال بتاریخ فوتش در سلك این ابیات در آورده است چون عددنامبر جاهد غازی بحساب جمل ١٢٨٢میشود و عدد جیم که سه است از سر جنان بدر آورده شود ١٢٧٩باقی میماند که تاریخ فوت اوست مهر بی برج سلطنت ایدوستان گرفت کز حسرت فروغ جمالش جهان گرفت شمعی خوش گشت که دود مصیبتش شد آتش غم و بهمه دودمان گرفت شد خسروی ز دهر که دایم بماتمش پیر و جوان فرقهٔ افغان فغان گرفت یعنی امیر دوست محمد که تیغ او خورشید سان کران جهان تا کران گرفت از بسکه مهربان بعزیزان و خویش بود نتوان بخامه معنی و تفسیر آن گرفت ره آنچنان نرفت بخود دو بزرگ خویش کش يك بزرك خود ده بکارئ توان گرفت هرگز بعمر خویش زکس دلگران نشد با آنکه هر که هر چه رو برکران گرفت در عهد او بمهد امانت غنوده خلق زانسان که از زمانه زمین صد ضمان گرفت ره را چنان زرهزن ناپاك پاك ساخت کز دزد مزد بدرقه کاروان گرفت تسخیر کرد خلق جهان را بحسن خلق آری بحسن خلق جهان میتوان گرفت تا پای او نهاد قدم بر سریر حکم دستش کلاه سروری از سروران گرفت نگرفت کس بدهر عنان عزیمتش غیر از اجل که آخر عمرش عنان گرفت حکم آنچنان نمود که كلك فراستش انگشت بر عدالت نوشیروان گرفت کیهان وقار او بهری لنگر او فگند از جنب ملك میمنه تا کوهان گرفت بنمود فتح شهر هرات و بداد جان مردانه وار شهر هری را بجان گرفت محسن سوال کرد زپیر خرد که آه تاریخ فوت این شهٔ غازی جنان گرفت حوری سر از جنان بدر آورد در جواب گفت از امیر جاهد غازی توان گرفت و ازین پادشاه خلد آرامگاه بیست و هفت پسر و بیست و پنج دختر از شانزده تن زوجه باز مانده و دیگر پسر و دختر نیز تولد یافته در زمان حیاتش بکوچکی بدرود جهان کرده و از جمله نخست امیر شیر علی خان بجالس سریر سلطنت شده و در ضمن امارت او امیر محمد افضل خان و امیر محمد اعظم خان نیز بر تخت امارت افغانستان جلوس نمودند چنانچه مرقوم شده می آید و امیر شیر علیخان بعمر چهل ویکسالگی بزاورتك جهانبانی نهاده تاریخ تولد و مدت زندگانی و تاریخ فوت وموضع دفن او ودیگر برادرانش ازین جدول مفهوم میگردد

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Kitāb-i musṭatāb-i sirāj al-tavārīkh, page 257. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0009/257 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0009/257
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record